در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما با توجه به بحران مالی ایجاد شده در جهان و اثرات آن روی این صنعت، بویژه در منطقه خاورمیانه بیشتر شرکتهای گردشگری کوچک با مشکلات شدید مالی مواجه شده و اقدام به واسطهگری کردهاند و در نهایت با درج چند نوبت آگهی در روزنامهها اقدام به فروش مجوز یا دفاتر کارشان میکنند.
این گزارش را سازمان جهانی IATA تایید میکند که با توجه به کم شدن تقاضای سفر در جهان، بویژه در کشورهای کمتر توسعهیافته بسیاری از آژانسهای مسافرتی زیرمجموعه این سازمان بینالمللی دچار مشکلات جدی مالی شدهاند و تصمیم به واگذاری امتیاز خود به شرکتهای بزرگتر گرفتهاند. هرچند که در ماههای اخیر رونقی نسبی به این صنعت بازگشته است، اما هنوز هم مشکلات مالی در این بخش خودنمایی میکند و توان رقابت را از شرکتهای کوچک و محلی منطقه میگیرد.
این گزارش مینویسد: چندی است که بیشتر آژانسهای کوچک اقدام به واسطهگری میکنند و فقط با فروختن بلیت برای شرکتهای بزرگتر به گرفتن حقالزحمه جزئی از آنها بسنده کردهاند و هیچ گونه تلاشی برای برگزاری تورهایی که خودشان مجری آنها باشند نکردهاند.
این در حالی است که به گفته بسیاری از کارشناسان این صنعت در ایران فروش بلیت، اتفاقی دیرینه در آژانسهای مسافرتی ایران بوده است و شاید به جرات بتوان گفت بیشتر این دفاتر فقط فروشنده بلیت برای شرکتهای بزرگتر هستند و خودشان هیچ قدرتی در برگزاری و مدیریت تورهای گردشگری ندارند.
برخی از این کارشناسان عنوان میکنند اگر کمی به آگهیهای جراید نگاه کنیم بسیاری از این گونه تبلیغات را میبینیمکه تعداد زیادی از آنها هرگز به عنوان یک شرکت گردشگری به ثبت نرسیده و فقط افرادی هستند که با استفاده از بیتوجهی مسوولان این امر در ایران از این بازار آشفته استفاده کردهاند و اقدام به برگزاری تورهای بدون مجوز میکنند. بیشتر این تورهای بدون مجوز مربوط به کشورهای همسایه ایران است که رفت و آمد به آن آسانتر است. این آشفتگی در شناسایی آژانسهای مجوزدار از بدون مجوزها باعث شده تا ضرر و زیانهای بسیاری متوجه مسافران و گردشگران ایرانی شود و البته سالانه هزاران دلار را از ایران به کشورهای همسایه سرازیر کند، آن هم بدون هیچگونه بازگشت یا سرمایهگذاری بین 2 کشور.
بیشتر آژانسهای مسافرتی در ایران در واقع مسیری یکطرفه از ایران به مقاصد گردشگری کشورهای همسایه ایران است و هیچ فعالیتی در جهت خلاف یعنی جذب گردشگر انجام نمیدهد یا اگر هم فعالیتی انجام شده آنقدر ضعیف بوده که راه به جایی نبرده است. هرچند مسائل مالی و نبود تبلیغ مناسب یکی از اصلیترین دلایل این عدم موفقیت بوده، اما به گفته برخی کارشناسان، با توجه به استقبال گسترده مردم از تورهای خارجی آژانسهای گردشگری دیگر زحمتی به خود برای جذب گردشگر نمیدهد و فقط به فکر منافع مالی خود است که البته این منافع با اعزام گردشگر به دیگر کشورها برای آنها به دست آمده است، نه در زمینه جذب گردشگر از دیگر کشورهای منطقه.
به عنوان مثال چند هفته پیش نمایشگاه بینالمللی صنعت گردشگری در کشور مالزی برگزار شده که حتی یک شرکت هم از ایران در آن حضور نداشت. در حالی که بیشترین آگهی در جراید برای اعزام دانشجو از ایران به این کشور بوده و تقریبا روزی نیست که برای برگزاری تورهای گردشگری در این کشور تبلیغی در روزنامهها نباشد. حالا سوال اصلی اینجاست که چرا نباید ایران در این نمایشگاه غرفهای را به خود اختصاص داده باشد؟ در صورتی که حضور ایران در اینگونه نمایشگاهها با توجه به تشابههای مذهبی بیشترین قابلیت را برای جذب گردشگر خواهد داشت. این نمایشگاه در شهر کوالالامپور با حضور 200 شرکت بینالمللی در زمینه خدمات گردشگری برگزار شد و در حاشیه آن، نشستهای بسیار مهمی بین هتلداران و دستاندرکاران صنعت گردشگری کشورهای شرکتکننده برگزار شد. اما ایران به عنوان پرجاذبهترین و متمدنترین کشور حاشیه خلیج فارس حتی در حد یک پوستر یا کتابچه هم از این فرصت استفاده نکرد.
اینجاست که به اهمیت حضور شرکتهای چندملیتی و بینالمللی برای دمیدن روحی تازه به این صنعت بیرمق ایران پی خواهیم برد. در این زمینه شرکتهایی بسیار بزرگ و چندملیتی مانند دناتا و الشامل با توجه به ارتباطات کاری و تجاری خود، آمادگی خرید دفاتر گردشگری کوچکتر را در منطقه اعلام کرده است. لئو فترل، مدیر یکی از این دو شرکت معتقد است که شاید این حرکت «استثمار آژانسهای مسافرتی کوچک» توسط اینگونه شرکتها به نظرآید اما همین امر دریچهای نوین را به روی صنعت گردشگری منطقه میگشاید.
از سوی دیگر، پی. وی رانجیت، مدیر شرکت چندملیتی و بینالمللی الریامی که در زمینه صنعت گردشگری فعالیت گستردهای دارد، میگوید: امروزه شرکتهای چندملیتی و بزرگ مشغول بررسی فرصت های گردشگری در هر منطقه هستند و با توجه به اینگونه فرصتها اقدام به خرید دفاتر گردشگری میکنند، اینطور نیست که هر پیشنهادی از طرف اینگونه شرکتهای عظیم مورد قبول واقع شود.او میگوید منطقه خاورمیانه و خلیج فارس از شرایط ویژهای برای اینگونه شرکتها برخوردار است؛ به طوری که این شرکتهای چندملیتی با نگاهی ویژه اوضاع صنعت گردشگری منطقه را زیرنظر دارند و مشغول برنامهریزی و سرمایهگذاریهای بلندمدت در کشورهای این منطقه هستند، بنابراین با توجه به اظهارنظر این کارشناسان و توانمندیهای بالقوه ایران میتوان به اهمیت ایران در این صنعت پی برد و از اشتیاق اینگونه شرکتها برای سرمایهگذاری در صنعت گردشگری ایران با آغوشی باز استقبال کرد، البته در جهت منافع ملی و رونق گردشگری براساس شرایط داخلی ایران.
در همین حال یکی دیگر از مدیران صنعت گردشگری در دبی به نام نارندرا بهاتیا میگوید: خرید آژانسهای کوچک توسط شرکتهای بزرگ، فرصتی طلایی برای گردشگری کشورهای منطقه است. به اعتقاد او، بیشتر شرکتهای محلی منطقه توان رقابت مالی و تجاری را با این شرکتهای عظیم چندملیتی ندارند، بنابراین صنعت گردشگری کشورشان را با مشکل مواجه میکنند.
به گفته او، شرکتهای بزرگ با توجه به امکانات مالی و توانمندیهای خود میتوانند جاذبههای گردشگری محل سرمایهگذاری خود را آنچنان در سطح جهان مطرح کنند که شاید سالها تلاش شرکتهای محلی و کوچک نتواند این کار را انجام دهد.
به عقیده منوچهر قاسمی، کارشناس گردشگری در ایران حتی سادهترین تبلیغات موثر هم انجام نشده است، به عنوان مثال کشورهای شناخته شدهای چون اسپانیا و چین با توجه به شهرت جهانی خود در زمینه گردشگری هنوز هم برای جذب حداکثری گردشگر به شکل گستردهای دست به تبلیغات میزنند.
این در حالی است که کارشناسان صنعت گردشگری در ایران عنوان کردهاند تبلیغات غیراصولی و یکطرفه آژانسهای گردشگری در ایران باعث شده که با توجه به هزینه کردن 550 میلیارد ریالی توسط آژانسهای مسافرتی در زمینه تبلیغات تورهای خارجی، چیزی حدود یک میلیارد دلار را به جیب کشورهای خارجی واریز کند، بدون اینکه هیچ برگشتی برای این سرمایهگذاری وجود باشد و فقط به نفع دیگران زحمت کشیده شده است، اما اگر به تبلیغات خارجی اینگونه آژانسها برای جذب گردشگر خارجی به ایران توجه کنیم، شاید تعداد کمی بروشور و پوستر را که عکس تخت جمشید یا سی و سه پل روی آن چاپ شده باشد، ببینیم یا در بهترین شرایط با اجاره کردن غرفهای در یکی از نمایشگاههای نهچندان مهم و پذیرایی از مراجعهکنندگان با چای و نبات و پسته خلاصه شده باشد، اما این روش تبلیغ غیراصولی هرگز برای جلب گردشگران به ایران جواب نخواهد داد، چون از توانمندیهای گردشگری ایران سخنی به میان نیامده است، به عنوان مثال اگر آمار بگیریم تعداد کمی از هتلهای ایران به اینترنت دسترسی دارند و امکانات خود را در این شبکه ارائه کردهاند یا...
به باور برخی کارشناسان، مسائل مالی و عدم توانایی رقابت با شرکتهای دیگر اصلیترین مشکل این بخش در گردشگری ایران است، البته برخی هم سازمانهای مرتبط را مسوول میدانند، اما هرچه هست، نبود سرمایهگذاری خارجی و حضور نیافتن شرکتهای بینالمللی در صنعت گردشگری ایران بسیار خودنمایی میکند. در این خصوص، مدیر ارشد شرکت خدمات گردشگری BCD در حاشیه برگزاری نمایشگاه مالزی عنوان کرده است: دوره شرکتهای گردشگری کوچک به سرآمده و شرکتهای چندملیتی با توجه به امکانات مالی و توانمندیهای خود در حال بلعیدن شرکتهای محلی و کوچک هستند. او میگوید: اینترنت و خدمات آنلاین در دنیای مجازی توانسته بسیاری از شرکتهای کوچک را از صحنه رقابت خارج کند؛ به گونهای که خدمات آنلاین شرکتهای بینالمللی آنقدر قوی و دقیق است که حضور شرکتهای کوچک گردشگری در این صنعت بیمعنا خواهد شد.
عماد عزتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: