کارگاه مستند

نظریه سینما ـ چشم در بوته نقد

نظریه سینما ـ چشم را فیلمساز روسی، ژیگاورتوف در سال‌های 1922 تا 1923 مطرح کرده است. سینما‌ـ چشم نظریه‌ای است که تکیه آن بر همکاری دوربین فیلمبرداری با چشم انسان بوده و تلاش دارد واقعیت را آن‌گونه که مقابل چشمان ما ظاهر می‌شود، نه از راه ترفندهای تکنیکی و سینمایی که شکلی دروغین از واقعیت ارائه می‌کنند، به تصویر درآورد.
کد خبر: ۴۶۸۸۴۶

 در عین حال ورتوف معتقد است بخشی از واقعیت همواره از دیدگان ما پنهان می‌ماند و سینما باید در این خصوص به یاری چشم بیاید و نقایص ذاتی آن را جبران کند. به عبارت دیگر ورتوف می‌خواهد دوربین را به عنوان عضو مکمل چشم برای ثبت و ضبط واقعیت مورد استفاده قرار دهد. از همین روست که این نظریه کینو ـ آی یا همان سینما‌ـ‌چشم نامگذاری شده است.

طرح نخستین این نظریه بازمی‌گردد به مجله‌‌ای سینمایی که ورتوف خود پایه‌گذار آن بود. این نظریه به دلیل بداعت و نیز برخورداریش از یک مبنای فلسفی و بنیادین مربوط به نگاه انسان به واقعیت، تاثیر عمیقی در آثار فیلمسازان دوره‌های بعد برجا نهاد. چه در اروپا و چه در آمریکا رفته رفته سینماـ‌چشم جای خود را به نظریه تکامل‌یافته‌تر سینما ـ حقیقت داد.

گفتنی است منظور ورتوف از واقعگرایی در فیلم، آن نوع رئالیسم محض و به دور از ارزش زیباشناسانه‌ای نیست که هم با قاب‌بندی مشکل دارد، هم با تدوین و هم با نگاه هنرمندانه به واقعیت. ورتوف میراث‌دار صنعت فیلمسازی روسیه است و طبعا مونتاژ بخش جدایی‌ناپذیر از سبک و سیاق فیلمسازی اوست. در نظریه سینماـ‌چشم ما با ترکیبی از چشم انسان و دوربین فیلمبرداری مواجه‌ایم، یعنی از یک طرف واقعگرایی اهمیت دارد و این‌که تخیل و داستان‌سرایی نباید به حیطه فیلمسازی وارد شود و از طرف دیگر قابلیت‌های کار با دوربین فیلمبرداری که فیلمساز را قادر می‌سازد با دیدی وسیع‌تر از چشم انسان به واقعیت‌های پیرامون بنگرد.

برخی گمان کرده‌اند این‌که گفته می‌شود منظور از نظریه سینماـ‌چشم جایگزینی دوربین به جای چشم انسان است حکایت از مخالفت ورتوف با واقعگرایی در فیلمسازی دارد و بدان معناست که در نظر او فیلمساز باید تصویر دیگری از واقعیت که به دوربین و تکنیک‌های تصویربرداری متکی است ارائه کند. حال آن‌که مخالفت صریح ورتوف با ساختار ادبی و روایی، میزانسن و حتی سناریوی از پیش آماده شده به روشنی نمایانگر وفاداری او به آن اندازه رئالیسمی است که اگرچه واقعیت محض نیست، اما دستکاری بیش از اندازه در واقعیت را نیز مجاز نمی‌شمارد. در نگاه ژیگاورتوف فقط تدوین یا همان مونتاژ است که می‌تواند به یاری فیلمساز بیاید و او را در بیان معنایی که از واقعیت بیرونی دریافت کرده یاری دهد.

و بالاخره این‌که نظریه ورتوف در اصل درباره کلیت سینما عنوان شده نه فقط سینمای مستند، اما با توجه به مخالف ورتوف با تکنیک‌هایی همچون استفاده از بازیگر، ساختار روایی و نمایشی و هرگونه دستکاری در واقعیت بیرونی، می‌توان گفت نظریه‌ سینماـ‌چشم عملا مخالفتی آشکار با سینمای داستانی و در نتیجه، منحصر دانستن سینما به فیلمسازی مستند است.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها