عشق جنو‌ن‌آمیز به بچه

اگر ما جای مرتضی یا لیلا بودیم، چه تصمیمی می‌گرفتیم؟ آیا مرتضی زیادی عاشق است یا زیادی بی‌اراده؟! پاسخ هر چه باشد، مساله چیز دیگری است. مساله این است که سریال«خداحافظ بچه» به کارگردانی منوچهر هادی توانسته این سوالات را در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ سوالاتی که نمی‌گذارد او نسبت به این سریال بی‌تفاوت باشد و همذات‌پنداری مخاطب با شخصیت‌ها را بر می‌انگیزد. ممکن است بیننده فکر کند اگر جای شخصیت‌های اصلی بود، هرگز دست به بچه‌دزدی نمی‌زد، اما یکی از مقاصد سریال همین است که بیننده را به قضاوت بکشاند.
کد خبر: ۴۹۴۴۷۱

مرتضی و لیلا (شهرام حقیقت‌دوست و مهراوه شریفی‌نیا) مثل اکثر ما، آدم‌های ساده‌ای هستند که راه و روش خلاف را بلد نیستند. مرتضی سابقه‌دار است، قبلا دزد بوده و حالا توبه کرده و به زندگی عادی برگشته، ما فقط همین را از گذشته او می‌دانیم. شخصیت او وقتی کامل‌تر می‌شود که ناشی‌گری و ناپختگی‌اش را در دزدی می‌بینیم. اینجاست که می‌توان نتیجه گرفت مرتضی یک دزد تمام‌عیار و کارکشته هم نبوده و احتمالا وارد ماجرایی شده که ناخواسته از او دزد ساخته. درست است که او بلد است در خانه مردم را یواشکی باز کند، دنبال راه در رو در محل نگهداری بچه‌های بی‌سرپرست بگردد یا ایده‌های جدید برای دزدی به ذهنش می‌رسد، اما همین که مثلا در دزدی از خانه نازنین (بهاره رهنما) ردی به آن مهمی از خودش به جا می‌گذارد، نشان می‌دهد او چندان هم در کارش کارکشته و حرفه‌ای نیست. با این توصیف، بخش مهمی از شخصیت‌پردازی مرتضی کامل می‌شود. زوج جوان در موقعیتی قرار می‌گیرد که برای مخاطب هم موقعیت خطرناکی است. آنها متوجه می‌شوند به آسانی نمی‌توانند بچه‌دار شوند و این مساله تمام زندگی‌شان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. اما آیا تمام زندگی مرتضی و لیلا روی بچه متمرکز است؟ شاید یکی از ضعف‌های خداحافظ بچه این باشد که گذشته از مساله بچه‌دار شدن، به هیچ‌کدام از دغدغه‌های دیگر این زوج اهمیت نمی‌دهد. آنها به‌دنبال پیشرفت شغلی یا تحصیلی نیستند، با این که مشکل مالی دارند اما چندان اهمیتی به این مساله نمی‌دهند، حتی سعی در بهبود روابط‌شان با دیگران ندارند و فقط و فقط به بچه فکر می‌کنند. اما یک بار هم به فکرشان نمی‌رسد از این همه روشی که برای درمان ناباروری هست، استفاده کنند تا شاید بدون این که ضربدرهای گناه را در دفترشان اضافه کنند، بچه‌دار شوند. برای چشم‌پوشی روی روش‌های منطقی و درست بچه‌دار شدن، این کافی نیست که پدر لیلا دوست دارد ننه نصرت ندیده​اش را ببیند تا به بهشت برود.

خداحافظ بچه دست روی موضوع تازه‌ای گذاشته و از زاویه تازه‌ای هم به آن نگاه کرده، اما به نظر خیلی از مخاطبان، واکنش‌های احساسی و غیرعقلانی مرتضی به پیشنهادهای پی در پی همسرش برای دزدیدن یا خریدن بچه قابل توجیه باشد، اما این که این زوج حتی تصمیم نمی‌گیرند برای مدتی کوتاه به دنبال دوا و درمان باشند، قابل چشم‌پوشی نیست.

خداحافظ بچه در بیشتر صحنه‌ها ضرباهنگ تند و نفسگیری دارد. گرچه کاری که شخصیت‌های اصلی انجام می‌دهند، قابل قبول نیست، اما نمی‌توان انکار کرد صحنه‌های دزدی از پرورشگاه، پارک یا خانه نازنین طوری طراحی شده که اضطراب زن و شوهر جوان را به بیننده منتقل می‌کند. بیننده هر لحظه منتظر است یک اتفاق خانه‌برانداز برای این زوج بیفتد، گرچه هر بار آنها به نحوی از گرفتاری رهایی پیدا می‌کنند، اما این ضرباهنگ تند همان‌طور که خیلی وقت‌ها به کمک سریال آمده، گاهی هم به ضرر آن تمام شده، مثلاً فاصله بین دعا کردن لیلا در امامزاده و پیدا کردن بچه آنقدر کم است که خنده‌دار به نظر می‌رسد. گرچه ماجراهای بعد از آن باعث می‌شود بفهمیم این دعای لیلا نبوده که مستجاب شده، بلکه یک اتفاق بود که ممکن بود بدون دعا هم رخ دهد. اما وقتی بچه‌ای را می‌خرند و بعد بسرعت باند فروشنده متلاشی می‌شود یا در پارک و کوچه و خیابان بچه‌هایی را در حال بازی یا رها شده در کالسکه یا سر راه گذاشته شده می‌بینند، ریتم تند باعث انباشتگی اتفاقات می‌شود و آن را کمی از حالت طبیعی و واقعیت‌گرایی دور می‌کند.

اما هرقدر به واقعگرایی در مورد داستان و روند پیشروی آن بتوان شک کرد، نمی‌توان از بازی طبیعی و حرفه‌ای بازیگران آن صرف نظر کرد. شهرام حقیقت‌دوست که معمولا در نقش‌های منفی ظاهر شده (یا ماندگارترین و بهترین نقش‌هایش منفی بوده‌ است) در این مجموعه، نقش مرد عاشق‌پیشه‌ای را به عهده دارد که برای جلب رضایت همسرش دست به هر کاری می‌زند. گاهی ضعف و استیصال در چهره حقیقت‌دوست چنان آشکار است که دلسوزی مخاطب را برمی‌انگیزد و گاهی بدون انجام حرکت یا صحبتی اغراق‌شده، چنان طنزآمیز جلوه می‌کند که لبخند روی لب بیننده می‌نشاند. همین‌طور مهراوه شریفی‌نیا که وقتی کودکی را در آغوش دارد، احساس مادرانه‌اش براحتی قابل درک است و گرچه همچنان مخاطب رفتار او را نمی‌پذیرد، اما با او احساس همدلی می‌کند. گاهی هم‌چنان اشتیاق و جنونی برای داشتن بچه در چشم‌هایش دیده می‌شود که بیننده فکر می‌کند او کم‌کم از حالت طبیعی خارج شده و دست به کارهای غیرقابل باور می‌زند.

بهنوش بختیاری دیگر بازیگر این مجموعه است که جلوه دیگری از بازیگری‌اش را به نمایش می‌گذارد. بختیاری را پیش از این در نقش‌هایی یک‌سره کمدی دیده‌ایم و کمتر از او نقشی جدی سراغ داریم. اما در نقش گیتی، با حفظ خصوصیات طنزآمیز، لحن صدا و میمیک چهره‌اش چنان تغییر می‌کند که پیش از این ندیده بودیم. (آن صحنه‌ای را به یاد بیاورید که گیتی در آغوش لیلا گریه می‌کند و یکباره متوجه می‌شود لیلا حامله نیست.) منوچهر هادی که اولین تجربه ساخت سریال تلویزیونی‌اش را می‌بینیم، در بازی گرفتن از بازیگران و استفاده از بازیگرانی که فضای کلی مجموعه را تلطیف کنند، مهارت زیادی به خرج داده. او با تکیه بر گذشته سینمایی خود، راه را بر بسیاری از ایرادهای ریز و درشتی که می‌توانست در سریال وجود داشته باشد، بسته و به این ترتیب احتمالا یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های ماه رمضان امسال را روانه آنتن کرده است.

شروینه شجری‌کهن / جام​جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها