علی درستکار از اجرای تلویزیونی می گوید

چهره آشنای تهرانی ها، علی درستکار، درست مثل وقتی که «تهران 20» را اجرا می کند یا «پرتو» را، صمیمی و خودمانی و البته خیلی رک و صریح مقابلمان می نشیند و صحبت می کند.
کد خبر: ۴۵۴۹۴

درستکار از سال 73 با برنامه «صبح بخیر ایران» وارد سازمان شد. کارش را با گزارشگری آغاز کرد ولی خیلی زود به استودیو رفت و پس از چندی ، تهیه کننده نیز شد.
حضورش در سازمان بنا به حضورش در دانشگاه امام صادق ع کمی کمرنگ شده بود تا این که با اجرای برنامه پرتو دوباره حضوری موفق در تلویزیون پیدا کرد.
برنامه ای در حوزه علم و فرهنگ که با پژوهشگران داخلی و خارجی به گفتگو می پرداخت و با زبانهای انگلیسی ، عربی و فارسی برنامه را اجرا می کرد. این مقدمه ای شد برای حضور در برنامه تهران 20.


آقای درستکار! مجری واقعا یعنی چه کسی؛
مجری یعنی یک قدرت بزرگ و یک فرمانده در لحظه ای که برنامه روی آنتن است.

و لابد به همین علت در برنامه تهران 20 این موضوع خیلی محسوس است؛
منظورم از قدرت ، به معنای عام آن بود. یعنی قدرت تاثیر گذاشتن بر شخصیت و ذهن مخاطب و هر کسی که بیننده باشد. از این نظر این ویژگی در تهران 20 محسوس است.
واقعا این طور نیست که من دنبال قدرت طلبی باشم ، بخصوص در تهران 20 ولی از این حیث که کاری به دست من اتفاق می افتد و از این که از قدرتی که دارم خوب استفاده می کنم. احساس خوبی دارم.

مهمترین ویژگی برنامه تهران 20 چه بود که اجرای آن را قبول کردید؛
اولین بار که نگاهم به نگاه تهیه کننده آشنا شد نتوانستم نه بگویم. این اولین عامل بود، در حالی که پیش از آن من اصلا مشتری تهران 20 نبودم که بدانم در برنامه چکار می کنند یا اصلا برنامه چه قدرتی دارد.
بتدریج که پیش رفتم آن نظر اولیه ام مدام تایید می شد و هنوز هم ادامه دارد. بعد هم که می بینم به هر حال سر سوزنی که اخلاص و صدق نیتی در میان بوده ، داریم جوابش را می گیریم و با تاثیرگذاری پیش می رویم.
این مساله خیلی مرا ترغیب به ماندن می کند. احساس می کنم داریم یک کارهایی می کنیم.

شیوه اجرای شما در تهران 20 با اجراهایی که تا به حال دیدیم کاملا متفاوت است. یعنی آن قالب خشک ، جدی و رسمی در ارتباط با بیننده شکسته شده است. خودتان به این شیوه اجرا رسیدید یا پیشنهاد و توصیه تهیه کننده بود؛
اجازه می خواهم از دوست بسیار عزیزم در عالم حرفه ای آقای مباشری اسم ببرم و خیلی خیلی جدی و بدون هیچ تعارفی بگویم که در عرصه کار خیلی زیاد مدیون او هستم.
از همان زمانی که به برنامه صبح به خیر ایران رفتم با راهنمایی ها و توصیه های او توانستم به این رشد سریع دست یابم ، البته اگر سریع بوده باشد؛ اما نکته ای که در سبک اجرای فن قابل طرح است این که تقریبا سبک اجرا از ابتدا برنامه ریزی شده ، هدف گیرانه و مطالعه شده نبوده است.
در پرتو فهمیدم که سبک اجرایم متفاوت است و با توجه به بازخوردی که از بیننده می گرفتم توجهم برای این که بفهمم چرا بیننده اینطور عکس العمل نشان می دهد، جلب شد. پس از مطالعه عناصری را پیدا کردم که یکی از آنها این بود که خودم هستم و بازی ندارم.
دیدم خودم این حس را خیلی دوست دارم ، بنابراین کوشیدم آن را تقویت کنم. ولی این حس خطراتی هم دارد چرا که به جاهایی می رسی که بیننده ای تماس می گیرد و می گوید این آقا هر چه دلش می خواهد می گوید، این آقا حرفهای خودش را می زند و....
این نکته ای است که طی شش هفت ماه اخیر متوجه آن شدم و با آن برخورد کردم و چون برای بازخوردهای مردم احترام قائلم و برایم مهم است.
اول از مردم معذرت خواهی می کنم و بعد هم این که خیلی متاثر شدم و به دنبال اصلاح آن هستم.

و حکایت آن لبخندهای تلخ چیست که بعضی وقت ها از هر حرف و انتقادی تند و تیزتر است؛
والله این را خیلی متوجه نشده بودم و نمی دانستم این لبخند آن لبخندی است که شما می گویید یا مخاطب فکر می کند؛ ولی میان ابزارهای ارتباطی می توانیم لزوما زبان را تعریف نکنیم ، چرا که زبان یکی از آنهاست و حرکات صورت ، دست و بدن ، چشم و حتی چین و چروک صورت هم از دیگر ابزارهای ارتباطی است.
هر وقت آدم متوجه شود می تواند از ابزارهای دیگر هم استفاده کند و اینقدر هم پویا باشد به نظرم یک قدرت و نعمتی است که او از آن بهره مند است و باید خدا را شکر کند. به هر حال این هم ابزاری است که من از آن استفاده می کنم.
این را هم می گویم که کمی از حرکات و کلمات از قبل طراحی شده است ، شاید بیش از 90 درصد رفتارهای من اعم از کلامی و بدنی بداهه است و کمی از آنچه پشت تلویزیون می گویم نوشته شده است و فقط خبرها را برایم می نویسند و بقیه اش از خودم است.
بعضی وقت ها هم تهیه کننده مطالبی را در گوشی ام می گوید که شاید هر شب کمتر از 5 درصد را تشکیل دهد. ولی اگر شما بگویید که خیلی خطر می کنید، آن را به خدا واگذار می کنم.
ولی واقعیت این است که قبل از برنامه نمازی می خوانم. در سجده شکر آن نماز خودم را دست خدا می سپارم و از او می خواهم برنامه ام ممتاز و بی اشکال باشد.

با این بداهه گویی تمام آنچه در برنامه می گویید همیشه مورد تایید تهیه کننده هم هست؛
نه. خیلی وقت ها تهیه کننده تایید نکرده و گاهی اوقات همان موقع تذکراتی داده است ؛ ولی من یکی دو معیار دارم که براساس آنها حرکت می کنم و معتقدم پس از این همه سال تجربه در حدی هستم که در هر محکمه ای پای کلمه به کلمه حرفهایم باشم.

آن معیارها چیست؛
اول این که به کسی توهین نکنم. دوم این که صراحت لهجه را با بی ادبی درنیامیزم و بالاخره این که به اصول دین و نظام پایبند باشم یا آنها را تخطئه نکنم.
توضیحم برای این بخش این است که ما زیر هر پرچمی که باشیم و روی هر زمینی که زندگی کنیم و به هر دینی که متدین باشیم باید به این اصل معتقد باشیم.
در ولنگارترین کشورها هم که از آنها به تعبیر آزاد یاد می کنند این طور نیست که شما بتوانید هر جوری حرف بزنید و رفتار کنید.
همه آنها هم حد و مرز دارند. من دوستانی ساکن کشور امریکا دارم که به من می گویند تو امریکا هم این جوری نیست که تو بتوانی پشت تلویزیون این جوری حرف بزنی ؛ بنابراین تذکراتی که تهیه کننده به من می دهد اگر با این سه معیار جور دربیاید اطاعت می کنم و الا اگر احساس کنم که درگیر ملاحظات شخصی ، سازمانی و روسا و مدیران است اطاعت نمی کنم.
بارها هم به آنها گفتم یا من هستم یا نیستم. بین این دو وجود ندارد. اگر من دارم پول و وقت مردم را می گیرم ، بنابراین وظیفه دارم کارم را انجام دهم. مسوولان هم آمده اند برای خدمت.
پس اگر کسی چیزی را از آنها می پرسد یا مطلبی را به اطلاعشان می رساند به صرف این که فقط رک و بی پرده است نباید به آنها بر بخورد، بلکه باید ممنون من هم باشند. به هر حال مبنای من این است که ما به عنوان چشمهای شما داریم در گوشه و کنار شهر و کوچه پس کوچه ها و پستوها که شماها حتما اشراف ندارید و نمی توانید داشته باشید -همان جور که هر آدمی نمی تواند بگوید من همه چیز را می بینم و می فهمم -نکاتی را به اطلاع شما می رسانیم.
بدون این که حقوقی از شما بگیریم. شما باید ممنون ما باشید.

علی رغم این که بیان این نکات به مذاق خیلی ها خوش نیاید...
بله خوش نیاید. واقعا بروند ظرفیتشان را درست کنند. در تهران 20 هم تمام سعی ام این است که مردم را اگر به بازگویی بعضی از مسائل هم شامل مشکلات و هم خوشکلات تشویق کردم به خاطر همین بود.
یعنی با این نگاه که ما به آنها کمک کنیم نه این که فقط ایراداتشان را بگیریم. ما اگر دنباله روی مگس را کنیم صرفا به عیب جویی می رسیم ، ولی اگر به دنبال زنبور عسل برویم می توانیم گلهایی که پشت کپسل هاست ببینیم ؛ بنابراین این آرزو در من خیلی قوی است که در تلفن های طی هفته بیننده ها به برنامه ، شبی یک تشکر و یک بازگویی خوب باشد.

فکر می کنید مردم چقدر با شما به عنوان مجری تهران 20ارتباط برقرار کرده اند؛
هر چقدر دلشان خواسته ، احساس می کنم وقتی مردم کنار من قرار می گیرند یا برخورد می کنند بدون سانسور و کاملا محرم در حدی که شنونده آنها هستم اطمینان دارند و ارتباط برقرار کرده اند؛ البته از این نظر روی دوشم احساس سنگینی می کنم و اینجور نیست که از این ارتباط لذتی ببرم.

در نهایت می خواهید با اجرای تهران 20 به کجا برسید؛
به اصلاح. گاهی وقتها احساس می کنم اگر بمانم درست می شود. همین امروز یکی به من می گفت خودت را خسته می کنی. گفتم پس چی؛ باید رها کرد؛ گفت نه.
معتقدم باتوجه به ویژگی های شخصیتی و حرفه ای که خدا به من داده و باتوجه به لطفهای شبکه ، سازمان ، تهیه کننده و دیگر دوستانی که می دانم و نمی دانم ، فکر می کنم می توانیم کارهایی انجام دهیم . همین که مسوولان و برنامه ما را قبول کردند، می توانیم با همین نگاه خوشبینانه اطلاع رسانی کردن به آنها، خیلی از مسائل را اصلاح کنیم و معتقدم که می شود.
خیلی از من سوال می کنند که آقا اینها که می گویی تاثیری هم دارد؛ به بعضی هایشان این جواب را می دهم که احساس می کنم خیلی از اتفاقاتی که افتاده نتیجه برنامه ماست.
تلنگر بخش زیادی از اصلاح رفتارهای راهنمایی ، رانندگی و ترافیکی ، بخش زیادی از جدیت ها، سختکوشی ها و سخت گیری های پلیس ، راهنمایی ، رانندگی ، شهرداری و شهربانی مال برنامه ماست.
شاید حکایت شتر و خواب پنبه است ، ولی من این طور احساس می کنم و فکر می کنم خیلی هم بیراه نیست.

تهران 20 را شبکه چقدر حمایت می کند؛
خیلی. واقعا سپر خیلی از تلفنهای شکوه آمیز است. می توانم بگویم تا به حال یک شکایت مستقیما به خود من نرسیده است. یکی دو دورنگار و تلفن را فقط برای این که ببینم و یک ذره به حرفهایشان گوش بدهم نشانم دادند والا نخواستند مرا اذیت کنند.
جا دارد همین جا از مدیریت خوب شبکه ، مدیر گروه و تهیه کننده تهران 20 آقای مهندس نیک بخت در حد خودم تشکر کنم ؛ البته طرف حساب آنها من نیستم که بخواهم تشکر کنم و بگویم جبران می کنم.
ان شاءالله آنها برای خدای همه ما این رفتار را انجام می دهند و اجرشان را هم از خودش می گیرند.

سعیده محبی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها