در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا اینجای کار میتوان گفت ایده محوری تیتراژ چیز جدیدی برای ارائه ندارد و تضاد میان این فضاها تکراری است.
به همین دلیل تیتراژ باید خلاقانه باشد و در بخش اجرایی چنین شده است. به این معنا که از تکنیکی استفاده شده که نوع فلو و فکوس را تغییر میدهد و عمق تصویر از حالتی افقی به شکل عمودی تغییر مییابد.
در ضمن با وجود تکانها و حرکتهای بیجا و بیمفهومی که در دوربین مقدم وجود دارد، در تیتراژ دوربین نسبتا ثابت است یا حرکتهای روشن و متناسبی دارد و سعی نمیکند فریاد بزند که متفاوت است.
به همین جهت میتوان گفت تیتراژ تا ثریا با وجود ایدهای تکراری، سعی کرده است اجرایی متفاوت به نمایش بگذارد که میتوان گفت در آن موفق بوده است و برخی از تصاویری که در تیتراژ دیده میشوند، دارای زیباییهای بصری قابل توجهی هستند.
شیوه ورود اسامی در تیتراژ بازیگرمحور است. به این معنا که ابتدا نام بازیگر زن اصلی سریال نوشته و سپس نام سریال دیده و پس از آن به ترتیب اسامی بازیگران دیگر دیده میشود و در آخر، نام یک بازیگر باتجربه و کلیدی میآید و از آن با عنوانهایی چون با حضور، با نقشآفرینی و... یاد شده و پس از آن نام عوامل دیگر سریال و در پایان هم نام کارگردان مشاهده میشود.
فونت اسامی، همان فونت همیشگی آثار فارسانی است که در مطالب هفتههای قبل به آن اشاره شده بود.
در این سریال با فضای کلی و تصویرهای پسزمینه، هماهنگ است و چیزی نیست که آزاردهنده باشد یا نامتجانس و تکراری به نظر بیاید.
نکته مثبتی که باید به آن اشاره کرد، نام اصلی سریال است که با فونتی مجزا و در حقیقت یک لوگو میآید که به نوعی میتواند برای سریال هویتی خاص قائل باشد و آن را از دیگر کارها تمیز دهد.
موسیقی آریا عظیمینژاد هم موسیقیای خوب و هماهنگ با فضای سریال است، هرچند نمیتوان آن را ریتمی ماندگار یا قطعهای شاخص شمرد و آنچنان که درباره بسیاری از سریالهای دیگر هم گفته شد، میتوانست برای خیلی از سریالهای دیگر هم کاربرد داشته باشد و قطعه منحصر به فردی نیست.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: