نقبی به روابط یک خانواده

«شخصیت» (کاراکتر) محصول سال 1997 سینمای بلژیک و هلند است که توسط مایک ون دیم کارگردانی شده است. فیلمنامه این فیلم درام را ون دیم با همکاری فردریک بوردریک نوشته است.
کد خبر: ۴۷۴۷۴
این فیلمنامه اقتباسی سینمایی از رمان بوردریک به همین نام است.
فیلم با طول زمانی حدود 110 دقیقه موفق شد در همان سال تولید رقبای اسکاری خود را به در کرده و اسکار بهترین فیلم خارجی سال را از آن خود کند.
نمایش فیلم در جشنواره های مختلف بین المللی هم با موفقیت همراه بوده و توانسته چند جایزه مهم چندین جشنواره خارجی را بگیرد. بازیگران اصلی شخصیت عبارتند از: یان دکلیر (در نقش درورهاون)، جاناتان مکسول ریوز (کمونیست)، فدجا ون هوت (جاکوب کاتادروف)، بتی شورمان (جوپا)، تامار ون دن دوپ (لورنا ته جرج)، ویکتور لوو (ده گانکلیر)، هانس کستینگ (یان مان )، لو لندره (رنتنستین )، ریک ون گستل (یونگن ) و جک هدلی (آقای فورستر).
جاکوب پسر کاتادروف و آبی درورهاون است. اگرچه پدر در مورد پسرش غفلت کرده و کوچکترین توجهی به او ندارد، اما همسرش نگران اوست و سعی می کند وضعیت آینده او را تضمین کند. در ظاهر امر این کمکها به چشم نمی آید. اما پسر بالاخره موفق می شود، هرچند که بهای پرداختی برای این موفقیت خیلی سنگین و بالاست.
پلیس جاکوب جوان را که یک وکیل است به دنبال وقوع یک قتل دستگیر و بازداشت می کند. او قصه زندگی اش را از طریق یک فلاش بک تعریف می کند.
والدین او عصبی ، زودرنج و کم توجه هستند. مادرش (که او نام خانوادگی اش را از وی گرفته)، خیلی کم با او حرف می زند، انگار که لال است. او مدتها قبل پیشنهاد ازدواج با پدرش را رد کرده بوده است.
پدر خیلی بداخلاق و حساس است . پدر سعی می کند مانع از حضور اجتماعی پسر شود و می خواهد او را در خانه زندانی کند. در جمع بیرون و اجتماع هم او تلاش می کند پسرش را هیچ به حساب نیاورد. اما جاکوب از همان کودکی باهوش و سختکوش است و با کار و تلاش زیاد سعی می کند آینده خوبی برای خود رقم بزند. هدف او از این کار و تلاش سخت این است که وکیل شود. موفقیت او در نهایت حتی از طرف مادر هم به رسمیت شناخته نمی شود.
واکنش او در مقابل موفقیت پسر سکوت و خاموشی است. دیدن سکوت مادر و سردی برخورد پدر، پسر را به واکنش وا می دارد؛ یک واکنش سخت و تند. آیا پدر و مادر هیچ نقشی در تکوین شخصیت جاکوب داشته اند؛ جاکوب در فلاش بک های خود از آخرین دیدارها و برخوردهایش با والدین خود صحبت می کند. آنچه او تعریف می کند، ناگفته های زندگی یک جوان را بازگو و افشا می کند که شنیدنشان باعث شگفتی است.
نوع رابطه جاکوب با پدر و مادرش خیلی ویژه است. در این رابطه فیلمساز پرسشهایی مطرح می کند که خود حاضر نیست پاسخی به آنها بدهد. جیمز براردینلی منتقد سرشناس در نقد خود بر فیلم ازجمله چنین می نویسد: این فیلم که اسکار بهترین فیلم خارجی سال 1998 را گرفت ، یک اثر سینمایی خوب و درخشان درباره روابط خانوادگی یک خانواده ویژه و عجیب و غریب هلندی در دهه 30میلادی است.
باوجود آن که فیلم سه ربع قرن بعد از انتشار آخرین نوول چارلز دیکنز ساخته شده است ، می توان احساس کرد که قصه توسط این نویسنده خلاق دوره ویکتوریایی نوشته شده و در بعضی قسمتهای آن هم فرانتس کافکا چیزهایی را اضافه کرده است.
فیلم قصه جوانی را تعریف می کند که علی رغم تمام سختی ها و مشکلاتی که مثل کوه جلوی او قد علم می کنند، موفق می شود عنصر موفقیت را در آغوش بکشد. در بچگی او یتیم نیست ، ولی شرایط زندگی اش به گونه ای است که می توان او را یتیم قلمداد کرد.
مادر او زنی سرد، سخت و تودار است که بندرت با پسرش حرف می زند و پدرش یکی از آدمهای سرشناس شهر است. شعار پدر او «قانون بدون هیچ ترحمی» است. درگیری درونی و پنهان پدر و پسر یک جنگ شخصی و ویژه است.
جوان می خواهد از گذشته خود فرار کند و نسبت به آن خجالت زده است ؛ اما موفقیت های رو به جلوی جوان ، به دلیل پیشینه و گذشته اش ، در معرض خطر قرار می گیرد. اگرچه شخصیت اصلی و مثبت قصه فیلم کاتادروف است ، اما در ورهاون بیشتر از او تماشاچی را مجذوب خود می کند.
بویژه آن که این نقش توسط بازیگر کهنه کار و مطرحی مثل یان دکلیر بازی می شود. انگیزه های او چیزی بیشتر و پیچیده تر از آن انگیزه هایی هستند که یک آدم شرور به طور معمول در فیلمهای سینمایی دارد. در زیر جلد این آدم سرد و خشک ، ما کسی را می بینیم که از درون خود را شکنجه می دهد، زیرا سالهای قبل پیشنهاد ازدواج وی بدون پاسخ مانده و رد شده است.
احساسات او نسبت به پسرش غیرآشکار هستند. این احساسات ملغمه ای از خجالت ، خشم ، ترحم ، بی رحمی ، خشونت و حتی افتخار است. وی مدعی است پسرش موفقیت خود را از او دارد، ولی ما شاهد هیچ نکته ای نیستیم که وی تلاش کند این موضوع را ثابت کند.
برخی مواقع چنین به نظر می رسد که پدر چهره واقعی خود را پشت یک نقاب پنهان کرده است. او چند بار خطر می کند و باعث حیرانی دیگران و طرح این پرسش می شود که آنچه او می کند حاصل شجاعت اوست یا این که فقط در جستجوی مرگ است؛
فیلم عناصر زیادی از یک قصه دیکنزی را در خود دارد. هم شاهد فقر و تیره بختی آدمها هستیم و هم شرایط یک بچه به ظاهر یتیم را برای خلق یک دنیای بهتر شاهدیم. نگاه فیلمساز به روتردام دهه 30خیلی نزدیک به نگاه دیکنز به لندن یک قرن قبل تر است. (در اینجا فقط اسبها و کالسکه ها جای خود را به موتورها و ماشین ها داده اند) سیاست نقش کوتاه ، اما مهمی در فیلم ایفا می کند و این مساله آنجا که کاتادروف علاقه مختصرش به جنبش کمونیستی را به نمایش می گذارد، خود را نشان می دهد.
این علاقه کاملا رودرروی درورهاون و علایق او قرار می گیرد. فیلمهایی مثل شخصیت از آن دسته کارهایی هستند که نمونه شان در محصولات هالیوودی بندرت پیدا می شود. چنین فیلمهایی را فقط در اروپا می توان ردیابی کرد.

کیکاووس زیاری
ziari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها