در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه «دزد و پلیس» ساخته جدید سعید آقاخانی هم از این قاعده مستثنی نیست. در واقع نام این مجموعه همان ابتدا به ما میگوید که با چه ماجرایی روبهرو هستیم، اما نقطه تمایز این مجموعه با دیگر کلیشهها، ایجاد موقعیتهای خلاقانه در قالب همین کلیشه است، هرچند این موقعیت خلاقانه در فرم تصویری آن (یعنی کار تصویربردار و کارگردان) جای کار بیشتری دارد.
کار آقاخانی در استفاده از بازیگران خوشفکر حوزه تئاتر، ستودنی است. خلق شخصیتی چون کاراکتر شعبدهباز قلابی (عزتالله مهرآوران) یا شخصیت داوود (هومن برقنورد) به همراه خواهرش که متخصص باز کردن قفلهای دیجیتال است - که با بازی خلاقانه شقایق دهقان به اتفاقی ویژه در مجموعه تبدیل شده است- و حتی کاراکترهایی چون مهندس (حمید لولایی) در کنار موقعیتهای ناب کمیک از ویژگیهای کار سعید آقاخانی است و میتوان گفت دزد و پلیس از معدود آثار اینچنینی است که روند روایت آن به وسیله خلق موقعیتهای دراماتیک شکل میگیرد.
به عقیده نگارنده این سریال، در بخش کارگردانی به قوت ایدهپردازی و خلق کاراکترها نیست و نوعی نگاه تقلیدی از کارهای سیروس مقدم در این کار به چشم میآید. البته نمیتوان انکار کرد که شکل دادن تصاویر به اینگونه، میتواند چشمنواز باشد و حتی عادت چشم مخاطب را از دیدن تصاویر تکراری تغییر دهد، اما باید توجه داشت که هر نگاه تجربهگرا و تلاش برای خلق تصاویر آرتیستیک، جذاب نیست مگر آن که در یک روایت، کارایی درست داشته باشد. با تمام این اوصاف، به سادگی نمیتوان از فیلمنامه خوب این مجموعه که با بازی درخشان و بداهه برخی بازیگران مجموعه مانند بهنام تشکر، هومن برقنورد، شقایق دهقان و عزتالله مهرآوران به شکل تکاملیافتهای رسیده، گذر کرد و اینبار میتوان افسوس خورد که فیلمنامه و موقعیتهای خوب درون آن میتوانست با کارگردانی قویتر به اثر شاخصتری تبدیل شود.
خدایار قاقانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: