اما گاهی موضوع فیلمنامه خوب و جاندار است، کارگردان هم کار خود را بلد است، اما تهیهکننده در انتخاب بازیگر دست او را بسته و مثلا به او اجازه داده که فقط چند بازیگر سرشناس به کار دعوت کند و نقشهای اصلی را به آنها بسپارد و اجرای نقشهای دوم، سوم و... را به بازیگرانی واگذار کند که چندان با تکنیک بازیگری آشنا نیستند، بعضا چهره مناسبی ندارند و به دل بیننده هم نمینشینند و حتی حس لازم برای برقراری ارتباط با بیننده را ندارند و فقط به این دلیل نقشی به آنها سپرده شده که به اصطلاح عشقبازیگری دارند و برای حضور مقابل دوربین دستمزدی دریافت نمیکنند و این به نفع تهیهکننده است، اما حضور این بازیگران نفعی برای بیننده ندارد و در اینجاست که حق مخاطب نادیده گرفته میشود. بیننده دوست دارد در کنار بازیگران مطرح که خلاقانه نقشهای خود را بازی میکنند، بازیگران قوی دیگری را هم ببیند. بازیگران حاشیهای اگر ضعیف باشند، به کلیت کار و همچنین نوع اجرای بازیگران نقش اول آسیب میزنند و باعث ایجاد فاصله بین مخاطب و اثر میشوند. در بیشتر کشورهای دنیا در کنار کارگردان و دستیاران او، فردی به نام مسوول انتخاب بازیگر هم وجود دارد که بازیگران مناسب را برای کار انتخاب میکند. چنین فردی میداند که روبهروی بازیگری بزرگ چه بازیگرانی باید قرار دهد که در زمان کار نهتنها به بازی او آسیب وارد نشود؛ بلکه بازی چنین بازیگری تقویت هم شود و بازیگران مقابل به او مجال این را بدهند که نقشش را بهتر بازی کند. وقتی مقابل بازیگر توانمند و معروف، تعداد زیادی بازیگر قرار میگیرد که هیچکدام سابقه بازیگری ندارند، مسلما بخشی از انرژی بازیگر حرفهای و کاربلد هم هرز میرود، چون بازیگر هرچقدر هم خلاق و توانمند باشد، در زمان اجرای نقش از بازیگر مقابلش حس و انرژی میگیرد و اگر تبادل حس بین 2 بازیگر وجود نداشته باشد، زحمت همه گروه هدر میرود و مخاطب هم نمیتواند با چنین اثری ارتباط موثر را برقرار کند.
به نظر میرسد نبود مسوول انتخاب بازیگر اکنون در برخی آثار نمایشی بشدت احساس میشود.
طاهره آشیانی
دبیر گروه رادیو و تلویزیون
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....