گفت‌وگو با مجری برنامه روز از نو

زبان نباید در رسانه منجمد شود

شهرام شکیبا را برخی با طنزهای سیاسی‌اش می‌شناسند و برخی با مجری‌گری‌اش در برنامه‌های صبحگاهی.
کد خبر: ۴۷۳۱۲۴

او در گفت‌وگو با «جام‌جم» توضیح می‌دهد که دوست دارد مردم، او را به عنوان یک نویسنده بشناسند.

شکیبا هم‌اکنون اجرای برنامه «روز از نو» را در شبکه 2 به عهده دارد. او پیش از این در برنامه‌های رادیویی همچون «گردوی چهارگوش» هم مجری‌گری را تجربه کرده است.

شهرام شکیبا علاوه بر مجری‌گری و روزنامه‌نگاری نگارش دو کتاب را هم در کارنامه دارد. کتاب «دو تخم‌مرغ در مه» در بردارنده طنزهای سینمایی اوست و «صفحه‌آخر» مجموعه‌ای از طنزهای سیاسی و اجتماعی این نویسنده را در خودش جای داده است.

با این نویسنده و مجری به بهانه اجرایش در برنامه زنده «روز از نو» ‌همصحبت شدیم.

ما عادت کرده‌ایم شما را در حوزه‌های مختلف ببینیم. خود شما کدام یک را ترجیح می‌دهید؛ نویسندگی در مطبوعات یا کار اجرا در رادیو و تلویزیون؟

اگر به عنوان یک نویسنده در روزنامه کار کنید، ظرافت‌های قلمی خواهید داشت؛ اما اجرا مستلزم رعایت ظرافت‌های گفتاری است. من پیش از هر چیز، نویسندگی را دوست دارم و خودم را یک نویسنده می‌دانم. بجز این موضوع، بقیه کارها را به ضرورت انجام داده‌ام. به همین دلیل در این چند سال اخیر در رادیو و تلویزیون خیلی سعی کردم که گزیده کار کنم. روزگاری بود که امرار معاش من از راه اجرا و مجری‌گری تامین می‌شد. به همین خاطر بیشتر کار می‌کردم و هر پیشنهادی را می‌پذیرفتم اما الان تغییر مسیر داده‌ام و کمتر کار می‌کنم. بیشتر به کار نوشتن مشغولم. چون همان طور که گفتم، دوست دارم نویسنده باشم.

کدام یک از این حرفه‌ها برای خود شما جذابیت بیشتری دارد؟

هر کدام از اینها اقتضای خودش را دارد. در کل من آدمی هستم که اگر کاری را دوست نداشته باشم، انجام نمی‌دهم. فکر می‌کنم اگر تا الان هم کاری کرده‌ام، آن را دوست داشتم.

شما بیشتر به زبان نوشتاری اهمیت می‌دهید یا زبان گفتاری؟‌

برای من اجرا کردن در واقع گفتن نوشته‌هایی است که در ذهن دارم. یک نویسنده یا روزنامه‌نگار، نگاه کنجکاو و خلاقی دارد و می‌تواند درباره هر موضوعی یک موضع داشته باشد. به نظرم روشنفکر به کسی گفته می‌شود که نسبت به هر چیزی که در اطرافش اتفاق می‌افتد، از منظر خودش موضعی داشته باشد. تاکید می‌کنم که منظورم خودم نیست. یک زمانی جلال آل‌احمد درباره نفت مطلبی نوشته بود. به او گفتند تو داستان‌نویسی و چرا درباره نفت نوشته‌ای؟ که او گفت من داستان‌نویسی هستم که درباره نفت هم مطلب می‌نویسم. برای من کار اجرا در واقع نوشتن در لحظه درباره موضوعات است.

‌شما در برنامه‌های تخصصی و اجتماعی از دو زبان جداگانه استفاده می‌کنید. یک مجری در انتخاب زبان گویش باید چه نکاتی را در نظر بگیرد؟

شکیبا: جامعه زبان خودش را می‌سازد اما ما می‌خواهیم در رسانه زبان را نگه داریم. با این کار زبان ما در رسانه به اصطلاح «فریز»(منجمد) می‌شود اما زبان در بین مردم حرکت می‌کند. اگر به زبان مردم در چارچوب خاص رسانه نزدیک نشویم همدیگر را گم می‌کنیم...

من در رشته ادبیات تحصیل کرده‌ام و اتفاقا به نوعی از شعر هم علاقه‌مندم که در آن زبان فخیم به کار رفته است.

برای خواندن آثار شاعری چون خاقانی خیلی وقت گذاشته‌ام، چون زبان خاقانی را دوست دارم.

نثر مسجع زیاد می‌خوانم و بلدم به آن شیوه هم مطلب بنویسم، اما معتقدم هر رسانه‌ای زبان خودش را دارد. اگر برای یک ماهنامه تخصصی بخواهم مطلبی بنویسم قطعا نثرم با زمانی که می‌خواهم برای یک روزنامه چیزی بنویسم فرق می‌کند.

وقتی دارم در یک رسانه مثل تلویزیون حرف می‌زنم، با توجه به مخاطبم باید کلام داشته باشم. مثلا اگر من در شبکه 4 اجرا داشته باشم، قطعا شیوه گفتاری‌ام با زمانی که در یک شبکه فراگیر مثل شبکه 2 هستم، فرق می‌کند.

در برنامه فراگیر باید با زبانی ساده صحبت کرد تا همه خیلی راحت متوجه آن شوند. حتی اجرای برنامه در صبح با شب فرق می‌کند و فضای متفاوتی با هم دارند. وقتی صبح برنامه‌ای را اجرا می‌کنم باید به این فکر کنم که مخاطب من کیست.

بیننده یک برنامه شبکه سراسری امکان دارد یک فرد فرهیخته دانشگاهی باشد یا فرد محترمی که در دورترین روستاها زندگی می‌کند، همه اینها باید صحبت‌های مجری را به خوبی متوجه شوند و درک کنند که چه می‌گوید. نگارش روزنامه‌ها و مجلات تخصصی هم مرزبندی‌های خودش را دارد و زبان این‌ها با هم فرق دارد.

در صحبت‌هایتان گفتید که اگر کاری را دوست نداشته باشید انجام نمی‌دهید. راجع به برنامه «روز از نو» که اجرایش را به عهده گرفته‌اید چه حسی دارید؟

برنامه روز از نو برای من چند ویژگی دارد. یکی از این ویژگی‌ها این است که در کنار نسل جوان‌تری از مجریان قرار می‌گیرم و می‌توانم با آنها نفس بکشم. نکته بعدی این است که این برنامه شبیه به خود زندگی است. این برایم خیلی مهم است که مخاطب فکر نمی‌کند ما اتو کشیده‌ایم و منتظر سه دو یک گفتن مدیر صحنه هستیم تا به سرعت لحن ما رسانه‌ای شود. قرار ما این بود که یک مجله تصویری را همان گونه که هست جلوی دوربین زندگی کنیم. زندگی کردن مقابل دوربین همان گمشده ما در تلویزیون است. در روز از نو، یک روز در میان 110 دقیقه جلوی دوربین زندگی می‌کنیم و همان مدلی زندگی می‌کنیم که پشت دوربین هم هستیم!

یکی از نشانه‌های بارز متفاوت بودن برنامه‌تان با سایر برنامه‌های مشابه این است که بعضا دوربین به جای نشان دادن شما، پشت صحنه را نشان می‌دهد یا این که از پشت صحنه با شما حین برنامه حرف می‌زنند و شما جواب می‌دهید. چرا این شیوه اجرا را انتخاب کرده‌اید؟

وقتی پیام ابراهیم‌پور، تهیه‌کننده این مجموعه طرح را برایم گفت آن را دوست داشتم و وقتی راجع به شیوه اجرا صحبت کردیم به این کار بیشتر علاقه‌مند شدم. قبلا هم گفتم که شاید به آن چیزی که مدنظرمان بود نرسیدیم و شاید از 100 درصد به ما نمره 50 درصد را بدهند، اما در همین حد هم برای ما راضی‌کننده است. اوایل این کار برای خیلی‌ها باعث تعجب شده بود؛ چرا که به این شیوه اجرا عادت نداشتند و چند روز اول به سختی با این برنامه ارتباط بر قرار کردند، اما الان برنامه به نظرم جواب داده است. من در مواجهه با بینندگان می‌شنوم که می‌گویند سخت است در زمان پخش روز از نو، از پای تلویزیون بلند شوند. من این برنامه را دوست دارم و تا زمانی که پخش بشود من هم با آن ادامه می‌دهم.

برای شما یک روز در میان بودن این کار سخت نیست؟ از این نظر که یک روز، کلی اتفاق افتاده که شما می‌خواهید درباره‌اش حرف بزنید اما آن روز برنامه ندارید و درست روزی که هیچ خبری نیست شما برنامه دارید...

هنرش را گفتیم حالا عیبش را هم بگوییم. به نظرم این شیوه پخش یک کار اشتباه است که در عرصه رسانه انجام می‌شود. چون بیننده به مجری عادت کرده اما هر روز نمی‌تواند او را ببیند. رسانه در تداوم آن معنا پیدا می‌کند ولی ما داریم این تداوم را قطع می‌کنیم. اگر قرار است در کارمان تنوع داشته باشیم بهتر است سه ماه با یک گروه کار کنیم و سه ماه بعد با گروهی دیگر. اما این که یک روز در میان مجری‌های‌مان را عوض کنیم، اشتباه است.

ما در زبان رسانه یک حلقه گمشده داریم. این حلقه گمشده بین زبان گفتاری ما در رسانه و زبان گفتاری مردم در محاوره روزمـــــــره‌شان است. جامعه زبان خودش را می‌سازد اما ما می‌خواهیم در رسانه زبان را نگه داریم. با این کار زبان ما در رسانه به اصطلاح «فریز» می‌شود اما زبان در بین مردم حرکت می‌کند. اگر به زبان مردم در چارچوب خاص رسانه نزدیک نشویم همدیگر را گم می‌کنیم... .

سروش امیدوار‌ -‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها