در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بافتهای شامل هر آنچه بتوانید فرضش کنید و در این میان ما (آدمها) هم بخشی از همین بافته، از همین تور هستیم. توری با گرههای فراوان و گسترده بر عالم هستی. توری که هر یک از گرههایش یکی از همین مواد و موجودات و حسهاست و این تور تا زمانی میتواند مفید و کارآمد محسوب شود که همه گرههایش سرجای خود قرار داشته باشند.
گاهی ما (آدمها) در این وهم و خیال به سر میبریم که ما صاحب این توریم. ما کسی هستیم که این تور را پهن کردهایم. ما آدمها فقط یکی از گرههای این توریم. حالا گیریم کمی باهوشتر یا صاحب فکرتر یا هر چیز دیگر. اما به هر حال ما هم فقط یکی از همین گرهها هستیم. اکوسیستمها براساس آن که چه نوع ویژگیای دارند و کجای این کره خاکی پهن شدهاند درجهای از اعتبار و شناسهها را به خود اختصاص میدهند. آنها که مناطقی مرطوبتر و متنوعتر را در برگرفتهاند، ایمنتر هستند و قویتر و آنها که در مناطق خشکتر قرار دارند، تنکتر و حساستر و صدالبته ترد و ظریفتر. ایران یکی از همین اکوسیستمهای ترد و ظریف را در خود جای داده است.
به گواه آمارهای موجود، میانگین بارندگی در ایران تنها 240 میلیمتر (یعنی حدود یکسوم میانگین جهانی) است و این یعنی که ایران در منطقه خشک و کمبارش کره زمین قرار دارد. بنابراین باید تنوع زیستیاش بسیار کم باشد، یعنی این که باید جایی باشد همچون صحراهای آفریقایی، اما اصلا اینگونه نیست. ایران تنوع زیستی بیمثالش را مدیون رشته کوهای زاگرس و البرز است که مناطق خشک میانی ایران را همچون نگینی در آغوش خود گرفتهاند و آن را حراست میکنند.
ایران مامن بسیاری از گونههای منحصر به فرد است. گونههایی که هر یک همچون یکی از گرههای بیبدیل همان تور پیش گفته (اکوسیستم) در بقا و دوام زیست کره زمین نقش اساسی دارند و با باز شدن و بریده شدن هریک از آن گرهها، تور زیستی زمینمان برای ابد پاره و ناکارآمد میشود، چون هیچ گرهی نیست که جای آن را بگیرد. گونههایی همچون سمندر لرستان، گور ایرانی و... یوزپلنگ آسیایی. گفتم آسیایی... اشتباه است.
یوزپلنگ سابقا آسیایی. یوزپلنگی که تیزپاترین موجود خشکیهای زمین است با همه سرعتش نتوانست از چنگ انقراض در بخش بزرگی از آسیا فرار کند. یوزهای سابقا آسیایی، در گذشتههای نهچندان دوری بخشهای بزرگی از آسیا را در مینوردید و خرامان میگشت. آنها اکثر زیستگاههای دشتی و استپی آسیا یعنی از هندوستان، پاکستان، افغانستان، ایران، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان و قفقاز تا عراق، سوریه، اردن، فلسطین و شبه جزیره عربستان را محدوده قلمرو خود محسوب میکردند. امروزه اما این گربهسان تیز چنگ تنها در پارک ملی کویر، مناطق توران نابیندان، دره انجیر، میاندشت و خوش ییلاق ایران زندگی میکند (هرچند نفسش به شماره افتاده). گربهسانی که تنها کمی از گربه بزرگتر است و بسیار سریعتر از آن.
گربهسانی که برخلاف تصور بسیاری از ما، خجالتی است و مهربان. گربهسانی که برخلاف باورهای ما اصلا وحشی نیست و به انسان حمله نمیکند. گربهسانی که براحتی با پارس سگ گله فرار میکند. گربهسانی که براحتی دستآموز میشود. گربهسانی که ناگاه در میان دویدنهایش با خودروی ما برخورد میکند و میمیرد و ناسزایی از ما میشنود که چرا به میان جاده دویده... یوزپلنگها میدوند. بسیار سریع و ما با گسترش شهرهایمان به حریم زندگی او تجاوز کردهایم. یوزها میدوند و به میان جادههایی میآیند که ما با آنها خانه و کاشانه و قلمرو وسیعشان را چند پاره کردهایم. ماییم که به میان آشیانهشان رفتهایم و آنها را زخمی کردهایم و کشتهایم به راستی کداممان سزاوار دشنامیم. اویی که در قلمرو خدادادیش میدود یا ما که قلمرو او را چند پاره کردهایم؟ یوزپلنگ ذاتا دونده است. خدا او را اینگونه آفریده است و حقی را که خداوند به او داده ناحق میکنیم. با جادهها، با شهرها با بیخردی و کمدانشی.
اکنون که این نوشته را میخوانید از نسل یوزپلنگان سابقا آسیایی (و اکنون ایرانی) در خوشبینانهترین حالت فقط 100عدد باقی مانده است. اکنون که این نوشته را میخوانید همه سرنوشت این گربهسان منحصر به فرد در دستان ما ایرانیان است.
اکنون زمانی است که بدانیم ما آدمها، یکی از گرههای این تور گسترده بر زمین و زمانیم. ما مالک و پهنکننده این تور نیستیم. ما، یوزها، درناها، خرسهای سیاه، سمندرهای لرستان، سوسن چلچراغ، لاله واژگون و صدها گونه دیگر که ایران را برای زیستن انتخاب کردهایم، همه و همه بخشهایی از این تور، از این اکوسیستم رویایی و شکننده و ظریفیم. پس هوای همدیگر را داشته باشیم تا توری باقی است و یوزها از ایران جدا نشدهاند.
چگونه از یوزها محافظت کنیم؟
در مقام یک شهروند عادی:
باید معلوماتمان را افزایش دهیم و بدانیم جایگاه هر موجود در اکوسیستم چیست. برای گذران وقت خوش و شادی به موجودات زنده (گیاه و جانور) آسیب نرسانیم.
به کودکانمان دوست داشتن محیط و طبیعت را آموزش دهیم. به طرحها و ایدهها فعالیتهایی که میدانیم به محیط زیست آسیب وارد میکند روی خوش نشان ندهیم.
در مقام یک مسوول تصمیمساز:
هنگام بررسی طرحهای عمرانی و زیر بنایی نظرات مشاوران محیط زیست را لحاظ کنیم.
هنگام بررسی و اجرای طرحهای عمرانی به سودهای کوتاهمدت آن طرحها دلخوش نکنیم. در بررسیها و اجرای طرحها، به درآمدزایی از طریق جلب گردشگر فکر کنید. پایداری این درآمدها بینظیر است.
حقایقی از یوزها
یوز از فعل فارسی یوزیدن به معنی جستن و پریدن و شکارگر گرفته شده است. تازی پلنگ یا تازی پرنگ نامی است که افغانها به آن میدهند. چیتا نام هندی این جانور است که در ریشه سانسکریتیاش معنی خالدار میدهد و در تمام دنیا با این نام میشناسندش.
سومریها نخستین قومی بودهاند که یوزها را اهلی کرده و برای شکار استفاده میکردند. خالهای یوز همگی توپر هستند و مانند اثر انگشت ما آدمها برای هر یوزپلنگ خالهای منحصر به فردی وجود دارد. طول بدنشان (از نوک تا انتهای دم) تا 220 سانتیمتر میرسد. سرعت یوزها تا 110 کیلومتر در ساعت هم میرسد، اما این سرعت را برای مدت کوتاهی میتواند حفظ کند.
یک یوز از حالت ایستا ظرف مدت چندثانیه میتواند سرعتش را به 70 کیلومتر در ساعت برساند. هر گام یوزپلنگ در حالت دویدن سریع تا 7 متر طول خواهد داشت. یک یوز در حالت دویدن سریع میتواند 4 گام در ثانیه بردارد. کل و بز، مهمترین غذای یوزها محسوب میشوند، اما از خزندگان و حشرات کوچک تا پستاندارانی همچون خرگوش و حتی پرندگان نیز برای غذا استفاده میکنند.
تاکنون هیچ گزارشی از حمله (یا حتی تمایل به حمله) به انسان و دامهای او بین یوزها وجود نداشته است.
محمد رضا نوروزی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: