در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوازدهمین رئیسجمهور آمریکا پیش از آنکه درسال 1948 به این مقام برسد ، فردی کاملا غیرسیاسی بود. زاگری تیلور، اما در عین حال یک ژنرال موفق در جنگ مکزیک به شمار میرفت و همین کافی بود تا حزب اصلاحطلب آن زمان او را نامزد کرده و در نهایت به کاخ سفید راه یابد.
ران چرنو، بیوگرافینویس جورج واشنگتن میگوید: «ژنرالها در سیاست آمریکا نقشی اساسی داشتهاند و این صدرنشینی آنها به زمان جورج واشنگتن برمیگردد که یک ارتش قارهای تاسیس کرد.» در انگلستان ژنرالها در نهایت به مقام سلحشوری میرسند، ولی در آمریکا جایگاه سیاسی والایی برای آنها در نظر گرفته میشود.
اکنون ژنرال پترائوس- فردی که پس از ارتش به مقام ریاست سازمان سیا منصوب شد و میرفت تا در آینده به عنوان یکی از نامزدهای ریاستجمهوری مطرح شود- ناگهان به خاطر داشتن رابطهای خاص با بیوگرافینویس خود از صدر به زیر افتاده است. از سوی دیگر ژنرال جان آلن، جانشین پترائوس در افغانستان متهم شده است رابطهای «نامناسب» با دومین زنی داشته است که نامش بتازگی دراین پرونده برده شد.
آندره پاسیویچ، پژوهشگرموسسه کروک برای مطالعات صلح بینالملل دردانشگاه نتردام که خود یک ژنرال بازنشسته است، میگوید: «رسوایی پترائوس که ارتباط چندانی با عملکرد نظامی او ندارد راه را برای یکسری بحثهای عمومی هموار میکند که به نظر میرسد طرح آنها از مدتها پیش ضروری بود.» به گفته او «نکوهشکردن چنین فردی با آن جایگاه عظیم باید فضایی را به وجود آورد که مردم بتوانند جدیترین پرسشها را مطرح کنند و بگویند چرا نظامیان ما در عراق و افغانستان عملکرد خوبی نداشته یا انتظارات مردم آمریکا را برآورده نمیکنند؟»
علاقه توام با احترام مردم آمریکا به نظامیانشان به سالهای بنیادین این کشور بازمی گردد. یعنی زمانی که فرماندهان نظامی باید همزمان کشور را از تهدید و تهاجم ارتشهای اروپایی از یک سو و حملات قبایل بومی آمریکا از سوی دیگر محافظت میکرد ند.
چرنو میگوید: جورج واشنگتن، نخستین رئیسجمهوری بود که دستور داد ارتش، استقلال آمریکا را از بریتانیا به دست آورد. درآن زمان آمریکاییها احساس میکردند هویت ملیشان ضعیف شده است. آنها هنوز هم همین احساس را دارند و خودشان را شهروندانی متعلق به کشورهایی میدانند که برای نخستین بار از آنجا به قاره آمریکا مهاجرت کردند. ارتش آمریکا را که واشنگتن تاسیس کرده بود ، درواقع نخستین نهاد ملی آمریکا به شمار میرفت. از آن زمان بود که ژنرالها در چشم مردم آمریکا از احترام ویژهای برخوردار شدند و برخلاف دعاوی ظاهری آنها مبنی بر حمایت از دموکراسی ـ که به آن چندان اعتمادی ندارند ـ الگوی واقعی آنها ژنرالها شدند.
در جنگهای داخلی آمریکا، ژنرال آلیسس گرانت، پسر یک دباغ بود که بعدها به ریاست جمهوری این کشور رسید. رئیسجمهور آندرو جکسون هم فرزند یک مهاجر اسکاتلندی بود. پیش از ورود به کاخ سفید، او ژنرالی به حساب میآمد که در جنگهای داخلی سال 1812 برنده شده و توانسته بود در جنگ اورلئان با انگلیسیها پیروزی به دست آورد. ریچارد کوهن، تاریخ نگار نظامی که در دانشگاه کارولینای شمالی فعالیت میکند، میگوید: «ژنرالها درآمریکا از اعتماد عمومی مردم برخوردارند و این احترام را به خاطر یکسری قابلیتها به دست آوردهاند.»
از زمانهای دور، آنها در بین نهادهای آمریکا حضوری پررنگ داشتهاند. برخلاف سیاستمداران که همواره لکه ننگی بر دامن آنها مینشست ، ژنرالها در آمریکا از این امر مستثنی بودند. در چشم مردم آمریکا آنها کسانی تلقی میشدند که جان خود را برای رفاه حال آنها به خطر انداختهاند. اکنون رسوایی ژنرالها این باورها را به چالش کشیده است.
در سالهای گذشته، اگر ژنرالی میخواست پا به عرصه سیاسی بگذارد باید از مسیر احزاب حرکت میکرد. در سال 1868 ، این حزب جمهوریخواه بود که ژنرال گرانت را به عنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی کرد. با این حال، خاطره جنگ ویتنام چنان برای مردم آمریکا تلخ بود که هیچکدام از ژنرالهای این جنگ بعدها نتوانستند موقعیت سیاسی مهمی به دست آورند. در جریان جنگ عراق نیز ـ مانند ویتنام ـ که ژنرال پترائوس در آن موفقیتهای مهمی به دست آورده بود، اوضاع به گونهای پیش میرفت که این جنگ در نظر آمریکا به یک تجربه امپریالیستی تبدیل میشد. در طول جنگ خلیج فارس اما وضع فرق میکرد و دیدیم که چگونه ژنرال کالین پاول درسال 1990 از او به عنوان یکی از گزینهها برای نامزدی ریاست جمهوری یاد کرد و در نهایت نیز توانست به وزارت خارجه دست پیدا کند. در آمریکا داشتن یک یونیفرم نظامی کافی است تا فردی را برجای یک قهرمان بنشاند.
امروزه نیز نظامیگری در بین مردم آمریکا جایگاه ویژهای دارد. اکثر نظرسنجیها نشان میدهد بیشتر آمریکاییها اعتماد کامل یا در سطح بالایی نسبت به آنها دارند. حتی رونالد ریگان، رئیسجمهور اسبق آمریکا روزگاری گفته بود «ما فقط به نظامیان گوش میسپاریم ». حرفی که بعدها جورج بوش پسر هم به صورت دیگری آن را تکرار کرد و گفت: «ما درمیدان نبرد فقط به حرف فرماندهانمان گوش میسپاریم.»
نام پترائوس نخستین بار در سال 2007 بود که برسر زبانها افتاد. جنگ عراق دچار رکود شدیدی شده بود و به یک قهرمان احتیاج داشت تا آن را از این وضع خارج کند. برای آمریکاییهای آن زمان، پترائوس یک قهرمان بود. اکنون اما این قهرمان درگیر یک رسوایی اخلاقی شده است. پیامدهای این رخداد هنوز روشن نیست. لیکن میتوان گفت آن اعتماد دیرین به ژنرالها خدشهدار شده است و دستکم اینکه لکه ننگ سیاستمداران نیز میرود تا بردامن آنها بنشیند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: