درطنز نمایشی به بیراهه می رویم

روی راحتی اش آرام جابه جا می شود. مجید آزاد، عکاس ما دنبال بهترین زاویه ممکن می گردد، تا حتی الامکان بهترین عکس ها را بگیرد و او آرام از خودش می گوید:«سوم دیماه 1335در میدان سپاه ، خیابان سرباز به دنیا آمده ام.
کد خبر: ۵۱۴۸۰

سال 54 دوره بازیگری هنرهای دراماتیک را گذراندم ، اگرچه تعداد دوره های بازیگری که گذراندم خیلی زیاد بود، آنقدر که یکی از استادانم به من گفت : «بابا! تو دیگه حس بازیگری پیدا کردی ،چرا بازی نمی کنی؛ هی مث این شاگرد تنبل ها هر سال این دوره ها را می بینی!»
ولی ، من تا دستم پر نشد وارد این کار نشدم. سال 58 که سربازی ام تمام شد، اولین کارهایم را با بازی در تئاترهای سبزه ،دوست بچه ها (مرحوم رضا ژیان) و خمره سخنگو (سیاوش طهمورث) آغاز کردم که این دو نمایش باعث شد من برای بازی در اولین فیلم سینمایی ام دعوت شوم.
البته فیلم اصلا نمایش عمومی نداشت. بعدها در سریال تلویزیونی «سربداران» نقش کوتاهی ایفا کردم ، اما چون در این رشته تازه کار بودم ، امرار معاش از این کار خیلی سخت بود. مدیریت سینما آزادی چند سالی به عهده من بود.»
اینها گفته های حمید لولایی است ؛ بازیگری که با شخصیت آقا ماشاءالله سریال «خانه به دوش» هر شب به خانه های شما می آید.
لولایی 2 دختر دارد و همسرش کارمند دانشگاه علوم پزشکی است. وقتی متوجه نگاه ما می شود، می گوید« بابا این خانه مال من نیست ، رهنش کردم».
لولایی با وجود مخالفت پدرش به این کار رو آورده است و با آن که می توانسته در بانک یا آموزش و پرورش مشغول باشد، اما بازیگری را به هر دوی آنها ترجیح داده است.


بیایید از یک سوال کلیشه ای شروع کنیم. بعد از مدتها دوری از تلویزیون چطور پیشنهاد بازی در این کار را پذیرفتید.
قبلا با رضا عطاران کار کرده بودم . سریال «قطار ابدی »، «ساعت خوش » و نوشته های زیر آسمان شهر. با جنس کارهای او آشنا بودم و کارهایش را دوست داشتم.
چند ماه پیش از عید که بازی در این سریال را به من پیشنهاد کرد، علاقه مند شدم با او همکاری کنم.

از اول قرار بود نقش آقا ماشاءالله به همین صورتی که می بینیم ، اجرا شود؛
تقریبا همین طوری بود؛ چون سناریو به طور کامل نوشته شده بود و شخصیت های آن از قبل ساخته و پرداخته شده بود. همه چیزش آماده شده بود.
فقط من داخل این نقش رفتم . درواقع این نقش را من به وجود نیاوردم و اندازه بداهه اش هم از شخصیتی مثل خشایار مستوفی زیر آسمان شهر خیلی کمتر بود.
شاید هر کس دیگری هم بود، می توانست راحت وارد آن شخصیت شود؛

اما در این جور کارها بداهه پردازی هم سهمی دارد؛
داشت اما خیلی کم . مثلا قبل از آن که سکانسی را ضبط کنیم ، رضا درباره نقش و اجرای صحنه صحبت می کرد و اگر چیزی هم به نظر من می رسید، پیشنهاد می دادم و او رتوشش می کرد و وقتی همه چیز درست و آماده می شد، می رفتیم جلوی دوربین.

حالا بین آقاماشاءالله و خشایار مستوفی چه تفاوت ها و شباهت هایی می بینید و اصلا به نظر خودتان ارتباطی دارند؛
شباهت کاری که ندارند. یعنی من سعی کردم وارد آن شخصیت نشوم و هیچ نشانه ای از مستوفی در آقا ماشاءالله وجود نداشته باشد، اما چون هر دو شخصیت را من بازی کرده ام ، آقا ماشاءالله را به نوعی جوانی های خشایار مستوفی می دیدم ، ولی از نظر کارکردن ، سعی کردیم هیچ نشانه ای از آن شخصیت در آقا ماشاءالله دیده نشود.
اگر چه روزهای اول شخصیت خشایار مستوفی خودش را بیرون می زد ولی جلویش را می گرفتیم ، من این نقش را خیلی دوست داشتم و از روز اول با آن ارتباط خوبی برقرار کردم ؛ چون یک شخصیت ایرانی است که با خشایار مستوفی به لحاظ فرهنگی نزدیک است.

در بعضی لحظات بازی شما نقاط انفجاری دیده می شود، مثل وقتهایی که یکباره درباره اتفاقی عکس العمل نشان می دهید و چند ثانیه بعد خیلی راحت و خونسرد با طرف کنار می آیید. در این باره توضیح دهید.
از خواسته های کارگردان بود. در واقع یک لحظه از آن خشونت خودش را نشان می دهد و بعد یکباره برطرف می شود که به نظرم تا حدی آموزنده است ، چون اگر بسرعت دعوایی می شود، به همان سرعت هم رفع می شود.

البته این نوع بازی را در افراد دیگری هم دیده ام، ولی درباره شما از یک جنس بخصوصی است ، خصوصا در این کار، جایی که مثلا دارید با گریه وصیت می کنید، افراد خانواده بی خیال به کارهای خود مشغولند و حتی شعری برای زیباتر شدن پیشنهاد می کنند و...
خب حالا این چیز خوبی هست یا نه؛

من خوشم آمد، چون ما آن تضادی را که در آثار طنز دنبالش هستیم تا ایجاد شود، به وجود می آید. ما دنبال موقعیتی هستیم که در آثارمان به نوعی تعلیق و سوسپانس داشته باشد.
در این صحنه ها به نظر می آید هیچ اتفاقی نیفتاده ، ولی اتفاقا همه اتفاقات افتاده ، چون تماشاگر بدون آن که شاهد ماجرای عجیب و غریبی باشد با حجمی از تضاد روبه رو می شود که خود به خود خنده دار است.

این سوال را باید از رضا عطاران بپرسید. این کار را او کرد و البته من هم خیلی دوست داشتم و توی این کار هم خوب البته زیاد استفاده کردیم.

سوالی که پیش می آید، این است که پیشینه بازی در آیتمهای متنوع که مشخصا تیپهای مختلفی را هم شامل می شدند چقدر در شکل گیری شخصیت هایی که بعدا بازی کردید، موثر بود؛
شخصیت خشایار آن طور که من کار کردم نبود؛ یعنی آن جور نوشته نشده بود. یک کار روتین بود که هر شب از تلویزیون پخش می شد و فقط سرایداری بود 67 ساله با مشخصاتی که دیدیم و اگر دیده باشید از قسمت اول تا هشتم این سریال من به شکل دیگری بازی کردم؛ یعنی یک سرایدار جوان و قبراق با آن مشخصات بعد از چند شب کامل تر شد.
همان چیزی که شما می گویید من دیدم که این نقش شیرین نیست ، چون ما داشتیم کار طنز می کردیم و این خشایار مستوفی که سناریوهایش در حال نوشته شدن بود، آن شخصیتی نبود که من بازی می کردم.
وقتی بعدها تکرار آن را دیدم ، تضاد به چشم می آمد. این ضعفها مربوط به کسی است که آن کار را اداره می کند، ولی در سریال «خانه به دوش » از قبل روی همه چیز فکر شده بود و تمام آلبوم شخصیت ها مشخص بود.
روزی که قرارداد بستیم و آمدیم قبل از تصویربرداری همه چیز درباره این شخصیت به من گفته شد که بر فرض از نظر اقتصادی ضعیف است ، موهایش این شکلی است ، وانتش آن مدلی است و... من همه اینها را دیدم و چون با این شخصیت ها در جامعه آشنایی داشتم ، همه چیز را دیده بودم ، ولی شخصیت خشایار مستوفی ذره ذره شکل گرفت.

حالا که «خانه به دوش» پخش می شود، برخورد اطرافیان با شما چگونه است و اصلا خودتان از کار راضی هستید؛
شنیدم که استقبال مردم از این سریال خوب بوده و حتی سایر سریال هایی را که در این ماه از شبکه های دیگر پخش می شود تحت الشعاع قرار داده است. خودم که کار را دیدم خیلی پسندیدم.
همین طوری یاد روزهای تابستان می افتم که چقدر گرم بود و تمام 3 ماه تابستان در صحنه های خارجی و داخلی عرق می ریختیم و کار می کردیم.

با همه بازخوردهای خوبی که مجموعه «زیر آسمان شهر» داشت مردم متوقع بودند حضور حمید لولایی چه در سینما و چه در تلویزیون پررنگ تر باشد. چرا این اتفاق نیفتاده است؛
در سینما چند کار بازی کردم، اما بعد دیدم پیشنهادهایی که در سینما می شود، سمت و سویی که می خواهم ندارد، ضمن این که بیشتر کارهایی که من انجام داده بودم ، تلویزیونی بود.
من در تلویزیون سالی یک یا دو کار داشتم ، ولی بعد از «زیر آسمان شهر» مدتی کار نکردم که چند دلیل داشت. واقعیتش این بود که پیشنهادهایی که می شد می دیدم خود اثر یا سازنده اثر، خیلی عقبند.
چیزی نیست که به من انرژی بدهد و مرا قوی کند. تمایلی نداشتم در این طنزهای شبانه ای که کار می شود و هرکسی را می بینید دارد کار طنز انجام می دهد، حضور داشته باشم.

یک سوال کلی تر، اصلا طنز خوب تلویزیونی باید چه پارامترهایی داشته باشد؛
طنز که در شبکه کمتر کار شده است . به نظرم اگر سوال را از استادان بپرسید بهتر جواب می دهند، ولی من که سالهاست کار طنز انجام می دهم ، سعی کرده ام از آن هجو و ادا و اطوارهایی که در کمدی بیشتر دیده می شود، کمتر استفاده کنم و بیشتر قصه ای را که موقعیت برای طنز ایجاد می کند، در نظر بگیرم.
موقعیت در جدیت برایم خیلی مهم است که حالا ممکن است ایجاد طنز بکند.

رابطه شما با آثار طنز خارجی چگونه است؛
این جور آثار دست من نمی رسد. گاهی اوقات فیلمهایی از کلوپ ها می گیریم و تماشا می کنیم ، ولی طنزهایی که آنها برای خودشان دارند، فکر نمی کنم برای ما جالب باشد، مثلا برای من کارهای انگلیسی اصلا جالب نیست. اگرچه آثار خارجی تاثیری در من نداشته است.

با این تعریف ، آثار طنز ایتالیایی همردیف کارهای انگلیسی قرار می گیرد. با توجه به این که نقطه ثقل طنز ایتالیایی ها یعنی کلام به طنز ما خیلی نزدیک است.
این گونه آثار را ندیده ام ، اما زمانی که داشتیم «ساعت خوش» را کار می کردیم ، شنیدم بعضی آیتمهایی که کار کرده ایم ، ظاهرا شبیه آثار تلویزیونی بوده است ، ولی پیگیرش نیستم.
آنها دارند کار خودشان را می کنند، ما هم داریم کار خودمان را می کنیم.

با این روندی که طنز تلویزیونی طی می کند، آینده آن را چگونه ارزیابی می کنید؛
این جوری ما به هیچ جا نمی رسیم و طنزمان هم جایگاه خوبی پیدا نمی کند. به نظر من کسانی که دارند طنز کار می کنند و موفق بوده اند، باید بیشتر به آنها بها بدهند تا این که هر کس می خواهد بیاید کار طنز انجام دهد.
من الان کاری را در تلویزیون می بینم ، که به نظرم کارگردان آن ، اطلاعات و دانش طنز کافی را ندارد. این موضوع باعث می شود به بیراهه بروند.
از لحاظ کاری هم لزومی ندارد شبکه چند تا کار طنز داشته باشد. ممکن است در سال 2 تا کار طنز پرمخاطب داشته باشیم ، که بمراتب بهتر از انجام 10 کار طنز بدون مخاطب است.

مهدی غلامحیدری
gholamheydari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها