در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین ویژگی اثر این است که میداند، دارد با کدام گروه مخاطب حرف میزند. این تلهفیلم کودکان و نوجوانان را در محور ماجراهایش قرار داده و انتظار دارد که همین گروه مشخص را هم جذب کار کند. فیلم دنیایی کودکانه را ترسیم میکند که قواعد و ضوابطش برای بچهها آشناست.
همه بچهها آرزو دارند که دوچرخهای نو و تر و تمیز داشته باشند و با آن بتوانند در یک مسابقه مدرسهای از بقیه جلو بزنند و قهرمان شوند. نیازهای قهرمان داستان نیاز پیچیده و غیرقابل درکی نیست، مسالهای است که برای همه کودکان قابل درک است و به همین دلیل آنها میتوانند با حامد (کودک داستان) همدلی کنند.
نیاز به برتر بودن و دیده شدن یک حس طبیعی در همه انسانهاست که در دوران نوجوانی خودش را در قالب مسابقات کودکانه نشان میدهد. برنده شدن در یک مسابقه کوچک برای بزرگترها اهمیت زیادی ندارد؛ ولی برای کودکان کم سن و سال مدرسه بدل به یک موضوع حساس و سرنوشتساز میشود.
علاوه بر موضوع مورد بحث، عامل دیگری که سبب همراه شدن مخاطبان نوجوان با اثر میشود، شخصیتپردازی واقعی و باورپذیر حامد است.
بیننده نوجوان در هنگام دیدن فیلم احساس میکند با انسانی شبیه به خودش طرف است. انسانی که یکسری نقاط ضعف شخصیتی دارد و با وجود همه اینها دارد برای رسیدن به آرزوهایش تلاش میکند.
حامد در خانوادهای فقیر زندگی میکند که خرید یک دوچرخه نو و مجهز در آن امکانپذیر نیست. اما فیلم هرگز این خانواده فقیر را حقیر و ترحم آمیز جلوه نمیدهد. شخصیتها جلوی دوربین آه و ناله نمیکنند و به جایش به این فکر میکنند که چطور میشود فقیر بود و با عزت و شرافت زندگی کرد.
روایت مرگ پدر و یتیم بودن حامد را دلیل فقر خانواده معرفی میکند و ویژگی ناقص بودن اولیای خانواده را در شخصیتپردازی دیگر اعضا مورد استفاده قرار میدهد.
برخلاف بسیاری از کارهای گونه کودک و نوجوان که در آن کودک موجودی منفعل و ساکت است، در اینجا با کودکی کنشمند و پرجنب و جوش طرف هستیم. کودکی که برای رسیدن به هدف (به دست آوردن یک دوچرخه خوب و برنده شدن در مسابقه) خودش را به آب و آتش میزند. او دنبال دزد دوچرخه میگردد، برای خرید یک دوچرخه روانه بازار میشود، نقشه قالی را برمی دارد، به مادرش دلداری میدهد و در پایان نیز با خریدن یک چرخ خیاطی نو برای مادر سعی در پرکردن جای خالی پدر دارد.
فیلم «من و دوچرخه بابام» در لایه اول داستانش موضوع تلاش حامد برای خرید یک دوچرخه را مطرح میکند؛ اما در لایههای زیرینش به مساله عمیقتری میپردازد. غصهها و دلشورههای کودکان یتیم و مادران سرپرست خانوار در چند سکانس کلیدی خودش را نشان میدهد.
مهمترینش جایی است که مادر به پسرش میگوید: «اگه باباتون زنده بود، نمیذاشت خجالت بکشید» و پسر پاسخ مادر را این گونه میدهد:« اگه زنده بود، دوچرخه میخواستم چی کار؟» در واقع کارگردان از موضوع پیش پاافتاده خرید دوچرخه استفاده میکند و عمق احساسات صادقانه یک کودک بی پناه را نشان میدهد. خوشبختانه تعداد اینگونه صحنهها و دیالوگها که اشاره به غیبت پدر دارد، بسیار کم است و اثر به ورطه شعار و پرگویی نمیافتد. کارگردان از صحنههای احساسی به اندازه استفاده میکند و تاثیرش را میگذارد و سریع رد میشود.
تدوین موازی رکاب زدن حامد در مسابقه دوچرخهسواری و چرخیدن چرخ خیاطی مادر یکی از درخشانترین لحظات فیلم است. مادر و فرزند هر دو دارند برای رهایی از رنج غربت و مظلومیت با دیگران مسابقه میدهند. رقیبان فرزند افرادی هستند که تعقیبش میکنند، اما رقیبان مادر رنجها و غصههایی است که هیچگاه دیده نمیشود. قهرمان این مسابقه پسری است که با دوچرخه پدر روانه مسابقه میشود و با جایزهای که میگیرد دل مادر را شاد میکند.
در این جا دوچرخه پدر بدل به نمادی میشود که برای خانواده شادی و خوشبختی را به ارمغان میآورد. میتوانیم به این ماجرا از روزنهای دیگر نگاه کنیم. قهرمان واقعی مادری است که به فرزندش یاد داده روی پای خودش بایستد و کمبودها را با کار و تلاش بیشتر جبران کند.
من و دوچرخه بابام علاوه بر روایت بدون لکنت یک داستان پرفراز و نشیب، موفق میشود از عناصر بومی و محلی شهر کاشان بخوبی بهره بگیرد.
بازیگران محلی لهجه شیرین کاشان را بدرستی ادا میکنند. شغل شخصیتها (قالیبافی، فرش فروشی، گلابگیری) متناسب با آن منطقه جغرافیایی انتخاب شده است. نماهای معماری خانهها و کوچهها زیبا و چشمنواز است و در عین حال خودش را بر کار تحمیل نمیکند و...
مجموعه این مولفهها فیلم تلویزیونی من و دوچرخه بابام را از دیگر مشابهانش متمایز میکند. اثری که کارگردانش دارد در ساختاری هنرمندانه ابعاد پیچیده موضوعی مشخص و شخصیتهایی باورپذیر را واکاوی میکند.
احسان رحیمزاده - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: