در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش دویچه وله، از نخستین روزهای گسترش ناآرامیها در لیبی و از زمانی که زمزمههای دخالت نظامی احتمالی غرب در این کشور مطرح شد معمر قذافی همواره مدعی بود که راهانداختن جنگ داخلی در لیبی، یکی دیگر از برنامهها و توطئههای کشورهای غربی برای دست یافتن به ذخایر نفت جهان است.
رقابت با روسیه و چین
مهمترین خریداران نفت لیبی کشورهای اروپایی هستند. کشورهایی چون چین و روسیه نیز به نفت و گاز لیبی نظر دارند، اما از امکان فروش تسلیحات نظامی به این کشور نیز غافل نیستند. لیبی برای این دو کشور همچنین پایگاه حضور در منطقه و دروازهی نفوذ در قاره آفریقا است.
ظاهرا موضعگیری سریع برخی کشورهای اروپایی علیه قذافی بیارتباط با روابط این کشور با چین و روسیه نبوده است. نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه، برخلاف نمونه تونس، در مورد لیبی خیلی زود علیه قذافی جبهه گرفت و به عنوان نخستین رهبر کشورهای اروپایی مخالفان او را به رسمیت شناخت.
آلفرد هاکنزبرگ، کارشناس امور لیبی، به دویچهوله میگوید: سارکوزی تاحدی از دست قذافی عصبانی بود. او از دیکتاتور لیبی و همراهانش در پاریس استقبال گرمی کرد و با او قراردادهای هنگفتی بست که قذافی به برخی از آنها پایبند نماند. به عنوان نمونه رهبر لیبی توافق با پاریس در مورد خرید هواپیماهای نظامی را نادیده گرفت و سراغ روسیه رفت.
ایتالیا تولیدکننده یک چهارم نفت لیبی
روسیه نیز در سالهای گذشته شاهد بدقولیهایی از طرف طرابلس در مورد قراردادهای تسلیحاتی بوده است. این کشور همچنین از بازار نفت و گاز لیبی بیبهره نیست. کمپانی "گازپروم" روسیه در سال 2007 موفق شد امتیاز اکتشاف و استخراج نفت در صحراهای لیبی را از شرکت دولتی ایتالیا (ENI) به دست آورد.
ایتالیا مهمترین تولیدکننده خارجی نفت در لیبی است و حدود یک چهارم از کل استخراج نفت این کشور را تا پیش از ناآرامیها، شرکتهای ایتالیایی انجام دادهاند. ایتالیا در سال 2007 یک قرارداد 28 میلیارد دلاری با لیبی منعقد کرد تا فعالیت خود را در این کشور تا سال 2042 تضمین کند.
لوئیس مارتینس، مدیر موسسه تحقیقات بینالمللی پاریس، معتقد است با چنین جایگاهی چرخش سریع ایتالیا و همکاری با عملیات نظامی ناتو علیه ارتش لیبی معماگونه به نظر میرسد. مارتینز به دویچهوله میگوید: این پرسش تا مدتها تاریخنویسان را به خود مشغول خواهد کرد که واقعا چه اتفاقی افتاد؟ سیلویو برلوسکنی ، نخست وزیر ایتالیا در سال 2008 امضای یک پیمان دوستی با معمر قذافی را در رم جشن گرفت و اکنون با ناتو علیه او همکاری میکند!
لغو تحریمهای غرب و یکهتازی قذافی
برخی از کارشناسان معتقدند حوادث سالهای گذشته، به ویژه لغو تحریمهای غرب علیه لیبی در سال 2003 همکاریهای نفتی با طرابلس را برای کشورهایی چون ایتالیا دشوار کرده است. غرب با اعلام آمادگی قذافی برای عدم حمایت از تروریسم بینالمللی و کنار گذاشتن برنامههای خود برای تهیه و تولید سلاحهای کشتار جمعی تحریمهای این کشور را لغو کرد. از آن زمان راه برای رقابت کمپانیهای نفتی بینالمللی باز شد و قذافی از این امکان برای تحمیل خواستههای خود به خوبی استفاده کرد.
رقابت بر سر فعالیت در استخراج نفت لیبی چنان فشرده بود که شرکت ملی نفت این کشور موفق شد شروطی را به متقاضیان تحمیل کند که تا آن زمان سابقه نداشت. بر این اساس کمپانیهای نفتی گرچه میلیاردها دلار برای اکتشاف نفت در لیبی سرمایهگذاری میکردند مجبور بودند نزدیک به 90 درصد درآمد خود را تقدیم حکومت قذافی کنند.
سهمیه نفت برای حمایت از مخالفان قذافی؟
با توجه به این وضعیت شماری از تحلیلگران اعتقاد دارند رویگردانی غیرمنتظره کشورهایی چون ایتالیا از قذافی با این هدف انجام شده که با روی کار آمدن دولتی جدید قراردادهایی با شرایط بهتر نصیبشان شود. آلفرد هاکنزبرگ میگوید: مسئله کشورهای خارجی ذخایر نفت و اعمال قدرت و نفوذ در این عرصه است و نه استقرار دموکراسی در لیبی. او میگوید: مخالفان قذافی هم قبلا گفتهاند جایگاه کشورهایی که به آنها یاری میرسانند در قراردادهای جدید نفتی در نظر گرفته خواهد شد. هاکنزبرگ اعتقاد دارد از این نظر قطر را باید یکی از بزرگترین برندگان بحران لیبی تلقی کرد که از نخستین روزها بدون هیچ پیششرطی از مخالفان قذافی پشتیبانی کرد.
با این همه عدهای از فعالان اپوزیسیون لیبی میگویند "شورای ملی انتقالی" که اکنون مخالفان را نمایندگی میکند یک شورای موقت است و نمیتواند برای آینده قراردادهای نفتی تصمیم نهایی را بگیرد.
تسلط مخالفان بر مناطق نفتخیز
موافقان نظریه اهمیت نفت در ناآرامیهای لیبی تمرکز درگیریها در مناطق نفتخیز را دلیل دیگری بر درستی تحلیل خود میدانند. از ابتدای درگیریها در لیبی شدیدترین نبردها میان نیروهای حامی رژیم و شبهنظامیان مخالف در شهرها و بندرهایی متمرکز بوده که محل استخراج، پالایش یا صدور نفت بودهاند.
شاید مهمترین علت تغییر موضع سریع کشورهای غربی و حمایت از مخالفان این واقعیت باشد که اغلب پالایشگاهها و میدانهای نفتی لیبی در شرق این کشور قرار دارد که کنترل بخش بزرگی از این مناطق از نخستین روزهای ناآرامی در دست مخالفان بوده است. فعالان حقوق بشر لیبی اعتقاد دارند کشورهای خارجی با هر انگیزهای که از مخالفان حمایت کرده باشند و در آینده بکنند، برای گذار واقعی به دموکراسی تقسیم عادلانه درآمدهای نفتی در کشور ضرورتی حیاتی دارد. بنابر این نظر اگر حکومت آینده مانند قذافی پول نفت را صرف تثبیت قدرت و موقعیت خود کند یا بخشهایی از کشور را نادیده بگیرد موج دیگری از خشونت و درگیری سراسر لیبی را در بر خواهد گرفت.
لیبی دارای بزرگترین ذخایر نفت قاره آفریقا است که حدود 3.5 درصد کل ذخایر جهان را شامل میشود. یکی دیگر از جاذبههای نفت لیبی کیفیت آن و از همه مهمتر ارزان بودن استخراج آن است. هزینه تولید هر بشکه نفت در لیبی حدود یک دلار برآورد میشود.
نقش نفت در لیبی بعد از قذافی
در مورد انگیزههای عملیات غرب در لیبی گمانهزنیهای دیگری نیز وجود دارد. گفته میشود تضعیف حضور چین در لیبی و جلوگیری از گسترش نفوذ این کشور در آفریقا یکی دیگر از اهداف استراتژیک غرب است. در این میان برخی از کارشناسان معتقدند تحلیل تمام تحولات بر اساس "توطئه غرب" موجب نادیده گرفتن برخی از واقعیتها میشود.
کشورهای غربی به رغم اشتراک منافع با یکدیگر رقابتهای تنگاتنگی نیز در بازارهای جهانی دارند. اختلافهای میان آمریکا و اتحادیه اروپا و منافع گوناگون کشورهای اروپایی در منطقه میتواند برای حکومت لیبی بعد از قذافی امکانی برای حفظ تعادل در روابط بینالمللی تلقی شود. شهروندان لیبی تاکنون بهره چندانی از نفت لیبی نداشتهاند. «جنگ بر سر این نفت» میتواند دستکم به پایان یافتن بیش از چهار دهه دیکتاتوری فردی بیانجامد. یکی از پرسشهای مهم در مورد تحولات اخیر میتواند این باشد: آیا لیبی با کنار رفتن قذافی به آرامش و رفاه خواهد رسید، یا شاهد جنگ داخلی و درگیریهای تازه داخلی و خارجی بر سر چگونگی تقسیم ثروت ملی کشور خواهد بود؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: