سعید بیابانکی / شاعر و ترانه سرا

جور استاد به ز مهر پدر...

انگار همین دیروز بود. سرایدار دبیرستان شهدا به مدیر هنرستان ما زنگ زد و سراغ مرا گرفت؛ سراغ مرا که تازه چند بیت سر هم کرده بودم و فکر می‌کردم شعر گفته‌ام و با اعتماد به نفس کامل فرستاده بودم برای یک مسابقه شعر که بین دانش‌آموزان شهرستان برگزار شده بود. آن شاعر دوست‌داشتنی و آن مرد مهربان مرا جدی گرفت. سروده‌های یک دانش‌آموز تازه‌کار را که نه سر داشت و نه ته و وزن و قافیه‌اش هم حسابی می‌لنگید.
کد خبر: ۴۹۹۴۱۷

خاطرم هست با شوق و ذوق فراوان شب آمد در خانه ما. به مادرم گفت پسرت شاعر خوبی خواهد شد. به او اجازه بده به انجمن ما بیاید؛ انجمن سروش. مادرم به او اعتماد کرد و گفت به پسرم شعر بیاموز. و آن مرد دستم بگرفت و پا به پا برد، تا شیوه شعر گفتن آموخت!

از آن روز تا امروز 27 سال گذشته است و آن مرد هنوز هم به من می‌آموزد. مردی که نه تحصیلات کلاسیک دارد، نه وبلاگ دارد، نه تریبون دارد و نه رسانه‌های کوچک و بزرگ او را قاب می‌گیرند و البته نه چپ و راست با سایت‌ها و روزنامه‌ها مصاحبه می‌کند و با حاشیه‌سازی سعی دارد برای خود شهرتی و نامی دست و پا کند و نه خودش را مدام استاد خطاب می‌کند.

آن مرد امروز در غایت تواضع و فروتنی شاعر مانده است و در اثبات شاعری او همین دوبیت کافی است:

رویش طبعم بسان گندم است

شعر من موقوف درد مردم است

سبز باید بود سبز گندمی

شعر باید گفت شعر مردمی

چند شب پیش داشتم مجموعه طنز «نمکدون» او را می‌خواندم که در آستانه انتشار است. یوسفعلی میرشکاک مقدمه‌ای شیوا بر آن نگاشته و او را عبید زاکانی روزگار ما خطاب کرده بود و در نهایت در احیای شعر «ورنوسفادرانی» (نوعی شعر محلی) او را استادی لقب داده بود که واژه‌ها و فارسی کیانی را در نهایت روانی و شیوایی احیا کرده است.

نخستین حضور جدی من در ادبیات به اتفاق او بود دردومین کنگره شعر جنگ در اهواز در سال 1366. وقتی او را پشت تریبون فراخواندند کسی باور نمی‌کرد آن ظاهر ساده روستایی این‌قدر در شعر توانا باشد.

خاطرم هست مثنوی غرایی خواند که سراسر شور بود و حماسه و سالن چند هزار نفری دانشگاه اهواز سرتا پا به‌وجد آمد.

همه اینها را نوشتم تا بگویم اصغر حاج حیدری (خاسته) حق بزرگی بر گردن شعر انقلاب دارد، چرا که بسیاری از شعارهای مردم در راهپیمایی‌های سال 57 از ذوق سرشار او تراوش کرده است و در دامان پر از مهر و ادب او شاعرانی پرورش یافته‌اند که امروز هر کدام کتابی دارند و دفتری و اعتباری.

به مدد او و با اتکا به اعتبار او و مردم و اصناف شهرستان خمینی‌شهر اصفهان، کنگره شعر میلاد آفتاب در اعیاد شعبانیه برگزار شد که 18 سال پذیرای بزرگ‌ترین شاعران کشور بوده است.

همه اینها را نوشتم تا بگویم همان مرد شریف که استاد من است چند روز پیش تماس گرفت و در حالی که روزه‌دار بود به من سفارش کرد که حافظ آثار و سروده‌هایش باشم. بی‌آن‌که بگوید بیمار است و از عاشقان اهل بیت(ع) و از مردم شریف التماس دعا دارد. برای این شاعر شریف دعا کنیم که:

تنش به ناز طبیبان نیازمند مباد...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها