در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او حدود 40 سریال، نزدیک به 20 تلهفیلم و حدود 20 فیلم سینمایی در پرونده کاری خود دارد.
«تکیه بر باد»، «بوی کافور»، «عطر یاس»، «شبیخون» و «عشق گمشده» از آثاری است که زهره حمیدی در آن به ایفای نقش پرداخته است.
این بازیگر 51 ساله برای رهایی از دام کلیشههای مرسوم در نقش، از احساسات خود به نحو مطلوب استفاده میکند.
او درباره دو حادثه که یکی از آنها بدترین حادثه زندگیاش را رقم زد، میگوید: هنگامی که برای تصویربرداری سریال
«ا یکس 11» به اهواز رفته بودم، اطلاع دادند پسرم حامد براثر ایست قلبی فوت کرده است... خبر ی تکاندهنده که بسیار ناگوار وفراموش نشدنی بود.
به ناچار به سمت تهران حرکت کردم و در طی 16 ساعتی که از اهواز به تهران میآمدم، لحظهای نبود که چشمانم خیس نباشد؛ این بدترین حادثهای است که میتواند برای یک مادر رخ دهد.
با این حال چون تنها چند روز به پایان فیلمبرداری مانده بود، چند روز بعد برگشتم و مجبور شدم کارم را با وجود شرایط نامساعد روحی ادامه دهم.
اتفاق دیگر هم مربوط به سر صحنه مجموعه تلویزیونی «مسافر ری» بود که از تپهای بالا رفتم و پایم آسیب دید، اما چون حتما باید این سکانس را در همان روز میگرفتیم، من مجبور به ادامه کار و تحمل درد بودم.
از مردم معذرت میخواهم
محمد نصرتی متولد 21 دی ۱۳۶۰ در شهرستان کرج عضوتیم ملی وعضو تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز است.
وی از دلایل پیوستن چندین باره خود به تیم تراکتور سازی را تشویقهای مادر آذری زبان خود عنوان میکند.
او بعد از پیوستن دوباره به تیم تراکتورسازی جدایی خود از تیم تراکتور سازی را بزرگترین اشتباه ورزشی عمر خود خوانده که باعث شد بخاطرافت ورزشی جایگاه خود را نیز برای مدتی در تیم ملی فوتبال از دست بدهد.
او بخشش خود را از سوی مسوولان فوتبال و مردم مهمترین رویداد روحیه بخش زندگیاش میداند. رویدادی که به او زندگی دوباره ورزشی و اجتماعی بخشید.
نصرتی میگوید آن حادثه و آن بازی تامدتها کابوس زندگی من بود. بهگونهای که آینده ورزشی و اجتماعی مرا به تاریکی برده بود اما خدا به دادم رسید و از آن سختی گذشتم و نجات پیدا کردم.
هنوز هم بخاطر آن ماجرا از مردم عذر میخواهم و از لطفشان تشکر میکنم. برای جبران این مساله برنامه خاصی دارم و امیدوارم خدا نیز مرا ببخشد و خوشحالم بتدریج موقعیت گذشته خودرا بتدریج بازیافتهام.
مردن اسب خیلی ناراحتم کرد
فرهاد بشارتی در سال 1345 در گیلان متولد شد. او فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی است.
وی بازیگری را از گیلان در سال 1369 آغاز کرد و پس از پایان تحصیلاتش در سال 1376 فعالیت هایش جدیتر شد. 
در کارنامه کاری این بازیگر بازی در سریالها، تله فیلمها و تئاترهای زیادی به چشم میخورد. به همین دلیل بشارتی جزو بازیگرانی است که نقشهای بسیاری را تجربه کرده است.
او با «دنیای شیرین دریا» که سریالی برای نوجوانان بود شناخته شد. میتوان از نقش آفرینیهای او در سریالهای «مزرعه کوچک»، «لبه تاریکی»، «دارا و ندار»، «عبور از مه» و «در چشم باد» نام برد.
بتازگی سریالهای «رویای گنجشکها» و «کلاه پهلوی» از او در حال پخش است.
وی از اتفاقی که در سریال «در چشم باد» برایش رخ داد، اینطور میگوید: در این سریال که به کارگردانی مسعود جعفریجوزانی ساخته میشد من نقش شعبون را بازی میکردم که جزو شخصیتهای سیاه فیلم محسوب میشد.
در سکانسی که زیر باران مصنوعی در شهرک غزالی فیلمبرداری میکردیم من، اکبر عبدی و محمد ولایتی چون مثلا مست بودیم باید خرابکاریهایی میکردیم.
این سکانس تقریبا یک ربع طول میکشید باید در حالی که عربدهکشی میکردیم اول یک کالسکه را با اسبش واژگون میکردیم و در پیاده رو یک میوه فروشی را به هم میریختیم و در آخر من دوچرخه سواری را زمین میزدم و دوچرخهاش را به سمت پارسا پیروزفر که نقش اصلی را بازی میکرد، پرتاب میکردم.
این سکانس را چندین بار تمرین کردیم تا نوبت به فیلمبرداری اصلی رسید. خوشبختانه کار خیلی خوب انجام شد. وقتی برای عوض کردن لباس هایم به اتاق گریم رفتم متوجه شدم بینیام آسیب دیده و آنقدر درگیر نقش بودم که متوجه این زخمم نشدم. زخم را تا مدتی با گریم میپوشاندیم که در فیلمبردای معلوم نشود.
اما مسالهای که خیلی باعث ناراحتیام شد، اسبی بود که چندین بار زیر باران مصنوعی اسب را زمین زدیم و چند روز بعد خبر رسید که اسب مرده است.
تولد فرزندانم مهمترین اتفاق زندگی من است
سید مهدی رحمتی متولد سیزدهم بهمن ۱۳۶۱ در تهران و دروازهبان تیم ملی و عضو تیم باشگاه استقلال است.
وی همچنین سابقه سنگربانی در تیمهای فجرسپاسی شیراز، سپاهان اصفهان، و مس کرمان را دارد. 
رحمتی برای تیم ملی ایران 72 بازی ملی انجام داده و چند سالی میشود که خود را به عنوان دروازهبان شماره یک تیم ملی قبولانده است.
او درباره مهمترین حادثه زندگیش میگوید: اتفاقات زیادی در سالهای گذشته برای من افتاده است، که هرکدام به تنهایی میتواند یک داستان شود، اما مهمترین اتفاق برای خودم بچهدار شدنم بود آن هم برای دومین بار، چند سال پیش خداعلی را به من و همسرم هدیه داد، که این مهمترین اتفاق زندگی من بود.
در سال 90 هم دیگر پسر من به دنیا آمد که باعث شد تا زندگی ما رنگی دیگر به خود بگیرد. من از زندگیام لذت میبرم و حاضر نیستم هیچ چیز دیگری را با زندگی خانوادگیام عوض کنم.
رحمتی در ادامه میگوید: اگر بخواهم از حادثه دیگری نام ببرم میتوان به روزهای خوبی که در تیم ملی و باشگاهی داشتم اشاره کنم که در تمام آنها سعی کردم بهترین بازیهای خودم را انجام دهم.
رحمتی با انتقاد از رویهای که علیه فوتبالیستها وجود دارد میگوید: متاسفانه عدهای دائم میگویند بازیکنان فوتبال چهرههای بدی هستند و فقط دنبال پول میروند در حالی که من خیلیها را میشناسم که به موسسات خیریه رفت و آمد دارند و کسی هم از کار آنها مطلع نیست.(جام جم - ضمیمه تپش)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: