مستندهای معماری و بناهای تاریخی، قومشناسی، تبلیغاتی، شاعرانه، داستانی و اجتماعی همگی زیرمجموعههایی از قالب آثار مستند است.
در این میان مستندهای اجتماعی از آنجا که به مسائل مرتبط با مردم و جامعه میپردازد، جذابیت بیشتری برای مخاطبان دارد.
بینندگان تلویزیونی میتوانند معضلات و واقعیتهای دور و برشان را در آیینه اینگونه مستندها ببینند و با آنها همراه شوند.
در حال حاضر حضور مستندهای اجتماعی در برنامههای سیما پررنگ شده و برنامهسازان سعی میکنند در برنامههایشان از این قالب تاثیرگذار بهره ببرند.
استقبال از برنامههایی چون «شوک»، «جمع ما»، «در شهر»، «در استان»، «این زندگی است»، «مکث»، «سفر بخیر» و... نشان داد که مستندهای اجتماعی گاه میتواند به اندازه یک سریال داستانی مخاطب جذب کند.هماکنون مستندهای تلویزیونی به طیف وسیعی از مسائل اجتماعی میپردازد.
برنامههایی چون «در شهر» و «در استان» بیشتر معضلات شهری را بررسی میکند. «این زندگی است» به موضوع سفر و مکانهای گردشگری میپردازد. «سفر بخیر» بر مساله تصادفات رانندگی متمرکز شده است و...
مستندها باید صادقانه باشند
فرشاد شکیبی، تهیهکننده برنامه «شوک» ارتباط خوبی با خبرنگاران دارد؛ چون خیلی از سوژههایش را از خبرنگاران دریافت میکند. او در گفتوگو با خبرنگار روزنامه جامجم خبر میدهد که در حال ساخت یک مستند درباره جوانان عاشق بازیگری و سودای شهرت است.
در برنامههای «شوک» تا به حال مستندهای جنجالی درباره موضوعات کلاهبرداری، اعتیاد، حیوانات خانگی، گروههای شیطانپرستی، مد و لباس و... پخش شده است.
فرشاد شکیبی، با بیان این که برخیها تصور میکنند کارهای نمایشی و داستانی مخاطب بیشتری دارند، میگوید: البته هر کاری ارزش خودش را دارد؛ اما در تمام دنیا کارهای مستند و گفتوگومحور اجتماعی بسیار پرمخاطبتر از سریالها است.
من اعتقاد دارم اگر یک کار مستند اجتماعی تاثیرگذار با ساختار درست بسازیم، بیننده با آن احساس همذاتپنداری میکند.
شکیبی یکی از دلایل جذاب بودن «شوک» را صادقانه بودنش معرفی میکند. او ادامه میدهد: ما سعی کردیم با مخاطبان صادقانه برخورد کنیم، به این معنی که آنچه در واقعیت وجود دارد را به تصویر بکشیم. مثلا قسمتی که به اعتیاد پرداخته میشد، همکاران ما با برخی از فروشندگان موادمخدر ارتباط مستقیم برقرار کرده بودند یا از دوربین مخفی استفاده میکردیم تا هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک شویم.
در بحث اعتیاد، پنهانکاری هیچ توجیه اخلاقی و منطقی ندارد و ما باید با توجه به تاثیرات سویی که بر جوانان میگذارد واقعیتها را به مردم بگوییم و به خانوادهها هشدار دهیم.
ساخت یک مستند خوب سختتر از سریال است
تهیه کننده شوک به دشواریهای ساخت مستند در مقایسه با آثار داستانی اشاره میکند و میگوید: من به عنوان فردی که هر دو را تجربه کردهام، میگویم ساخت مستند اجتماعی به مراتب سختتر از سریال است؛ به شرط این که مستند اجتماعی ساختار درستی داشته باشد و با پشتوانه علمی و تحقیقاتی تهیه شده باشد.
شکیبی می افزاید:مستند سختتر است به خاطر این که تو نمیدانی با چه موضوعاتی رودررو میشوی. تو نمیتوانی برنامهریزی شده پیش بروی. هر لحظه ممکن است اتفاق تازهای رخ بدهد که روند فکریات را عوض کند. ممکن است سوژهها آماده نباشند و هماهنگیهای لازم انجام نشود. صبر و تحمل یک تهیهکننده در این کارها باید خیلی زیاد باشد. کارهای مستند شاید از یک سریال هم بیشتر زمان ببرند.
او با نگاهی آسیبشناسانه مستندهای تلویزیون را بررسی میکند و توضیح میدهد: به نظر من مهمترین نقطه ضعف مستندها تکرار موضوعات آن است و این که بعضیها دنبال بیان حرف نو نیستند. مشکل دیگر عدم انجام تحقیقات لازم و کافی است، البته تهیهکنندگان گناهی ندارند. چون از مستندسازان حمایت مالی نمیشود، آنها هم نمیتوانند وقت زیادی صرف کنند.
سعی میکنیم به سوژه نزدیک شویم
«جمع ما» یکی از برنامههایی است که در هر قسمت آن چندین مستند مرتبط با موضوع تعیین شده پخش میشود. در این مجله تصویری تا به حال پروندههایی درباره جراحی بینی، عشق، بحران عاطفی در خانوادهها و شاهدفروشی ورق خورده است.الهه بهبودی، تهیهکننده «جمع ما» درباره اهمیت ساخت مستندهای تاثیرگذار در تلویزیون میگوید: این که یک میکروفن را برداری و نظر مردم را بپرسی سادهترین کار ممکن است. ما سعی میکنیم به سوژه نزدیک شویم و جنبههای مختلفش را ببینیم. وقتی داریم درباره جراحی زیبایی صحبت میکنیم فردی که 20 عمل جراحی روی صورتش انجام داده بهتر از هر کسی میتواند اظهارنظر کند.
وی می افزاید:ما در موضوع دروغگویی ،هم سراغ شاهدفروشها رفتیم و هم سراغ مردم عادی. چون مردم عادیاند که دارند به هم دروغ میگویند. ما وقتی درباره سرعت خودرو مستند میسازیم، زمین رالی را هم نشان میدهیم و به جوانها میگوییم اگر عشق سرعت دارید به زمین رالی هم بروید.
مستند اجتماعی نباید نتیجهگیری کند
بهبودی در مستندهایش تلاش دارد ابعاد مختلف یک قضیه را واکاوی کند.او توضیح میدهد: همیشه در برنامههای تلویزیونی میگویند که جراحی بینی کار خوبی نیست. اما تعداد زیادی از جوانها در جامعه ما این جراحی را انجام دادهاند. ما نمیتوانیم بگوییم شما عقلتان نمیرسد و کارتان اشتباه است. باید آنها را به برنامه بیاوریم و بپرسیم چرا این کار را انجام دادهاند. به همین دلیل برنامه ما شعاری نیست. ما یک جواب مشخص را انتخاب نمیکنیم که از اول تا آخر رویش مانور بدهیم.
وی درباره مستندهایی که قرار است در این برنامه پخش شود، میگوید: اینطوری نیست که ما تا یک سال دیگر برنامهریزی کرده باشیم. ما براساس بازخوردها برنامهریزی میکنیم. ما تا دو هفته بعد را خبر داریم که چه موضوعاتی قرار است داشته باشیم.
او ادامه میدهد: ما راجع به مسائل مختلف موضعگیری نداریم. کار ما این نیست که نتیجهگیری کنیم. مخاطب عاقل ما خودش باید نتیجهگیری کند.
به عقیده بهبودی، مستندها نباید راجع به آدمها قضاوت کنند. او میگوید: در یکی از برنامهها دیدم یک جوان مویش را تیغتیغی کرده بود. یک جوان دیگر گفت اینها عقدهای هستند و کمبود دارند. در این وضعیت مخاطبی که شبیه جوان اولی است این برنامه را دنبال نمیکند؛ چون مستند تلویزیونی به او بیاحترامی کرده است.
این تهیهکننده ادامه میدهد: ما یک مهمان شاغلی داشتیم که بچههایش را پیش مادرش گذاشته بود. واکنشهای مخاطبان به این مهمان خیلی تند بود. من او را نیاوردم که بقیه تحقیرش کنند. من به او احترام میگذارم. او در برنامه ما از خودش دفاع کرد و گفت مشکلش معلول یکسری شرایط اجتماعی است.
احسان رحیمزاده
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم