در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی بر این باورند انعکاس بزهکاری باعث برهم خوردن تعادل روانی جامعه میشود یا انتشار اخبار خلافکاری نوعی آموزش غیرمستقیم ترفندها به خرده خلافکارهاست اما از طرفی، عدهای نیز انعکاس این اخبار را تزریق هوشیاری به جامعه قلمداد کرده و پخش اخبار بزه را واکسینه کردن و پیشگیری از تکرار جرم مشابه در جامعه عنوان میکنند.
واقعیت این است در هر جامعهای درصدی از خشونت و انواع مختلفی از بزهکاری وجود دارد و منطق نیز حکم میکند اگر به هر میزان شناخت و آگاهی را در این زمینه افزایش دهیم، در جهت حل معضل و رفع مشکل مفید خواهد بود.
در این میان، نقش کلیدی رسانه به عنوان مهمترین ابزار موثر آموزش و انتقال اطلاعات میان مردم مطرح میشود؛ نقشی که از هر زاویهای به مقوله جرم و بزهکاری نگاه کنید، نمیتوان حتی به خاطر برخی ملاحظات، آن را نادیده گرفت و در عوض باید با مدیریت رسانهای و استفاده از نظرات کارشناسان و صاحبنظران در مورد نحوه بیان و انعکاس این موارد برنامهریزی کرد.
از طرفی با نگاه به صفحات حوادث روزنامهها گاهی با انواع جدیدی از بزهکاری مواجه میشویم که با پیشرفتهای علم و فناوری جنبههای مدرنتری به خود گرفتهاند؛ جرایمی که اغلب آگاهی عامه در رابطه با آنها ناچیز است و براحتی میشود بهواسطه این ناآگاهی از آنها سوءاستفاده کرد.
این درحالی است که تجربه ثابت کرده با افزایش آگاهی در میان مردم نسبت به گونههای جدید جرم، میزان موفقیت مجرمان به میزان زیادی کاهش خواهد یافت.
به عنوان نمونه عملکرد رسانههای گروهی طی یک اقدام هماهنگ در مبارزه با شرکتهای هرمی باعث شد ابعاد وسیع این ماجرا به اطلاع بسیاری از کسانی که به صورت بالقوه میتوانستند در دام این شرکتها بیفتند، نمایش داده شود.
همچنین افزایش آگاهی خانوادهها و جوانان نسبت به اثرات مخرب و جبرانناپذیر مواد مخدر صنعتی و قرصهای روانگردان چه از طریق انعکاس خبر و گزارش در مطبوعات و چه از طریق ساخت مستندهای ویژه در تلویزیون باعث شده قاچاقچیان این مواد دیگر نتوانند براحتی و با استفاده از الفاظ فریبنده و ادعاهای کاذب در مورد عدم اعتیادآور بودن اینگونه مواد به اهداف خود در فروش مواد مخدر جدید دست یابند.
در ارتباط با چنین موضوعاتی تابه حال برنامههای گوناگونی توسط شبکههای مختلف ساخته و روانه آنتن شده است، اما طی یکی دو سال اخیر، مستندهایی تحت عنوان شوک و مکث که هرازگاهی از شبکه سه سیما پخش میشوند، بیش از همه مورد استقبال مخاطبان واقع شدهاند.
در وهله اول شاید بتوان گفت دلیل استقبال مخاطبان از این دو مستند که تا حدود زیادی رویه یکسانی در مواجهه با موضوع مورد بررسی خود دارند، نگاهی از نوع دیگر و از زاویهای جدید به جرم و جنایت باشد؛ نگاهی از نزدیک، مانند شخص یا پلیسی که بسرعت در صحنه وقوع جرم حاضر شده است.
این برنامهها از آنجا که ابعاد واقعی وقوع جرم را به تصویر میکشند، پیش از آنکه بتوان گفت برای مجرمان آموزنده هستند، اطلاعات گستردهای را در اختیار مخاطبان خود قرار میدهند و سعی میکنند با ارائه موارد لازم و بازسازی صحنهها به صورت دقیق تجربهای را در اختیار او بگذارند که اگر در موقعیت مشابهی قرار گرفتند، بتوانند تا حدود زیادی از آنها استفاده کنند.
در آخرین اقدام، شبکه سه ، بخش دیگری از مستند مکث، قسمت دوم موضوع سرقتهای مسلحانه را روی آنتن فرستاد و در مدت زمان حدود 45 دقیقه، ضمن مصاحبه با کسانی که مورد خشونت و سرقت واقع شده بودند،
با استفاده از دوربینهای مداربسته نیز شگردهای اینگونه سارقان را برملا کرد. همچنین گفتوگو با افسران پیگیر این پروندهها ابعاد وسیعتری از ماجرا را برای مخاطبان باز کرد.
مستندهایی اینچنینی که با همکاری پلیس، دوربین صحنهها را به صورت مستند و در محل وقوع جرم ضبط میکند علاوه بر به تصویر کشیدن واقعه، به ثبت و ضبط تجربه تمامی افراد حاضر در صحنه و مورد خشونت واقع شده به صورت دست اول و در همان لحظه میانجامد.
یکی از ویژگیهای سری مستندهای مکث با موضوع سرقتهای مسلحانه، نحوه انعکاس درگیری نیروهای امنیتی و پلیس با سارقان مسلح بود که به طرز خارقالعادهای از صحنههای درگیری و تیراندازی سارقان و پلیس فیلمبرداری شده بود.
نحوه برخورد پلیس با این سارقان به لحاظ روانی تاثیرات زیادی روی کسانی که قصد انجام چنین جرایمی را در
سر میپرورانند، خواهد گذاشت؛ چه بسا بسیاری از جرمشناسان و حقوقدانان بر نقش رسانههای گروهی در پیشگیری از جرم صحه گذاشتهاند و این کارکرد را میتوان برای برنامه مکث نیز درنظر گرفت.
از سوی دیگر نیز مخاطبان عادی با دیدن حضور قدرتمندانه پلیس و مواجهه بموقع آنها با مجرمان هر چند از دیدن برخی صحنههای درگیری نوعی از دلهره را احساس کرده باشند، اما در نهایت با آرامش از پای تلویزیون بلند خواهند شد.
مستند مکث با این که زمان پخش قاعدهمندی ندارد اما از آنجا که با اطلاعرسانی خوب شبکه سه و با اختصاص زمان پخش مناسب روی آنتن میرود بخوبی دیده میشود، چه بسا اینکه اگر این اطلاعرسانی در بازه زمانی طولانیتری نسبت به زمان پخش برنامه (به عنوان نمونه با فاصله یک هفته) صورت بگیرد در بیشتر شدن مخاطبان آن، تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.
همچنین اختصاص زمانهای متعددی برای بازپخش این برنامه نیز به اهداف این برنامه که همانا ارائه آگاهی به درصد بالاتری از مخاطبان است، کمک خواهد کرد.
مکث علاوه بر موضوع سرقتهای مسلحانه به موضوعات جذاب دیگری از قبیل قاچاق ، جرایم خشونت بار مثل زورگیری، دوستیهای خیابانی و سیدیهای غیرمجاز میپردازد و ارتباط آنها را با وقوع جنایت مورد بررسی قرار میدهد و تصویری مستندگونه از آسیبدیدگان و مجرمان و اتفاقاتی را که برایشان رخ داده است، روایت میکند.
شاید وقت آن رسیده که دیگر نگوییم وقوع جرم باید پنهان شود، جرم، واقعیت اجتنابناپذیر همه جوامع است و باید برای کاهش آن، اطلاع رسانی کرد البته با مدیریت و به صورتی کارشناسانه.
مبینا بنیاسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: