«من و کتاب» گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب پیرامون کتاب و کتابخوانی است

پنجره‌ای رو به آفتاب

«من و کتاب» گزیده‏ای است از سخنان رهبر معظم انقلاب درباره کتاب و کتابخوانی که توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شده است. البته همین ابتدا بگویم که اگر می‌خواهید این کتاب را به‌عنوان نظرات یک رهبر سیاسی مطالعه کنید سخت در اشتباه هستید و نمی‌ توانید عمق سطرها و اهمیت نظرات آیت‌الله خامنه‌ای را در این حوزه خاص و تخصصی دریابید.
کد خبر: ۴۴۱۵۹۱

کمی که صفحات «من و کتاب» را ورق بزنید متوجه می‌شوید که ذهنیت قبلی از رهبر معظم انقلاب را به عنوان یک شخصیت سیاسی باید کنار بگذارید؛ اینجا و در این کتاب و در این سطرها ما با یک «علامه» و یک «فرزانه و فرهیخته فرهنگی» در حوزه علوم انسانی از ادبیات گرفته تا حوزه‌های علوم اجتماعی و روان‌شناسی رو‌به‌رو هستیم.

این نظرات متعلق به شخصیتی است که صدها کتاب از بهترین نویسندگان جهان را خوانده است و در اصل شما با یک منتقد درجه یک بخصوص در حوزه ادبیات اعم از شعر و داستان مواجه می‌شوید.

کتاب در ۶ فصل تقسیم​بندی شده است. فصل اول درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی است. فصل دوم نظرات آیت‌الله خامنه‌ای درباره برخی کتاب‏ها مانند «در خدمت و خیانت روشنفکران» نوشته جلال آل احمد و «جان شیفته» نوشته رومن رولان را در بر می‌گیرد که در بخشی از این فصل آمده است: «قیمت این کتاب (جان شیفته) به مراتب از این بیشتر است، هم ادبیات است، هم اخلاق است، هم هنر است. این کتاب همه چیز است».

وقتی نوبت به «دن آرام» و صحبت کردن درباره آن می‌رسد با این میان تیتر جذاب شما را دعوت به خواندن نظرات رهبری درباره این کتاب می‌کند:

چرا یک آخوند «دن آرام» می‌خواند؟

«دُن آرام یکی از بهترین رمان‏های دنیاست. البته جلد اولش بهتر است؛ جلدهای بعدی‏اش سطح رمان را متوسط می‏کند؛ کما این‌که رمان بعدی‏اش، زمین نوآباد هم کتاب خوبی نیست. این «دُن آرام» را من قبل از انقلاب خواندم ... به قدری در این کتاب تصویرگری فوق‏العاده است که من این را در هیچ کتاب دیگری ندیده‏ام. دشت‏های روسیه را که تصویر می‏کند، مثلاً صد جا تصویر کرده، ولی صد جور بیان کرده است! … ادبیات، این‏گونه ماندگار می‏شود. چرا من آخوند در یک کشور اسلامی کتاب دُن آرام را می‏خوانم؟ اگر جاذبه نداشته باشد، اگر این کتاب لایق خواندن نباشد، یک نفر مثل من نمی‏رود آن را بخواند.»

اما فصل سوم کتاب نقدی است بر وضعیت موجود کتاب و کتابخوانی در ایران و همان ابتدا دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای خیلی صریح و شفاف آورده می‌شود و به اصطلاح تکلیف روشن است:

«ما در حالی که در طول قرن‏های متمادی بیشترین کتاب را در دنیا تولید کردیم، اما امروز و در طول دو سه قرن اخیر، جزو کم نصیب‏ترین ملت‏ها از معارف کتابی و مکتوب بوده‏ایم! یقینا در این وضعیت که فی نفسه فرهنگی است، وضعیت‏های سیاسی و اجتماعی دخالت داشتند. هر چه بوده، گذشته است. امروز، روز نو و دوران جدیدی برای ما است و ما باید این نقیصه را جبران کنیم.... در بین مردم ما، کتابخوانی یک رویه معمول نیست؛ حتی باسوادان درس‌خوانده و تحصیل کرده؛ کسانی که با کتاب انس دارند و در زندگی روزمره خودشان، فصل و بخشی را به خواندن کتاب اختصاص می‏دهند، یقینا اقلیت کمی هستند؛ در حالی که ما می‏بینیم در بسیاری از کشورهایی که امروز از لحاظ پیشرفت‏های علمی در دنیا ممتاز... هستند، قضیه این‌طور نیست.... روح کتابخوانی در مردم و انس با معلومات و معارف و پیشرفت علمی کشور در سطوح مختلف، اینها با هم ارتباط دارد و بایستی آن را مرتبط به این دانست و این روحیه را در بین مردم ترویج کرد.»

بلافاصله و در بخش دیگری از کتاب می‌خوانیم:

«من می‌بینم که متاسفانه در جامعه ما، آن مقداری که شان این جامعه اقتضا می‌کند، کتاب رواج ندارد. بله، اگر ما یک جامعه بی‌تاریخ بودیم، جامعه‌ای بودیم که گذشته‌ای ندارد، فرهنگی ندارد، کسان با معرفت و برجسته‌ای از لحاظ فرهنگی ندارد، انسان‌های با استعداد و فهیم و دارای بینش و طرز فکر بالا ندارد، مثل بعضی از جوامع گوناگونی که در گوشه و کنار دنیا هستند، می‌گفتیم که بی رغبتی ما به کتاب قابل توجیه است؛ اما جامعه ما با این همه انسان‌های فرهنگی برجسته، والا، اساتید، مولفان، آشنایان با کتاب، شعرا، نویسندگان، علمای بزرگ و دانشگاهیان برجسته، چرا باید در انس با کتاب این طور باشد؟

سابقه فرهنگی و تاریخی ما خیلی زیاد است. جامعه ما اساسا یک جامعه پخته و بالغ‌شده است؛ یک جامعه ابتدایی و بدوی نیست. مردم ما باید بیش از این با کتاب آشنا باشند.»

هرچه در این کتاب جلوتر می‌رویم متوجه تخصصی شدن برخی نظرات هم می‌شویم، البته نه از آن جنس که چند مشاور دور یک مدیر بنشینند و به او راهنمایی کنند، نه! تا کسی ادبیات را نشناسد آثار بزرگان آن را نخوانده باشد، نمی‌تواند به این شفافیت و به این صراحت درباره کتابی مانند «زمین سوخته» و ادبیات ضد جنگ نظر دهد.کتابی که می‌بینیم همین امروز هم بسیاری از نویسندگان متعهد و روزنامه‌ها و رسانه‌های رسمی کشور هم درک درستی از آن ندارند و مستقیم و غیرمستقیم به تبلیغ آن می‌پردازند:

«در همین کشور خودمان، که به قول شما خاستگاه ادبیات مقاومت است، ادبیات ضد جنگ هم از طرف آدم‌های ناباب در اینجا پا گرفت! سال‌های 61 و 62 آن آقای... کتاب زمین سوخته را می‌نویسند، که صد درصد ضد جنگ است و اصلا حماسه‌ای در این کتاب نیست! کما این‌که وی یک کتاب دیگر دارد که ضد انقلاب است؛... یک رمان مفصل سه جلدی است.

من حالا اسمش را نمی‌گویم، که اگر کسی تا حالا نشنیده، نشنیده باشد. من تعجب کردم وقتی که دیدم در یکی از مطبوعات خودی، یکی از برادران راجع به ادبیات جنگ کتاب نوشته و کتاب زمین سوخته را جزو اولین کتاب‌هایی که در باب ادبیات جنگ است، مطرح کرده است!

چرا باید این‌طور باشد؟ گاهی می‌شود که در خاستگاه ادبیات جنگ، که محصول طبیعی‌اش ادبیات مقاومت است، کسانی می‌آیند از روی غرض ادبیات ضد جنگ را باب می‌کنند؛ مثل همین کتاب زمین سوخته!»

فصل چهارم کتاب به برخی راه‏‌حل‏ها برای رفع مشکل کتاب‏نخوانی در کشور می‌پردازد در واقع وقتی در فصل‌های گذشته بخشی از مشکلات کتاب مورد اشاره قرار می‌گیرد حالا درستش هم همین است که رهنمودهایی برای حل و برطرف شدن آنها پیشنهاد شود راهکارهایی کاملا اجرایی و گاه حتی ساده که مورد غفلت قرار گرفته است مانند چاپ ارزان کتاب و سفارش به ناشران:

«سفارشی هم به ناشران می‏کنم. اگر چه خوب است که کتاب را در کاغذها و جلدهای اعلا چاپ کنند، اما بعضی از کتاب‏هایی که مشتری زیادی دارد، چاپ عمومی و مردمی هم برایش داشته باشند؛ یعنی با کاغذ کاهی و البته با چاپ خوانا منتشر کنند. چاپ باید خوب باشد؛ اما روی کاغذ کاهی بزنند و به میزان زیادی توزیع کنند، تا ارزان‏تر تمام بشود و افراد متعدد و زیادتری بتوانند از آنها استفاده کنند.»

رهبر انقلاب اسلامی همچنین به ارائه آمار در حوزه نشر هم توجه دارد و در بخشی از کتاب آمده است: «در آماردهی‏ها و آمارگیری‏های مربوط به کتاب، به کیفیت اهمیت بیشتری بدهید، تا زود قانع نشوید. الان گفته می‏شود که کمیت انتشار کتاب از گذشته بیشتر است؛ آمار این را نشان می‏دهد، همه هم این را قبول دارند؛ اما من می‏ترسم که بسیاری از این کمیت انبوه، چیزهایی نباشد که کشور ما به آن نیازمند است، و کتاب‏هایی باشد که کسی نمی‏خواند. برای من زیاد کتاب می‏آید و ناشران و مؤلفان، بعضی کتاب‏ها را برای من می‏فرستند. ما یکی از اقبال‏هایی که داریم، این است که الحمدلله کتاب برای ما زیاد می‏فرستند؛ من هم این کتاب‏هایی که می‏فرستند، حتما آنها را مروری می‏کنم؛ ولو این که یک تورق سطحی بکنم و فقط سر در بیاورم که این کتاب چیست. بعضی از کتاب‏ها را که می‏آورند، می‏بینم اصلا مشتری ندارد. خودم را جای هر کسی می‏گذارم، می‏بینم که این کتاب جاذبه ندارد»

حالا که بحث یارانه هم داغ است این بخش از کتاب هم نشان می‌دهد که رهبری اهمیت ویژه‌ای برای اختصاص دادن یارانه برای خرید کتاب قائل هستند:

«باید امور تسهیل بشود، تا افراد بتوانند کتاب بخرند. بالاخره به کسانی که اهل کتاب‏اند، باید یارانه داده بشود،... تا بتوانند کتاب تهیه کنند.»

از دیگر راهکارهایی که مورد اشاره آیت‌الله خامنه‌ای قرار می‌گیرد عرضه کتاب در اماکن عمومی مانند قطار، مترو و اتوبوس است اتفاقی که البته در یک بازه زمانی خاص توسط شهرداری اجرایی شد اما ادامه نیافت:

«قطار از اینجا تا مشهد، به نظرم حدود چهارده پانزده ساعت در راه است. خیلی‏ها هستند که از بی‏کاری احساس کسالت می‏کنند؛ هیچ وسیله‏ای هم برای رفع بیکاری ندارند. کسانی موظف بشوند، حتی می‏شود ناشران را وادار کرد؛ یا حتی می‏شود در اول کار، خود دولتی‏ها این کار را بکنند، که کتاب‏های خوب و سرگرم کننده و متنوع را به‌دست فروشنده‏های دوره‏گرد بدهند، تا وارد قطار بشوند،... کوپه به کوپه بروند، در را باز کنند، کتاب عرضه کنند و کتاب را بفروشند. احتمال این‌که کتاب در اینجا خریداری بشود، زیاد است. ان‌شاءالله مترو راه خواهد افتاد؛ همین کار در مترو انجام بگیرد؛ حتی در اتوبوس این کار انجام بگیرد. در اداراتی که مردم در آنجاها زیاد انتظار می‏کشند، مثل دادگستری، که اگر ملاحظه بفرمایید، در این ساختمان ولوله جمعیت است؛ خیلی‏ها دو ساعت سه ساعت منتظر چیزی نشسته‏اند،... بروند و به مردم کتاب بفروشند؛ یعنی مردم را در معرض کتاب قرار بدهند. این کار بی‏شک کتابخوانی را مقداری ترویج خواهد کرد.»

در کنار ادبیات مطالعه تاریخ هم مورد توجه جدی رهبر انقلاب اسلامی است:

«من نمی‏دانم چقدر از تاریخ معاصر اطلاع دارید و چقدر آن را خوانده‏اید. چقدر خوب است که شماها در تابستان که قدری فراغت پیدا می‏کنید، واقعا برنامه‏ریزی کنید و قدری از تاریخ معاصر، از جمله همین قضیه تنباکو را مطالعه کنید. کتاب‏هایی هم درباره این موضوع نوشته شده که مناسب است آنها را بخوانید. البته مطالعه کتاب‏های امین را می‏گویم. بعضی‏ها هستند که چون پای روحانیت و دین در میان است، از عنادی که با دین دارند، حاضر نیستند به افتخار به این بزرگی اعتراف کنند و آن را مطرح نمایند!»

اما فصل پنجم «من و کتاب» به دست‏نوشته‏های رهبری اختصاص دارد که ایشان در انتهای برخی کتاب‏ها نوشته اند و به طور مستقل در یک بخش منتشر شده است.

«من و کتاب» پنجره‌ای رو به آفتاب و فرصتی است تا ما بتوانیم گوشه‌ای از شخصیت چند وجهی یک رهبر دینی ـ سیاسی را رمزگشایی کنیم، کسی که بی تردید خارج از آن‌که ولی فقیه ما باشد و مرجع ؛بزرگ عالم تشیع، انسانی علامه، فرهیخته و اهل قلم است؛ قلمی که خداوند به آن سوگند می‌خورد: ن و القلم و ما یسطرون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حاشیه نویسی رهبر معظم انقلاب اسلامی بر کتاب «سفر به قبله» نوشته هدایت‌الله بهبودی که انتشارات سوره مهر آن را در قالب سفرنامه حج منتشر کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حاشیه نویسی رهبر معظم انقلاب اسلامی بر کتاب «تیپ 83» نوشته سید محمد علی دیباچی این کتاب در برگیرنده مجموعه‌ای از خاطرات طلاب رزمنده جوان در دوران دفاع مقدس است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها