این برنامهها بنا به اهداف برنامه و مناسبت پخش، رویکردهای متفاوتی دارند.
برای مثال بعضی از برنامهها با محوریت گفتوگو با مشاهیر و بزرگان هنر شکل میگیرند، بعضی دیگر بیشتر سراغ ورزشکاران میروند، بعضی دیگر به مهارتهای زندگی اجتماعی میپردازند و... اما گاهی برنامهها با توجه به مناسبتی و به منظور پخش در ایام خاصی ساخته میشوند و به همین سبب رویکردی متناسب با آن مناسبت را در نظر دارند.
مثلا برنامههای ترکیبی ایام نوروز بیشتر شبیه به جشن برگزار میشوند و برعکس در ماه محرم، برنامههایی با موضوعات مذهبی ساخته میشوند.
در ایام ماه مبارک رمضان، در کنار رقابتی که برای ساخت سریال بین شبکهها وجود دارد، بازار چنین برنامههایی هم داغ است.
برنامههای پیش از افطار چند سالی است که در این ایام پخش میشوند و حالا سر و شکل تثبیت شدهای به خود گرفته و توانستهاند مخاطبان زیادی را با خود همراه کنند.
از هر شبکه، برنامهای در ساعات قبل از افطار پخش میشود که محوریت آن موضوعات معنوی است. مهمانان این برنامهها عموما مردمی عادی هستند که به واسطه نیکوکاری یا زندگی در شرایطی سخت، تجربیات و نحوه زندگیشان میتواند برای دیگران جالب و تاثیرگذار باشد.
مهمانها عموما آدمهای سرشناسی نیستند و اگر هم باشند در حیطه کاری خودشان شناخته شده هستند نه در عموم جامعه.
آشنایی با چنین مردمی در غالب برنامههای ترکیبی، گاهی مخاطب را عمیقا به فکر وامیدارد و دریچه جدیدی به زندگی او باز میکند که این یکی از اهداف اصلی ساخت برنامههای مناسب افطار است.
شبکه یک سیما برای رسیدن به این هدف، امسال برنامه «شهر باران» را روانه آنتن کرده است. شهر باران از همان الگوهای آشنا پیروی میکند؛ یک برنامه گفتوگومحور که بخش اصلی آن گفتوگوی بین مجریها و مهمانهاست.
اغلب مهمانها شخصیتهای ویژهای هستند که شاید اولین بار باشد آنها را در قاب تلویزیون میبینیم. از این جهت شهر باران برتری خاصی نسبت به رقیبان خود ندارد، اما وجه تمایز این برنامه با بقیه برنامههای پیش از افطار این است که در برنامههای دیگر معمولا موضوعی ثابت انتخاب میشود و مهمانها با هم اشتراکاتی دارند بنابراین با دیدن چند دقیقه اول حضور یکی از آنها، میتوانیم به این نتیجه برسیم که این قسمت از برنامه برایمان جذابیت دارد یا نه، اما در «شهر باران» گاهی به واسطه پخش بخشهای متنوع برای چند دقیقه هم که شده، از فضای استودیو فاصله میگیریم.
ممکن است موضوعی که مهمان برنامه را به استودیو کشانده برای بخشی از مخاطبان جذابیت نداشته باشد، اما برنامه فقط به گفتوگوی مجریها و مهمان محدود نمیشود.
بخشهایی مثل فیلمهای مستند و بررسی مسائل اخلاقی و مذهبی، ازجمله بخشهایی است که در کنار گفتوگو با مهمان بخش مهمی از بار برنامه را بر دوش دارند. البته از آنجا که برنامههای اخلاقی و مذهبی جایگاه ویژهای در جدول برنامههای ماه رمضان دارد، گاهی به صورت برنامههای کوتاه و بلند مستقل و گاهی به صورت میان برنامههای چند دقیقهای، استفاده از این بخشها چندان نوآورانه و تازه به نظر نمیرسد، اما به هر حال باعث میشود شهر باران از حالت یکنواخت گفتوگوی مجری و مهمان خارج شود.
یکی از عواملی که باعث میشود یک برنامه ترکیبی که بخش عمده و مهم آن در یک استودیو میگذرد و دو طرف (مهمان و مجری) را در حال گفتوگو نشان میدهد تا بتواند خودش را به عنوان یک برنامه متفاوت یا جذاب بروز دهد، نحوه میدانداری مجری است.
میزان تسلط و چگونگی اجرای مجری، گاهی باعث میشود یک برنامه نهچندان درخشان و خاص، جلوه دیگری پیدا کند و با کیفیتی بیشتر از حد انتظار اجرا شود.
برای مثال خیلی وقتها در برنامههایی که مجری آنها بالقوه اجراهای خوبی دارند ـ کسانی مثل احسان علیخانی یا فرزاد حسنی را در نظر بگیرید ـ میبینیم که برنامه با حضور آن مجری، معنی پیدا میکند و بدون در نظر گرفتن این که مهمان برنامه کیست یا بخشهای آن چه هستند، مخاطب به سراغ آن برنامهها میرود.
البته این طور نیست که به خاطر حضور چنین مجریهایی بیننده پای تلویزیون میخکوب شود و تا آخر برنامه یک بار هم شبکه را عوض نکند، اما معمولا اولین انتخاب مخاطب، برنامهای است که به اجرای آن اعتماد دارد.
در شهر باران از اجرای مجریهای شناخته شده خبری نیست. حامد امامی و مهدی زنگنه ـ که بیشتر به عنوان مداح اهل بیت شناخته شده است ـ چهرههایی کمتر آشنا هستند که تجربههای کمی در زمینه اجرا دارند. دلیل این که شهر باران روندی صعودی را طی میکند نیز همین است.
مجریان برنامه در طول چند قسمتی که از پخش این برنامه گذشته است، کمکم با ظرایف اجرا بیشتر آشنا میشوند و تسلط بیشتری بر ظاهر شدن جلوی دوربین و در دست گرفتن ضرباهنگ گفتوگوها پیدا میکنند. به این ترتیب «شهر باران» اکنون در ابتدای یک سیر تکاملی قرار دارد.
همان طور که مجریهایش کمکم شگردهای شخصی و راه و چاه اجرا را پیدا میکنند، در کلیت برنامه هم اسکلت و ساختار مشخصتری شکل میگیرد و اگر مثل بعضی از برنامههای ترکیبی موفق ازجمله «ماه عسل» بتواند دوام بیاورد و عمرش به ماههای رمضان آینده هم قد بدهد، ممکن است شکل تکاملیافتهاش امتیازهای بیشتری پیدا کند و کمکم به الگویی تثبیت شده و آشنا تبدیل شود، اما اگر این اتفاق نیفتد، باید شهر باران را هم در ردیف برنامههای ریز و درشت مشابه قرار دهیم که هر بار یکی از آنها آنتن را پر میکند و قبل از آنکه لحن و ساختار و الگوهای شخصی و ویژهای پیدا کند و تکامل بیابد، عمر پخشش به پایان میرسد.
شروینه شجری کهن - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم