در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در خبرها آمده بود که قراراست سریال مختارنامه به هشت فیلم سینمایی بدل شود.
بدیهی است این بازتولید سینمایی علاوه برتدوین مجدد و برخی تمهیدات فنی دیگر، به هزینه و وقت زیادی هم نیاز دارد تا از دل یک سریال تلویزیونی بتواند ساختاری سینمایی بیرون کشید.
پیش ازاین نیزداوود میرباقری درچند مصاحبه گفته بود مختارنامه به اندازه 20 فیلم سینمایی هزینه و زمان برده است.
حال جای این سوال باقی است که آیا این کار ازحیث اقتصادی مقرون به صرفه است یا فارغ از جنبههای مالی اش، نتیجه مثبتی در پی دارد یا خیر؟ به نظر میرسد این بازتولید و تدوین مجدد سریال چندان هم توجیه منطقی نداشته باشد.
اولا به این دلیل که اکثر مردم و مخاطبان این سریال را در قالب تلویزیونیاش دیدهاند و تکرار چندباره آن از شبکههای مختلف در ایام هفته نیز گاه فرصتی فراهم میکرد تا علاقهمندان این مجموعه، چند بار آن را تماشا کنند.
معمولا سریالهایی که پخش شده و به دلیل موفقیت در جذب مخاطب، دیده شدهاند کمتر از شانس تماشای مجدد در نسخه سینمایی آن برخوردار میشوند و حتی اگر با فیلم و قصههای مستقلی روبهرو باشند.
در واقع تعلیق و سویه معمایی داستان از بین رفته و مخاطب از قبل قصه را میداند لذا بخشی از جذابیت رمزگشایی آن کاسته شده است. به هرحال هویت مستقل این نسخهها نیز به معنای تغییر ماهوی سریال نبوده و قرار نیست بیننده با صحنهها و سکانسهای تازهای مواجه شود.
در ضمن تغییر فرمی این قصه نیز موجب تغییر در لحن و شکل روایت تا تغییر قهرمان قصه و شخصیتهای داستان نشده و آشناییزدایی هم در کار نیست، لذا این نسخهها از تازگی دراماتیکی برخوردار نیستند و چه بسا به دلیل تکراری شدن، ملالانگیز هم به نظر برسند.
در این باره میتوان به سراغ نمونههای تجربه شده هم رفت؛ مثلا سریال یوسف پیامبر(ص) که نسخه سینماییاش در گیشه با شکست مواجه شد، اما مخاطبان زیادی در تلویزیون و در شکل سریالی خود داشت لذا نمیتوان موفق و پرمخاطب بودن سریال مختارنامه را دلیلی براستقبال تماشاگران از نسخههای سینمایی آن محسوب کرد.
در واقع باید فرم و ساختار یک اثر نمایشی را هم در موفقیت آن لحاظ کرد. چه بسا قصههایی که در قالب سریال موفق بودند، اما در نسخه سینمایی نه و گاهی برعکس.
به صرف اینکه سریالی در تلویزیون موفق بوده نمیتوان تضمینی برای نسخه سینمایی آن فرض کرد. این موفقیت در صورتی تضمین میشود که شخصیتهای موفق تلویزیونی در یک فیلم سینمایی حضور داشته باشند مثل شهر موشها یا کلاه قرمزی و پسرخاله که به پشتوانه مخاطب تلویزیونی در سینما هم پرمخاطب بودند البته این موفقیت درحالی شکل گرفت که موضوع فیلم سینمایی با سریال پخش شده کاملا فرق داشت.
گرچه این اتفاق همیشه هم رخ نمیدهد. طی سالهای اخیر، برخی شخصیتهای موفق تلویزیونی وقتی در سینما حضور پیدا کردند نتوانستند همان موقعیت قبلی را بهدست آورند.
سریال موفقی مثل مختارنامه همان بهترکه درذهن و حافظه تاریخی مخاطب به عنوان یک اثر ماندگار تلویزیونی باقی بماند تا اینکه شکوه و جایگاه خود را از طریق تکثیر سینمایی از دست بدهد.
البته این نکته را هم باید گفت که این هشت نسخه سینمایی اگردرقالب ویدئویی و برای نمایش تلویزیونی بازتولید شود میتواند ایده و پیشنهاد خوبی برای تامین برنامههای این رسانه به مناسبتهای مختلف شود و بهتر است به جای اینکه هرساله به مناسبتهای ویژه خلاصهای ازسریال مختارنامه روی آنتن برود، هشت فیلم مستقل سینمایی از این مجموعه تهیه و پخش شود تا هم انسجام درونی و دراماتیکش حفظ شود وهم تازگی و جذابیت خود را ازدست ندهد.
مختارنامه از ظرفیت نمایشی بالایی برخوردار است، اما استفاده و نمایش بیوقت و نامناسب آن نیز میتواند منزلت و جایگاه هنری آن را مخدوش کند حتی میتوان مدعی شد تکرار مختارنامه در تلویزیون نسبت به اکران عمومی آن در سینما جواب میدهد، هرچند تماشای این سریال جذاب برپرده بزرگ سینما هم خالی ازلطف نیست. در واقع باید به روانشناسی مخاطب در اینگونه اقدامات و تمهیدات توجه داشت.
اینکه آیا تماشای یک قصه آشنا برای مخاطب در سینما میتواند جذابیت داشته و وسوسهانگیز باشد یا به نوعی اشباعزدگی و دلزدگی منتهی میشود؟ البته در این میان باید به این نکته مهم اشاره کرد که اگر قبل از پخش یک سریال تلویزیونی، فیلم آن در سینماها اکران شود و بعد سریال آن از تلویزیون روی آنتن برود، نه به فیلم آسیب میرسد و نه به سریال. این موفقیت در زمان ساخت پخش و اکران فیلم مجموعه مریم مقدس نصیب تلویزیون شد.
به نظر میرسد برای استفاده بهینه از ظرفیتهای مخاطبپذیری یک اثر نمایشی موفق میتوان تمهیدات دیگری اندیشید، مثلا اینکه مستندی درباره شیوه ساخت سریال «الف» ویژهای مثل مختارنامه تولید و پخش کرد یا گزارشی از پشت صحنه و حاشیههای جذاب این سریال تولید کرد که مطمئنا میتواند برای مخاطب مشتاق و پرو پا قرص این مجموعه تلویزیونی جذاب باشد یا دستکم هزینهای که قرار است برای تبدیل این سریال به چند فیلم سینمایی صورت بگیرد را میتوان خرج چند تلهفیلم با موضوعات مشابه کرد. با این حال نگارنده نمیتواند همه این نظریات را دلایلی محکم برای عدمموفقیت چنین اقدامی مدنظر قرار دهد.
شاید در نسخه سینمایی مختارنامه حتی برای اکران عمومی در سینماهای کشور هم مثل نسخه تلویزیونیاش موفق بوده و حتی پرفروش شود، اما دستکم تجربه کارهای مشابه و روانشناسی مخاطب ایرانی نشان میدهد احتمال چنین اتفاقی خیلی کم است.
از سوی دیگر منطقی و اقتصادیتر این است که به جای این کار بسترها و فرصتهایی فراهم کرد تا در سینما نیز آثاری از جنس سریال مختارنامه تولید شود و شاهد فیلمهای تاریخی خوب در عرصه سینمایی هم باشیم. حالا با تجربه ساخت سریالی در حد و اندازه مختارنامه میتواند توقع داشت این تجربه در سینما هم تکرار شود.
سید رضا صائمی - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: