گفت‌وگو با کارگردان سریال فراموشی

سریال‌ها نباید باهم مقایسه شوند

سعید سلطانی کارگردان قدیمی و باسابقه تلویزیون است. سریال‌هایی مثل «پس از باران»، «خانه‌ای در تاریکی» ، «رسم عاشقی» و «ستایش» از جمله مجموعه‌هایی هستند که در زمان پخش مخاطب خاص خودشان را داشتند و بعضی از آنها به این زودی‌ها از یاد نمی‌روند.
کد خبر: ۴۶۶۸۰۶

نگاهی به کارنامه او نشان می‌دهد به خوبی سلیقه و ذائقه مخاطب را می‌شناسد و طبق این شناخت، قصه‌هایش را به شیرینی تعریف می‌کند.

این روند در سریال «فراموشی» که در ایام عید از شبکه تهران پخش شد نیز ادامه پیدا کرد. با او به گفت‌وگو نشستیم تا از جزئیات کار و تفکری که پشت آن وجود داشت مطلع شویم.

قبل از فراموشی در زمینه طنز کار کرده بودید؟

در مجموعه قصه‌های شب، دو اپیزود و بعد رسم عاشقی و مامور بدرقه را کار کرده بودم.

فیلمنامه فراموشی از قبل آماده بود یا شما هم در نگارش آن یا انتخاب روند شکل‌گیری داستان نقشی داشتید؟

به روال کارهای مناسبتی که همه شبکه‌ها از همان الگو استفاده می‌کنند، با یک طرح اولیه و گفتمانی که انجام می‌شد فیلمنامه شکل ‌گرفت. فیلمنامه ما هم به روال همه کارهای مناسبتی به طور کامل آماده نبود که کار را کلید زدیم.

در طول ساخت سریال فیلمنامه تکمیل می‌شد؟

بخشی از آن، حدود پنج شش قسمت، قبل از کلید زدن که اواسط بهمن بود، یعنی در مراحل پیش‌تولید آماده شده بود. بقیه هم به مرور با زحمتی که گروه نویسندگان کشیدند آماده شد.

در طول کار چقدر به فیلمنامه پایبند بودید؟

همیشه می‌گویم فیلمنامه اساس کار ما برای اجراست. فیلمنامه نوشته می‌شود تا ایده‌ها فراموش نشوند، بر روی آنها کار شود، اتفاقات کنار هم قوام بیایند و پردازش شوند. خیلی به اساس فیلمنامه معتقدم ولی با توجه به وضعیت کار و بضاعتی که بازیگران داشتند فیلمنامه را در زمان اجرا گسترش دادیم. ضمن این که تلویزیون هم نظراتی داشت که باید در روند کار اعمال می‌شد. همین ‌طور در طول کار به پیشنهاداتی می‌رسیدیم که در پیکره فیلمنامه نگارش‌شده نبود، اما خارج از خط اصلی هم قرار نداشت. از لحظاتی که به دست می‌آوردیم هم استفاده و سعی می‌کردیم به عنوان یکی از اساس‌های فیلمنامه به آنها هم شکل دهیم و استفاده‌شان کنیم.

به بازیگران اجازه بداهه‌پردازی هم می‌دادید؟

بله. کار طنز خیلی قائل به بازیگر است. بازیگرانی که شناخت کاملی از کار طنز و همین‌طور بازیگران مقابل‌شان دارند خیلی می‌توانند در اجرا کمک کنند. در کار طنز بخش مهمی از فیلمنامه در اجرا شکل می‌گیرد. شیرین‌طبعی و توانایی بازیگران فضایی ایجاد می‌کند و لحظاتی را رقم می‌زند که قابل استفاده است. اما بداهه‌پردازی بازیگران هم در مسیر اصلی فیلمنامه بود. سعی کردیم از خط فیلمنامه خارج نشویم چراکه به اساس فیلمنامه معتقدم. فیلمنامه متنی است که رویش کار شده، فکر شده و باید به آن پایبند بود.

می‌شود گفت به خاطر استفاده از همین تجربیات بازیگران بود که سراغ بازیگران شناخته ‌شده‌ای رفتید که سابقه زیادی در کار کمدی دارند؟

بله، علاوه بر این سابقه همکاری زیادی با یکدیگر را هم داشتند. تعداد زیادی از بازیگرانی که از آنها استفاده کردیم علاوه بر این که در کار طنز سابقه زیادی داشتند، شکل و شیوه اجرایشان جا افتاده بود و ملاحتی هم در وجود خودشان داشتند و از همه مهم‌تر این که قبلا با یکدیگر همکاری کرده بودند، از شگردهای هم مطلع بودند و به اصطلاح زبان هم را خوب می‌فهمیدند. این هم یک ملاک مهم در انتخاب گروه بازیگران بود.

فکر می‌کنم همین تجربه بازیگران هم باعث شد در نتیجه نکته مثبتی به سریال اضافه شود و آن دیالوگ‌های شیرینی بود که بین بازیگران رد و بدل می‌شد.

بخش مهمی از این اتفاق مربوط به همان تجربیاتی است که گفتیم. اما در واقع بخش مهمی از این دیالوگ‌ها هم در متن آقای ژوله و خانم زارع‌نژاد وجود داشت.

گروه بازیگران را خودتان انتخاب کردید؟

در انتخاب بازیگران موافقت کارگردان یکی از شروط اصلی است. اما در زمان ساخت یک مجموعه مناسبتی در زمان مشخص، همزمان چند شبکۀ دیگر با همین موضوع، رویکرد، هدف و گونه مشغول کار هستند. ضمنا در کار طنز، در انتخاب کسانی که دارای شیرین‌طبعی باشند، با هم به راحتی کنار بیایند و زبان هم را بفهمند چندان دست‌مان باز نیست. این شرایط انتخاب را دشوار می‌کند. ما با این مبناها سعی کردیم از هر کمکی استفاده کنیم، بنابراین هرچه به دست آوردیم حاصل تلاش همه گروه است. خود بازیگران هم پیشنهادهایی مطرح می‌کردند که در ردیف انتخاب‌های ما قرار می‌گرفت و خوشبختانه حاصل همان چیزی شد که دیدید.

با توجه به این که قبلا کار مناسبتی انجام داده بودید، می‌دانستید تولید در یک فرصت محدود، مشکلات خاص خودش را به همراه دارد که کم هم نیست. با این حساب فکر نمی‌کردید محدودیت‌های این کارها برایتان مشکل‌ساز شود؟

سلطانی: به نظرم فراموشی با توجه به وقت و زمانی که صرفش کردیم و نتیجه‌ای که از آن به دست آوردیم، جزو کارهای خوبم است. دوستش دارم چون لحظات خیلی خوبی را در زمان تولید به دست آوردم و از آنها استفاده کردم

همان‌طور که اشاره کردید این محدودیت‌ها و مشکلات به هر حال وجود دارد. وقتی می‌پذیرید یک کار مناسبتی را در مدت زمان محدود و مشخصی تهیه و پخش کنید، مشکلاتی بدیهی را با خود به همراه می‌آورد که شما به عنوان کارگردان یا هر عنصر دیگری در گروه به آنها واقف هستید. تنها یکی از مشکلاتی که با آن دست به گریبان خواهید بود زمان است. به اضافه این که اگر در همین زمان محدود فیلمنامه کامل شده باشد و در ذهن سازندگان ته‌نشین شده باشد، نظرات ارائه داده شده، کلنجار کافی با ابعاد مختلف داستان داشته باشند، مطمئنا در این زمان کوتاه می‌توان به نتایج بهتری هم رسید. کیفیت اتفاقی نیست. حاصل وقت و تفکر کافی است. ما با تجربه و انرژی حرفه‌ای‌مان کار کردیم. ضمن این که تیم درستی انتخاب کردیم و در کنار هم سعی کردیم از وقت و امکانات موجود و موقعیت‌هایی که به دست می‌آوردیم بهترین استفاده را بکنیم. بالطبع اگر مقدمات اولیه یک کار مناسبتی ـ مثل هر کار دیگری ـ از قبل فراهم شده و به آن فکر شده باشد، می‌تواند نتیجه برجسته‌ای حاصل شود.

خودتان جایگاه فراموشی را در کارنامه‌تان چطور می‌بینید؟ فکر می‌کنید به اعتبارتان کمک کرده باشد یا مهره مهمی در کارنامه‌تان محسوب نمی‌شود؟

بستگی دارد که اعتبار کارگردان در تلویزیون را معادل تعداد بینندگان مجموعه بدانید یا نه. اما من به کاری که صورت گرفته نگاه می‌کنم. به نظرم فراموشی با توجه به وقت و زمانی که صرفش کردیم و نتیجه‌ای که از آن به دست آوردیم، جزو کارهای خوبم است، دوستش دارم چون لحظات خیلی خوبی را در زمان تولید به دست آوردم و از آنها استفاده کردم، چون گروه بسیار همدل و هم زبان بودند. با بعضی از عواملی که پشت دوربین بودند، در مجموعه‌های قبلی هم تجربه همکاری داشتیم، از این لحاظ آشنایی و رفاقتی با این دوستان داشتم. بازیگرانی هم که جلوی دوربین بودند، اگرچه قبلا با هم همکاری نکرده بودیم، ولی همه را به دلیل کارهایی که انجام داده بودند خیلی دوست داشتم. به همین خاطر است که موجودیتی قابل قبول را برداشت کردیم و فراموشی به کاری تبدیل شد که دوستش دارم.

از بازخوردهایی که بین مردم داشته خبر دارید؟

وقتی به صورت گذرا از کسانی غیر از دوستان و آشنایان پرس‌وجو می‌کردم، کار دیده شده بود. اما خاطرتان باشد که مجموعه فراموشی از شبکه 5 سیما پخش شد. به همین خاطر شاید قیاس کردن آن با مجموعه‌هایی که از شبکه‌های دیگر به صورت سراسری پخش شدند اصلا درست نباشد، چراکه در شرایطی مساوی با هم نمایش داده نشدند. بخش مهمی از استان‌های کشور این کار را ندیدند یا به صورت پراکنده دیدند، اما این مجموعه در حد و اندازه‌ای که پخش شد، خوب دیده شد. از موسیقی تیتراژ گرفته تا تکیه‌کلام شخصیت‌های سریال، بازخوردهای مثبتی دریافت کردیم.

از لحاظ کیفیت فراموشی را در چه وضعیتی می‌بینید؟ اصلا سریال‌های دیگری که در عید پخش شد را دیدید؟

فرصت نکردم که همه را دنبال کنم، اما بخش‌هایی از کار سیروس مقدم را دیدم که مثل همیشه تازه و نوآورانه بود و شخصیت‌های بامزه‌ای داشت. سیروس مثل همیشه خوب کار کرده بود. «سیر و سرکه» هم کار بسیار خوبی بود، فضای شیرینی داشت، این‌گونه کارهای پرجمعیت و شلوغ، با حضور آدم‌هایی گرم و دوست‌داشتنی، سلیقه خود من هم هست. کار شبکه 3 هم یک طنز خوب و قابل قبول بود. البته من متوجه نمی‌شوم که چرا این کارها باید با هم قیاس شود. چرا فکر می‌کنیم که حتما باید امتیازدهی در کار باشد؟

پس این مقایسه را به هیچ عنوان قبول ندارید؟

نه. هرکدام از اینها با ایده و منظوری واحد تولید شده‌اند. هرکدام ظرف و اندازه خودشان را دارند و هرکدام به شکل ویژه خودشان با مردم ارتباط برقرار کرده‌اند. خوشحال می‌شوم که همه کارها دیده شوند، چون باعث اعتماد بیشتر مردم به تلویزیون می‌شود. وقتی مردم داستان خودشان و آدم‌هایی با شکل زندگی شبیه خودشان را در رسانه می‌بینند و حرف خودشان را می‌شنوند، به رسانه اعتماد می‌کنند و روابط‌شان تقویت می‌شود، اما این که دسته‌بندی یا درجه‌بندی کنیم، نمی‌دانم چه محسناتی برای رسانه یا مردم به همراه دارد. ضمن این که رسانه با توجه به ضمائم حرفه‌ای تولیدات تلویزیونی، خودش درجاتی برای کارها قائل است.

کلا کار کمدی را دوست دارید؟ دوست دارید در این زمینه باز هم کار کنید؟

قبل از این که بخواهم گونه به‌خصوصی را به عنوان زمینه اصلی کارم انتخاب کنم، به قصه نگاه می‌کنم. چندان مهم نیست که یک ملودرام سنگین را به عنوان کار انتخاب کنم یا یک کمدی موقعیت یا هرگونه دیگری را. برایم این مهم است که قصه را چقدر دوست دارم و چقدر بلدم تعریفش کنم، بعد به ساختار اصلی و گونه مورد نظر فکر می‌کنم. مهم این است قصه‌ای که تعریف می‌کنیم دغدغه‌مان باشد و بتوانیم آن را خوب درک کنیم. بنابراین اگر قصه بتواند توقعم به عنوان کارگردان را برآورده کند، انتخابش خواهم کرد، حالا چه طنز باشد چه ملودرام. اما به این نکته هم قائلم که طنز یکی از دشوارترین گونه‌های موجود است. ما طنزپردازها و نویسندگان خوبی در زمینه طنز داریم. خیلی خوب است که از وجود اینها استفاده شود تا متن‌های قدرتمندی نوشته شود که مسائل اجتماعی در لابه‌لای آنها بیان شود. اگر تلویزیون فرصت بیشتری به این نویسندگان بدهد بدون وارد شدن لطمه به اعتقادات و عرف‌های اجتماعی، متن‌های بهتری نوشته می‌شود و نتیجه بهتری هم حاصل خواهد شد.

در مورد موسیقی تیتراژ فراموشی کمی صحبت کنید.

محسن یگانه یکی از خوانندگان محبوب نسل جوان است. مردم خیلی دوستش دارند، صدای گرمی دارد. انتخاب او برای این مجموعه یک خوش‌شانسی محسوب می‌شد.

در موسیقی متن سریال، گاهی اشاراتی به موسیقی «پس از باران» به گوش می‌رسید. این انتخاب شما بود یا ابتکار آهنگساز؟

یحیی سپهری جوانی بااستعداد است. حضور او در کنار عواملی مثل نیما حسن‌دوست و احسان افشاریان به عنوان تدوینگر و صداگذار، به واسطه حسن و ملاحت، جدیت و علاقه‌ای که در کار به خرج دادند، نکته بسیار مثبتی بود. سپهری را آزاد گذاشتیم تا با نوع نگاه خودش فضای شادی را برای سریال ایجاد کند. او به خوبی درام را می‌شناسد و می‌داند چطور از موسیقی برای تقویت لحظات دراماتیک یا کمیک استفاده کند. اگر احساس می‌کنید گاهی موسیقی شمالی در کار شنیده می‌شود، باید بگویم از موسیقی لری و کردی هم جایی که لازم دیده و احساس کرده رنگ و بویی به کار می‌دهد استفاده کرده است. اما اگر مشابهتی بین این موسیقی و پس از باران احساس می‌کنید، عمدی نبوده یا حداقل خواسته و سفارش من نبوده است.

شروینه شجری کهن - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها