در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به همین دلیل، جای تعجب ندارد که در هر یک از آنها، حداقل با دو یا سه دختر و پسر کودک و نوجوان روبهرو میشویم. اهمیت نقش و شخصیت این بچهها کمتر از شخصیتهای بزرگسال قصه نیست و حتی بعضی وقتها، آنها اهمیتی بیشتر و بالاتر از بزرگسالان و پدر و مادرها در پیشبرد قصه و ماجراهای آن دارند.
مجموعه کمدی ـ خانوادگی «بچههای بازیگوش» (با نام اصلی out numbered) هم از این قاعده جدا نیست و از همان عوامل و عناصری بهره گرفته و استفاده میکند که بقیه مجموعههای مشابه دنبال میکنند.
این مجموعه انگلیسی که از سوی شبکه بیبیسی تهیه شده، یک کمدی موقعیت است که حال و هوایی بریتانیایی دارد و اولینبار سال 2007 روی آنتن رفت.
کارها و اقدامات بانمک اعضای خانوادهای که قصه مجموعه براساس آن به جلو میرود، با استقبال تماشاگران تلویزیونی روبهرو شد و راه را برای تولید سه فصل بعدی آن هموار کرد. چهار فصل این مجموعه در 30 اپیزود تهیه شده و پخش آن تا امسال ادامه داشته است.
در یک کلام میتوان گفت خط اصلی قصه مجموعه درباره پدر و مادری است که در حال بزرگکردن سه فرزند کودک و نوجوان خود هستند، ولی ماجراها و اتفاقاتی که برای این خانواده رخ میدهد به قدری متنوع و وسیع است که تعریف قصه زندگی روزمره آنها بیش از سه سال است که ادامه دارد.
خود تهیهکنندگان مجموعه از آن به عنوان یک کمدی بزن و بکوب اسم میبرند و هیو دنیس و کلر اسکینر در آن در نقش والدین خانواده ظاهر شدهاند، گرچه این دو پدر و مادر قصه مجموعه هستند، ولی نمیتوانند حاکمیت خود را به خانه و بچهها اعمال کنند.
در حقیقت سه فرزند آنها از آنجا که تعداد بیشتری از اعضای خانه را تشکیل میدهند، توانستهاند حرف و موقعیت خود را به کرسی بنشانند و زمام امور را به دست بگیرند.
نقش این سه فرزند بازیگوش و حکمران را تایگر دروهانی، دانیل روشه و رومانا مارکوئیز بازی میکنند. اندی همیلتون به عنوان خالق اصلی مجموعه، در کنار تهیه آن وظایفی مثل کارگردانی و نگارش فیلمنامه را هم انجام داده است. البته در این کار او از همراهی گای جنکین استفاده کرده است.
استقبال منتقدان از بازیگوشی بچهها
منتقدان تلویزیونی از تحسینکنندگان اصلی بچههای بازیگوش هستند و این نشان میدهد در کنار استقبال خوب تماشاگران عادی از آن، این مجموعه دارای چنان جنبههای غنی هنری هم بوده که توانسته اینچنین روی منتقدان سختگیر تاثیر مثبت بگذارد و آنها را وادار کند که نقدهای مثبت فراوانی روی آن بنویسند.
دلایل متعددی برای این کار وجود دارد و منتقدان تلویزیونی چیزهای زیادی در ارتباط با رضایت خود از مجموعه و اپیزودهای مختلف آن ابراز میکنند.
مهمترین نکتهای که مورد توجه منتقدان قرار گرفته حال و هوای واقعگرای مجموعه است که با وجود لحن کمدی خود ـ که اجازه میدهد فیلمنامهنویسان پا را از محدوده واقعیتهای روزمره زندگی فراتر گذاشته و با بهرهگیری از عنصر فانتزی، یکسری قصههای سرگرمکننده خیالی و غیرواقعگرا ارائه دهند ـ به واقعیتهای زندگی خانوادگی وفادار است و تصویری ملموس، طبیعی و غیر دروغین از یک جمع خانوادگی و مسائل و مشکلات آنها را به تصویر میکشد. این تصویرگری رئالیستی مهمترین حسن بچههای بازیگوش است.
در کنار این حسن مهم، فیلمنامه آزاد مجموعه هم که سعی دارد قید و بندهای فیلمنامهنویسی را کنار گذاشته و به بازیگران امکان ابتکار عمل بدهد، سخت مورد توجه منتقدان و تماشاگران سختپسند قرار گرفته است.
سازندگان فیلم بارها و بارها در طول تولید مجموعه اعلام کردند فیلمنامه برای آنها فقط حکم یک دستورالعمل کلی را دارد و قرار نیست بازیگران اصلی و فرعی بچههای بازیگوش، کاملا به آن وفادار مانده و طبق آن عمل کنند.
این آزادی عمل به بازیگران امکان آن را میدهد تا در کنار اجرای دستورات و رهنمودهای کارگردان مجموعه، به کار بداههسازی بپردازند و صحنههای خودجوشی را خلق کنند که در فیلمنامه به آنها اشارهای نشده است.
این بداههسازی بخش مهمی از زمان مجموعه را در هر اپیزود به خود اختصاص میدهد و از نظر زمانی میتوان گفت 30 درصد صحنههای مجموعه اختصاص به همین مساله دارد.
در کمتر مجموعه کمدی ـ تلویزیونی میتوان یک چنین وضعیتی را مشاهده کرد و با بازیگرانی سر و کار داشت که بداههسازی نقش بسیار مهمی در کار بازیگریشان دارد.
فیلمنامهنویسی به روش بداههگویی
به گفته اندی همیلتون: «شاید یکی از مهمترین نکاتی که مجموعه ما را از بقیه کارهای مشابه جدا میکرد، همین بحث بداههسازی بازیگران است. در حقیقت، این بداههسازی شرایطی را در قصه مجموعه به وجود میآورد که کسی نمیتواند پیشبینی لحظات و اقدامات بعدی را بکند و نوعی هیجان برای کشف ادامه قصه وجود دارد. این امر تا حد زیادی از کلیشهایشدن قصه و کار جلوگیری میکند. بیشتر کار من سر صحنه فیلمبرداری این بود که فضای کلی کار را برای بازیگران تشریح میکردم و میگفتم در این سکانس چه میخواهم و به دنبال چه چیزی هستیم. پس از ترسیم کلیت کار، حالا بازیگران باید جزئیات ماجرا را خودشان به صورت بداهه خلق کنند و قصه را جلو ببرند. در این رابطه، خیلی وقتها به چیزهای تازهای میرسیدیم که تا قبل از آن اصلا فکرش را نمیکردیم. به کمک بداههسازی، بعضی وقتها فیلمنامه شکل تازهای به خودش میگرفت و وارد مسیر جدیدی میشد. اگر میدیدم این مسیر تازه جذاب است و میتواند تبدیل به یک قصه مستقل شود، آن را دنبال میکردم. این نکته باعث خلق فضاها و موضوعات جدیدی میشد که کمک زیادی به بهترشدن کلیت کار میکرد.»
با این حال، خالق بچههای بازیگوش این واقعیت را اعتراف میکند که انجام چنین کاری بسیار سخت بود و توان و انرژی فراوانی از بازیگرانش میگرفت.
هیو دنیس، پدر خانواده مجموعه در همین رابطه میگوید: «خب، بار اصلی این کار روی دوش من و بقیه بازیگران بود. اما از آنجاکه ما کلیت موضوع را میدانستیم، سعی داشتیم حول همان محور حرکت کنیم. با وجود این، بداههسازی وقت و توان آدم را میگیرد، ولی بدون آن هم نمیتوان به یک کمدی موفق دست پیدا کرد. در تمام کارهای کمدی از عنصر بداههسازی کمک گرفته میشود و ما فقط کمی به این عنصر شاخ و برگ دادیم. برای خود ما بازیگران نقشهای کمدی هم بهتر است که هنگام بازی دستمان بازگذاشته شود تا بتوانیم براساس موقعیتهای موجود، چیزهای بانمک تازهای را به کلیت قصه اضافه کنیم. فرق بازیگران نقشهای کمدی ـ تلویزیونی با دیگر کارهای درام و جدی در همین نکته است.
در نقشهای دیگر شما فقط مجاز هستید دیالوگهایی را که در اختیارتان گذاشتهاند به زبان بیاورید و همه چیز تحت کنترل است.
جذابیت بازی در نقشهای کمدی این است که آزادی عمل بیشتری دارید و مجبور نیستید فقط آن کاری را انجام دهید که از شما خواسته شده است. در اینجا شما میتوانید چیزهایی به نقش اضافه کنید و از خودتان ابتکاراتی نشان دهید که کارگردان به دنبال آنها نبوده است.»
جوایز بسیار برای بچههای بازیگوش
بچههای بازیگوش به دلیل نوآوریهای زیادی که داشت در طول چهار سالی که روی آنتن بود (آخرین اپیزود این مجموعه حدود دو ماه قبل به روی آنتن رفت) موفق به دریافت جوایز متعددی از مراسمهای مختلف اهدای جوایز در انگلستان شد و مراسمهایی مثل جوایز رویال تلویزیون سوسایتی، کمدی بریتانیا و اتحادیه روزنامهنگاران تلویزیونی جایزه بهترین مجموعه کمدی سال خود را به آن دادند.
از اواسط تابستان که بحث پایانیافتن فصل چهارم بچههای بازیگوش مطرح شده، رسانههای گروهی و منتقدان صحبت تولید فصل پنجم آن را مطرح کردند.
تهیهکنندگان مجموعه هنوز هم صحبتی درباره تولید فصل تازه آن نکردهاند و کسی نمیداند آیا ماجراجوییهای این خانواده پرجمعیت باز هم به صورت دنبالهدار ادامه خواهد یافت یا خیر.
مسوولان شبکه بیبیسی گفتهاند سن بازیگران کودک و نوجوان مجموعه بالا رفته و به همین خاطر آنها میترسند دوباره ازآنها به عنوان بازیگر کمسن و سال فصل پنجم استفاده کنند.
در عین حال، آنها نمیخواهند ایفای نقش سه فرزند خانواده را ـ به دلیل محبوبیت زیاد سه بازیگر کودک و نوجوان چهار فصل مجموعه در بین تماشاگران تلویزیونی ـ به بازیگران تازهوارد دیگری بدهند.
با این وجود، تایگر بازیگر نقش جیک در یک مصاحبه تلویزیونی فاش کرد جمع اعضای خانواده شب اول سال نو میلادی (و به مناسبت شب کریسمس) یک برنامه ویژه تکاپیزودی بچههای بازیگوش را به روی آنتن میبرند.
آنها در یک اپیزود ویژه ایام تابستان هم ظاهر خواهند شد و پس از آن دیگر معلوم نیست چه بلایی سر مجموعه خواهد آمد.
بلاتکلیفی در امر تولید فصل پنجم بچههای بازیگوش در شرایطی است که برنامهسازان تلویزیونی در آمریکا، امتیاز تولید نسخه دوبارهسازیشده جدید آن را خریداری کردهاند و بزودی نسخه آمریکایی آن با حضور بازیگران و عوامل تلویزیونی آمریکا به روی آنتن خواهد رفت.
همیلتون خالق اصلی مجموعه میگوید امکان تولید فصل جدیدی از مجموعه وجود دارد و شرط آن این است که ایدههای خوبی برای تولید 13 اپیزود در اختیار داشته باشد. منتقدان تلویزیونی هم بر همین اساس پیشنهاد دادهاند سازندگان مجموعه، سه شخصیت کودک و نوجوان را از محیط خانه بیرون برده و آنها را روانه مدرسه و کلاس درس کنند! این پیشنهاد میتواند زمینه خوبی برای تولید فصل جدید مجموعه را هموار کند.
تصویری شاد از آرزوهای بچهها
عموم تماشاگران برنامههای تلویزیونی، قشر متوسط هر جامعهای هستند و بچههای بازیگوش روی زندگی خانوادهای از همین قشر تمرکز میکند.
خانواده براکمانز در جنوب لندن زندگی میکنند و پدر و مادر خانواده مقهور سه فرزند شیطان خود هستند. همیلتون فکر تولید مجموعه را در سال 1998 مطرح کرد.
در این سال، همکاری مشترک او با جنکین به نام «رهاکردن الاغ مرده» به پایان پخش خود رسیده بود و مسوولان شبکه بیبیسی از او خواسته بودند کار تولید مجموعه تازهای را شروع کند.
در ابتدای کار قرار بود یک مجموعه طولانی تولید شود، اما با آغاز فیلمبرداری کل شرایط کاری تغییر کرد و تهیهکنندگان آن تصمیم گرفتند با بالابردن زمان پخش هر اپیزود، تعداد اپیزودها را کمتر کنند. بخش اعظم صحنههای مجموعه نه در پلاتو که در یک منزل واقعی فیلمبرداری شد. سازندگان مجموعه در ابتدای کار نگران آن بودند که بازیگران کودک و نوجوان نتوانند پا به پای بازیگران بزرگسال کار بداههسازی را پیش ببرند.
به گفته هیو دنیس: «در اغلب کمدیهای موقعیت تلویزیونی، دیالوگهای بازیگران کودک توسط نویسندگان بزرگسال نوشته میشوند. به همین دلیل، در این مجموعهها با بازیگران کوچولویی روبهرو هستید که جملههای کسانی را به زبان میآورند که حدود 30 سال از خودشان بزرگتر هستند. شما این طرز صحبتکردن را باور نمیکنید و واقعا دوست دارید آنها مثل خودشان حرف بزنند و عمل کنند. بچهها باید چیزی را به نمایش بگذارند که هستند و نه چیزی که هیچ ارتباطی با آنها ندارد، اما کار بداههسازی ما این امکان را فراهم کرد که بچههای بازیگر ما به زبان خودشان صحبت کنند و آمال و آرزوها و دیدگاههای خودشان را بیان کنند.» جنکین به حرفهای دنیس اینها را اضافه میکند: «شما در مقام تماشاگر بندرت بچههای مجموعههای کمدی را قبول و باور میکنید و به سختی میتوانید بپذیرید که آنها واقعی هستند. گرایش عمومی آنها به سمت همان کلیشههای همیشگی است که در عموم کارهای کمدی تلویزیونی میبینید: کوچولوهای شیرینزبانی که حرفهای بزرگسالانه میزنند و به دوربین خیره میشوند تا باعث خنده تماشاچی شوند. ما تصمیم گرفتیم تلاش تازهای کنیم تا کاری انجام دهیم که تا قبل از آن، مجموعههای تلویزیونی چنین کاری نکردهاند».
نشریه معتبر دیلیمیرر از بچههای بازیگوش به عنوان یکی از کارهای برتر تلویزیونی اسم برد که البته فصلهای دوم، سوم و چهارم آن نتوانستند به پای فصل اول آن برسند. برخی از منتقدان تلویزیونی، آن را با کار موفق آمریکایی «شینفیلد» مقایسه کردند و نویسنده تایمز به خوانندگان این نشریه پیشنهاد کرد فرصت تماشای اپیزودهای مختلف مجموعه را از دست ندهند.
با این حال بچههای بازیگوش مخالفانی هم داشت. به عنوان مثال، کوین ماهر در همین نشریه تایمز نوشت: «این مجموعه نه بانمک است و نه دراماتیک. رابطه بین آدمهای بزرگ و آدمهای کوچک آن نامعلوم و ناقص بوده و قصه اپیزودهای آن فاقد جذابیت است»؛ اما استقبال گسترده تماشاگران از فصلهای مختلف مجموعه حکایت از آن میکند که کسی این جور نقدهای منفی را خیلی جدی نگرفته است.
تیویگاید - مترجم :کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: