عمرانی در حال حاضر سریال های «عملیات 125»، «راستش را بگو» و «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را در حال پخش از تلویزیون دارد. با او به گفتوگو نشستیم تا درباره نقشهایش در این دو سریال صحبت کنیم...
آقای عمرانی! در حال حاضر با سریالهای «راستش را بگو»، «عملیات 125» و «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» در تلویزیون حضور دارید. اتفاقا در هر سه سریال نقش پدر را بازی کردهاید...
متاسفانه در حال حاضر برخی از کارگردانان و تهیهکنندگان تلویزیونی به خودشان زحمت نمیدهند که خطر کنند و نقشهای مختلف را به یک بازیگر بدهند. وقتی بازیگری در نقشی خوب ظاهر شود به خاطر پیشنهادهایی که به او میشود تا مدتها مجبور است همان نقش را در سریالهای متفاوت تکرار کند. البته شاید بخشی از این تقصیر هم به نویسندگان برگردد. چون برخی از درامنویسان آثار نمایشی سوژههایی را که در سایر سریالها تکرار شده در سریال خود تکرار میکنند.
اما بازیگر هم میتواند زیربار نقشهای تکراری نرود...
یعنی بیکار بماند؟ ببینید وقتی قصه خوب نوشته نمیشود و خلاقیتی در آن نباشد، به تبع آن کارگردان، کار خوب و نویی ارائه نمیکند و بازیگر هم توان ارائه هیچگونه خلاقیتی ندارد. با این اوضاع که پیش میرود، میترسم از چند وقت دیگر پشتسر هم نقش پدربزرگها را بازی کنم.
اما گاهی اوقات حتی با پذیرش یک نقش ثابت نیز میتوان به نوعی در جنس بازی تفاوت ایجاد کرد...
خب مسلما این کار را میکنم. گاهی یک پدر عصبی هستم گاهی خلافکار و گاهی هم مهربان.
این تفاوتها که میگویید به تفاوت نقشها در متن برمیگردد. شما به عنوان بازیگر چه تدابیری برای برونرفت از تکرار یک نقش کلیشهای دارید؟
البته که بیشتر ظرفیت یک نقش به تفاوتهای درون متنی و ویژگیهای شخصیتی آن برمیگردد. کار من به عنوان بازیگر این است که با توجه به محدوده اختیاراتم در پیدا کردن مابهازاهای بیرونی و شناخت کامل نقشی که بازی میکنم، تلاش کنم. سعی میکنم با ارتباط برقرار کردن با مختصات و ویژگیهای نقشی که بازی میکنم تا حد امکان بازی متفاوتی ارائه کنم.
شما در سریال «تکیه بر باد» نقش یک روحانی را بازی کردید. در جایی گفتید به شخصیت روحانی آنطور که در ذهن من بود، پرداخته نشد. از این حرف چه منظوری داشتید؟
آن زمان طبق توافقی که با کارگردان و نویسنده داشتیم قرار بود روحانی، نقش تاثیرگذار و پررنگی داشته باشد. البته منظور من کمیت حضور در صحنهها نیست بلکه کیفیت تاثیرگذاری در روند داستان مدنظرم است.
شما در سریال «راستش را بگو» نیز در نقش پدر ظاهر شدید. خودتان راجع به این سریال چه فکری میکنید؟ آیا شخصیت شما هم به تبع بقیه شخصیتهای سریال دچار شعارزدگی شده است؟
اتفاقا من اصلا این انتقاد شما را قبول ندارم. این اولین بار است که یک سریال مسائل فرهنگی و اخلاقی را اینقدر خوب به بیننده منتقل میکند.
بیشتر کارهای ما که به مسائل اخلاقی میپردازد سراغ یکسری مباحث ثقیل و فلسفی میروند که باعث میشود مردم را دچار سردرگمی کنند. تلویزیون مخاطب عام دارد و مسائل سنگین و ثقیل نمیتواند این مخاطب را جذب کند. اما مهمترین ویژگی «راستش را بگو» این است که اگر هم به سراغ این مفاهیم رفته است، اما آنها را بسادگی روایت میکند.
اما من فکر میکنم سریال به سمت شعارزدگی سوق پیدا کرده و فارغ از محتوای این سریال نحوه پرداخت و روایت آن شعاری است و بازیها اغراق شده است. «راستش را بگو» از جنس زندگی طبیعی نیست. انگار که یک آرمانشهر ترسیم شده و شخصیتها واقعی نیستند...
نه، اصلا اینطور نیست. اتفاقا موقعیتها خیلی ساده چیده شدهاند و مفاهیم در قالبی روان و ساده بیان شده است. کسانی که به این سریال انتقاد میکنند خودشان همان مشکلات را دارند و از صراحت لحن و رویارویی با حقیقت ناراحت شدهاند.
به همین دلیل درباره سریال موضع گرفتهاند. اصلا فرض کنیم که در این سریال آرمانشهر خلق شده، مگر چه عیبی دارد؟ ما میخواستیم بگوییم که شهر آرمانی و بیعیب همین است که در این سریال نشان داده میشود و ما باید به آن برسیم.
مشکل اینجاست که یک اثر اگر تا حد زیادی شعارزده شود، دیگر نمیتواند تاثیرگذار باشد...
من با گفته شما موافق نیستم. سریال «راستش را بگو» ساختار جدیدی به تلویزیون آورده است. هر کار تازهای در تلویزیون ابتدا با مخالفت مواجه میشود، اما بعدها اثر خودش را میگذارد و مطمئن باشید چند وقت دیگر شما هم میفهمید که این سریال چقدر اثرگذار و قوی است...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم