در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خانهای سنتی که سایه درختانش تحمل هوای گرم خرداد ماه را آسان میکند و حوض دایرهای شکلش، جلوه زیبایی به محیط بخشیده است.
چند پسربچه که جزو بازیگران فرعی هستند دور حوض حیاط حلقه زدهاند و استراحت میکنند. داخل اتاق لاله صبوری، رضا توکلی و جلیل فرجاد مشغول خواندن متنهایشان هستند. آنها به اتفاق پسر نوجوانی که نقش اصلی را بازی میکند خودشان را برای ضبط نمای بعدی آماده میکنند.
برانوش سیف اللهی نقش حمید (یک کودک دبستانی) را بازی میکند. این پسر بچه تاکنون تجربه بازیگری نداشته است.
او که با مادرش سرصحنه ضبط سریال آمده است یک کتاب به دست گرفته است و در زمانهایی که ضبط انجام نمیشود درسهایش میخواند.
مادرش میگوید: پسرم فردا امتحان علوم تجربی دارد و نمیخواهم به خاطر بازی کردن در سریال نمره امتحانش کم بشود.
سریال امروز فردا، کار مناسبتی ماه رمضان است که برای مخاطب کودک و نوجوان روانه آنتن میشود. این سریال خلاصه داستان مشخصی ندارد و ماجراهای یک خانواده پنج نفره را روایت میکند. این خانواده از یک پسر، یک دختر و پدر و مادر تشکیل شده است.
پدربزرگ که بچهها او را آقاجون صدا میکنند هم در این خانه زندگی میکند. برای پسر کوچک خانواده مشکلاتی به وجود میآید که همه به او کمک میکنند تا این مشکل حل شود.
همزمانی ضبط با فصل امتحانات مدارس
به گفته داوود قچاق، تهیهکننده، این سریال قرار است به آداب روزهداری و تاثیرات آن در سیر زندگی بپردازد. از صحبتهای عوامل گروه میفهمم برای گرفتن نماهای مدرسه مشکل دارند و فعلا فقط میتوانند بخشهای مربوط به خانه را تصویربرداری کنند.
یکی از عوامل میگوید: با توجه به این که این ماه فصل امتحانات بچههاست، نمیتوانیم لوکیشنهای مدرسه را ضبط کنیم.
شاهین باباپور که کارگردانی این سریال را به عهده دارد، از گروه میخواهد عجله کنند و پیش از غروب آفتاب نماهای باقیمانده را بگیرند. در فرصتی که پیش میآید از این کارگردان میخواهم درباره ویژگیهای سریالش توضیح بدهد.
او با رد این خبر که امروز فردا ادامهدهنده مجموعهای به همین نام است، میگوید: ابتدا قرار بود ادامه سریال قبلی را بسازیم. تهیه آن کار را هم آقای قچاق به عهده داشت. ولی الان بازیگرهای آن کار و خط اصلی قصه کلا عوض شدهاند و به احتمال زیاد اسم سریال هم تغییر میکند. این سریال یک قصه پیوسته دارد و قصههایی هم در هر قسمت اتفاق میافتد.
او به چند نمونه از عناوین قسمتهای سریال مثل نذری، پیشواز، هدیه روز قدس، غیبت نکردن و خیرات اشاره میکند و توضیح میدهد: در قسمت نذری پسر کوچک خانواده وارد مدرسه میشود و میبیند یکی از دانش آموزان لقمه خرما و پنیر آورده است. او از مادرش درباره فلسفه نذری پرس و جو میکند و مادرش میگوید چون ما در اطرافمان آدم گرفتاری نداریم نباید نذری بدهیم.
این مجموعه در دو بخش 30 قسمتی تهیه میشود. باباپور در این رابطه میگوید: داستان 30 قسمت اول در ماه رمضان اتفاق میافتد. اما در 30 قسمت بعدی فضای کار عادی میشود. در 30 قسمت بعد بازتاب معنویت ماه رمضان را روی بچهها نشان میدهیم. مثلا بچهها در ماه رمضان فهمیدهاند دروغ گفتن گناه دارد. حالا نشان میدهیم این درک جدید چه تاثیری بر رفتارشان دارد. اولویت اصلی من رساندن این 30 قسمت به آنتن تلویزیون است. پس از پایان ضبط این قسمتها به تولید 30 قسمت بعدی فکر میکنیم.
باباپور درباره دلایل انتخاب بازیگرانش تاکید میکند: چهره هیلدا خسروی به مادرش (لاله صبوری) شبیه است. بازیگر نقش پسر خانواده هم به پدرش (رضا توکلی) شباهت دارد. برای انتخاب پسر کوچک خانواده به چند مدرسه سرزدیم. در مجموع هفت پسربچه داریم که نقشهای فرعی را بازی میکنند و یک پسر ده ساله که ایفاگر نقش اصلی است. ما مخاطب کودک و نوجوان را که در سن حول و حوش ده سالگی هستند در نظر گرفتهایم.
در قسمتهای ابتدایی به شش نفر بازیگر کودک نیاز داریم. تا پایان پروژه هم باید به فکر 30 بازیگر کودک باشیم.
توکلی: من نقش زولبیا و بامیه سفره افطار را دارم. بیشتر سالها در یکی از سریالهای مناسبتی ماه رمضان بازی کردهام
این کارگردان درباره شیوه تصویربرداری سریال میگوید: امروز فردا به صورت تکدوربین ضبط میشود. کیفیت کار در تکدوربین بالاتر است، چون حرکت دوربین بهتر انجام میشود و زیبایی پلانها افزایش مییابد. روش کار ما به صورت پلاتویی نیست. یعنی نیامده ایم در یک استودیو دکور بزنیم و نور ثابت بدهیم. در این سریال برای هر پلانی یک طراحی نور و صحنه جدا انجام میدهیم.
باباپور به داخل اتاق میرود و ضبط نمای مربوط به بحث حمید و مادرش را آغاز میکند. حمید میخواهد روزه کامل بگیرد، ولی آقاجون به او اصرار میکند هر زمان احساس گرسنگی کردی چیزی بخور. پسر مقاومت میکند و آقاجون میگوید: ضعف کردی بخور به حساب من. هر چند خودم هم کلی بدهکارم.
آقاجون از دخترش که مادر حمید میشود میخواهد برای سحری، آن چیزی را که حمید دوست دارد درست کند. لاله صبوری میگوید: «من واسهات افطاری درست میکنم.» او به اشتباه کلمه افطاری را به جای سحری میآورد. باباپور از گروه میخواهد برداشت تکرار شود و این نما را دوباره بگیرند.
اولین سریال مناسبتی لاله صبوری
لاله صبوری در این سریال نقش مادر خانواده را بازی میکند. او تا به حال در سریالهای ماه رمضان کار نکرده و امروز فردا اولین سریال مناسبتیاش محسوب میشود.
این بازیگر که خود تجربه برنامهسازی در حوزه کودک دارد، میگوید: من یک دختر کوچک دارم و این دختر مرا به دنیای برنامههای کودکانه پیوند زد. از دو سال و نیم پیش کارگردانی مجموعه رنگین کمان را برای کودکان قبول کردم و فهمیدم چه کار لذتبخشی است. این برنامه به صورت زنده پخش میشد و من واکنشهای کودکان را میدیدم.
به گفته صبوری حضور در برنامه «رنگین کمان» به او بسیار کمک کرده است.
او توضیح میدهد: الان میفهمم که بچهها چه چیزهایی را دوست دارند. بچهها علاقهمندند با آنها بازی کنی یا این که شبیه مادرشان بشوی. هر چقدر بیشتر شبیه خودشان بشوی بیشتر تو را باور میکنند.
این بازیگر درباره نقشش میگوید: در زندگی واقعیام از 18 سالگی مادر شدم و بچه بغل کردم. در سینما و تلویزیون هم از وقتی یادم میآید نقش مادر را بازی میکردهام. نقشی را که در این سریال بازی میکنم بسیار به خودم شبیه است. من خودم مادر هستم و مثل این سریال سه فرزند دارم. البته من دو تا دختر و یک پسر دارم. اما در این سریال در نقش مادر دو پسر و یک دختر ظاهر شدهام.
صبوری نکات جالبی را درباره ویژگیهای منحصربه فرد سریال یادآور میشود. او توضیح میدهد: تهیهکننده سریال روز اول به من گفت که در این کار چیزی به اسم گریم نداریم. یعنی هر کسی باید همان طور که هست جلوی دوربین بیاید.
همچنین روز اول تعهد دادیم همزمان با این سریال با هیچ کار دیگری قرارداد نبندیم. آقای قچاق خیلی دوست دارند شخصیتهای این سریال از همه جهت الگو باشند. برای همین به ما میگویند با بچهها مودبانه حرف بزنید و به جای تو به آنها بگویید شما. چرا که این سریال میخواهد الگوسازی کند.
داوود قچاق با بیان این که پخش این سریال در شبهای قدر نیز ادامه دارد، توضیح میدهد: ما قصد داریم سه قسمت مربوط به این شبها را در کنار هم به تلهفیلم تبدیل کنیم و به جشنواره فیلم کودک بفرستیم.
این تهیهکننده اظهار امیدواری میکند این سریال پس از افطار پخش شود، چون سریالهای قبل از افطار بیننده زیادی ندارند.
من زولبیا و بامیه سفره افطار هستم
رضا توکلی با دو بازیگر نقش پسرش رابطه صمیمانهای دارد و با آنها گرم صحبت شده است. وقتی میخواهم درباره نقشش توضیح بدهد به شوخی میگوید: من نقش زولبیا و بامیه سفره افطار را دارم. بیشتر سالها در یکی از سریالهای مناسبتی ماه رمضان بازی کردهام. من در نقش رضا (پدر بچهها) جلوی دوربین میروم. جلیل فرجاد در این سریال نقش آقاجون را بازی میکند و در واقع پدرزن من است. من هم داماد سرخونه هستم. رضا قبلا در حجره آقاجون کار میکرده و حالا دامادش شده است. فاصله سنی رضا و آقاجون خیلی کم است. به همین خاطر دستمان باز است که بتوانیم با هم شوخیهایی داشته باشیم. اگر فاصله خیلی زیاد بود من باید با آقاجون به عنوان یک بزرگتر صحبت میکردم. اما الان در فضای سریال با هم مثل دو تا دوست هستیم.
دیگر عواملی که در ساخت این سریال شاهین باباپور را یاری میرسانند عبارتند از: دستیار تهیهکننده: سجاد محمودی، تدوین: بنیامین قچاق، طراح صحنه و لباس: شیرین بوریاییدوست، صدابردار: سامان شهامت، مدیر تصویربرداری: مرتضی غیبی، بازیگران: لاله صبوری، جلیل فرجاد، رضا توکلی، برانوش سیفالهی، امیر سراییمقدم، هیلدا خسروی، اکبر مددیمهر و علی سلیمانی.
احسان رحیمزاده - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: