به موجب این سند ششدانگ صدای معصوم بماند به نام وارثان قصههای شب که در گذر سالها خواهد ماند. ارادتمند دفتر ادبیات نمایشی مرکز هنرهای نمایشی رادیو.
حس و حال عجیبی در استودیو حکمفرما میشود. ناخودآگاه به یاد صحنههایی از کوچه پس کوچههای قدیمی تهران که در «هزاردستان» دیدهام، میافتم. صدای چرخهای کالسکه و اسبی که با سرعت تو را از سنگفرشهای قدیمی عبور میدهد... و این صداهای خاطرهانگیز، چه باشکوه و شنیدنی است.
آرش پارساخو (تهیهکننده) میگوید: در موسیقی عنوانبندی از موسیقیهای متن «سلطان صاحبقران» زندهیاد حاتمی استفاده کردهام که در آن ترکیبسازهای ایرانی به وفور شنیده میشود. در ضمن آرم برنامه را فرهاد امینی نوشته است.»
نام بازیگران در عنوانبندی خوانده میشود. پارساخو برایم چنین توضیح میدهد: بسته به فضا و طراحی نمایش در بعضی داستانها، نمایش یا با تیتراژ شروع شده یا این که تیتراژ بعد از نمایش پخش میشود.
این برنامه که به همت دفتر ادبیات رادیو نمایش ساخته میشود، به بازپخش نمایشهای قدیمی رادیو از دهه 40 خورشیدی میپردازد.
ارثیه 60 سال نمایش ایرانی
محسن قصابیان، کارگردان و سردبیر یکی بود یکی نبود، خود تئاتر خوانده و در این رشته مدرک کارشناسی ارشد دارد.
قصابیان که از سال 69 نوشتن و بعد کارگردانی خیلی از برنامههای نمایشی رادیو همچون «سفارتخانه»، «اتوبوسی به نام هوس»، «شاه میمیرد»، «سر نوشت» و... را به عهده داشته است درباره حضور تازهاش در رادیو میگوید: شاید در گذشته کمی ارتباطم با رادیو کمرنگتر شده بود، اما از سال گذشته که به اینجا برگشتهام، سردبیری بخش نمایش صدای آشنا و رادیو جوان را به عهده دارم و روی نمایشهای یکی بود یکی نبود کار میکنم.
قصابیان باز پخش نمایشهای قدیمی رادیو را از چند جهت جالب میداند و میگوید: این کار برای کسانی که در آن زمان این نمایشها را از رادیو شنیده بودند و با آنها خاطره داشتند و از سوی دیگر برای نسل جوانی که فقط آوازه نمایشهای قدیمی به گوششان رسیده، اما به آنها دسترسی ندارند، جالب است. برای همین، مدیریت مرکز هنرهای نمایشی صدا تمایل داشت کارهای قدیمی را دوباره پخش کند، اما چون نمایشها روی ریل ضبط شده بودند، تبدیل آنها به فرمت دیویدی و دیجیتال، کاری زمانبر بود، ولی اقدامی ارزشمند محسوب میشد.
خیلی از نمایشها نیاز به بازنگری داشت. در جلسات همفکری با نویسندگان، برهانی مدیر دفتر ادبیات نمایشی و دهقان نیری مدیر رادیو نمایش برای همرنگ شدن نمایشها با نیاز امروزی و یافتن توجیه برای پخش مجدد، با اضافهکردن نمایشهای کوتاه و میان پرده برای اول و آخر هر نمایش، خلق شخصیتهایی نو و بازنگری مجدد، این آثار برای پخش مجدد آماده شد.
به عبارت دیگر، باتوجه به تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه، باید ممیزیهایی روی نمایشها اعمال میشد تا برای زمان حال مناسب شود و نمایشها در شنونده احساس کهنگی و دلزدگی ایجاد نکند.
به همین دلیل، نویسندگان دفتر ادبیات نمایشی در خلأ حاصل از قسمتهای حذف شده، این کار را انجام دادهاند و میان پردهها با اجرای کمیک و طناز سردبیر و تهیهکننده و بگو مگوهای آنها طراحی شد.
قصابیان نمایشهای یکی بود یکی نبود را به قالیهای قدیمی تشبیه کرد که حس نوستالژیک را برای همگان زنده میکند. شنیدن صداهایی که خاطرهانگیز است، صداهایی که بیشتر صاحبانشان بین ما نیستند، لذت بخش است. پخش مجدد این نمایشها خاطراتی را از سالیان دور زنده میکند.
سالهایی که در آن، رادیو همه چیز جامعه بود. مردم صبر میکردند و انتظار میکشیدند تا برای شب، قصهای را بشنوند.
چنانچه ما بتوانیم با پخش برنامه یکی بود یکی نبود، این حس خوب را انتقال بدهیم و خاطرات را زنده کنیم، گام مثبتی برای جذب مخاطبان رادیو برداشتهایم. همچنین با توجه به حجم بالای نمایشهای تولید شده در دهه 40 و 50 میتوان گفت تا چند سال نیاز برنامه یکی بود یکی نبود تامین است.
او در خصوص زمان پخش این نمایشها میگوید: یکی بود یکی نبود تولید دفتر ادبیات نمایشی مرکز هنرهای نمایشی رادیوست که از روز شنبه ششم آبانماه به صورت روزانه از ساعت 18 به مدت نیم ساعت پخش آن آغاز شده که این نمایش ها معمولا پنج و ده بعضی نیز سه قسمتی خواهد بود.
600 قطعه نمایش آماده پخش
مهدی دهقاننیری، مدیر رادیو نمایش که از نزدیک تدوین این برنامه را نظارهگر است، میگوید: طی یک سالی که رادیو نمایش راهاندازی شده، ما خیلی پیگیر این اتفاق بودیم تا نمایشهای قدیمی را از آرشیو در بیاوریم و آنها را برای پخش آماده کنیم. سرانجام پس از تلاش و تحمل برخی دشواریها، توانستیم آن برنامهها را جمعآوری کنیم و اکنون حدود 600 قطعه از نمایشهای مربوط به سال 57 و ماقبل آن را آماده پخش کردهایم.
دهقان نیری در ادامه با تاکید بر این که پخش نمایشهای رادیویی از رادیو نمایش مقایسه تغییرات فناوری، بازیگری رادیویی و فعالیت حرفهای در گذشته رادیو و امروز است، ادامه میدهد: پخش چنین برنامهای از رادیو نمایش، تغییراتی را یادآوری میکند که در حوزه نمایش و تولید آن به مرور زمان اتفاق افتاده است.
پخش موسیقیهای دهه 40
آرش پارساخو در حال بازشنوایی یک قطعه موسیقی است. او در خصوص موسیقیهایی که در این برنامه قرار است پخش شود، میگوید: پیشبینی میکردیم در پخش موسیقیها با مشکلی روبهرو شویم، اما خوشبختانه سلیقه استفاده موسیقی در نمایش رادیو طی این سالها، چندان تغییری نکرده است. به همین علت، تقریبا بیشتر موسیقیهایی را که در آن زمان استفاده شده از نوع کلاسیک بوده، قابل پخش میدانیم، در ضمن موسیقیهایی که به نظر مشکلساز بوده را تا جایی که به خود کار لطمه نخورد و برای مخاطب امروزی قابل شنیدن باشد، آماده و تنظیم کردیم تا با عادتهای شنیداری امروزی هماهنگتر و همخوانتر باشد.
پارساخو که برنامه یکی بود، یکی نبود، اولین کار تهیهکنندگیاش است و از سال 78 تا امروز نویسنده و سردبیر برنامههایی برای رادیو جوان، فرهنگ و ایران بوده در حال حاضر سردبیر برنامه «از رمان تا نمایش» است. او میگوید: معتقدم کار ما در آمادهسازی این برنامه، مثل کارهایی است که روی آثار کلاسیک سینما صورت میگیرد. آنها فیلمهای قدیمی را اگر سیاه و سفید باشند، رنگی میکنند و پس از صداگذاری طوری آماده میکنند که برای زمان امروز مناسب باشد. در ضمن با آن کیفیت و صدا، برای امروز، قدیمی نباشد و حوصله مخاطب را سر نیاورد.
او درخصوص این که چقدر روی هر کدام از نمایشها وقت میگذارد، ادامه میدهد: دستیار تهیهکننده تقریبا برای هر نمایش یک هفته وقت میگذارد تا آن را فیلترگذاری و صداسازی کند و به تقویت افکتها بپردازد. بعد میانپردههایی که ضبط کردهایم، کنار این نمایشها گذاشته و آن را طوری میکس میکنیم که به کیفیت قابل قبولی برسد و برای پخش مناسب باشد.
تهیهکننده یکی بود، یکی نبود در مورد اولویت پخش نمایشها میگوید: یکی از الزامات کار ما توجه به مناسبتهاست، به همین دلیل سعی شده در کنار اولویتدهی به نمایشهای مشهور که معمولا دارای بازیگران معروف هستند، به تقویم نیز توجه شود. به طور مثال ابتدای کار، نمایش «وداع با گل ساری» که سالهای دور، بهزاد فراهانی آن را کارگردانی رادیویی کرده است، پخش شد. همچنین در فاصله بین عید قربان تا غدیر نمایشی با نام «بلورک و چشمه نور» پخش شد که فضایی شاد شبیه سیاهبازیها داشت و سعدی افشار نیز در آن بازی کرده بود. همچنین با آغاز محرم، از اوایل آذر، نمایشی را در نظر گرفتهایم که سالهای 44ـ43 ساخته شده و کاری تاریخی درباره واقعه عاشوراست.
پارساخو درخصوص بازیگرانی که در این نمایشها نقشآفرینی میکنند، میگوید: براساس موضوعات و نیازهای داستان، بازیگران متغیر هستند که از آن جمله میتوانم به خانمها ناهید مسلمی، بیتا خارستانی و آقایان محسن بهرامی، مهرداد اشقیار، علیاصغر دریایی و حمیدرضا هدایتی اشاره کنم.
امین رهبر دستیار تهیه، رضا طاهری صدابردار ثابت و نرگس موسیپور افکتور برنامه هستند. (جام جم - ضممیه قاب کوچک)
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم