در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این بین با توجه به پتانسیل دخالت، نفوذ و قدرت واشنگتن در این کشور و روند تحولات کنونی خاورمیانه برای آگاهی از نقش آمریکا در این منطقه به سراغ دکتر علی بیگدلی استاد دانشگاه و کارشناس خاورمیانه رفتیم که حاصل گفتوگوی ما را با او میخوانید:
اگر به سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه بویژه در شرایط کنونی و تحولات اخیر توجه کنیم، به چه متغیرهای اصلی میتوان دست یافت؟
ببینید اگر ما متغیر اصلی را آمریکا در نظر بگیریم، آنها شاید در دوران اول جورج بوش و از سال 2000 به این نتیجه رسیدند که شیوه مبارزات نظامی و تهدیدات نظامی به سر آمده است و بدنامیهایی را برای این کشور به همراه داشته و همچنین نارضایتیهایی را درون این کشور به وجود آورده است. لذا بحث خاورمیانه جدید مطرح شد که منظور از خاورمیانه بزرگ آن است که یکی از نزدیکترین راهها برای رسیدن به آرامش سیاسی در این منطقه (که مهمترین منطقه استراتژیک جهان است) تغییراتی است که باید و در حد امکان در شکل و شیوه حکومتهای این منطقه که ریشه در سنتهای قبیلهای منطقهای دارد صورت گیرد، تا با حکومتهای دموکراتیک مناسبات بیشتری داشته باشند و روابط با غرب با ثبات بیشتری همراه باشد. در این راستا دوره حکومتهای موروثی باید به سر میآمد که این امر در تحولات اخیر نیز یک رویکرد اصلی است. گذشته از این متغیرهای دیگری نیز در این امر دخیل است. از جمله باید گفت هر کشور و جامعهای آمادگی تحول و تغییر را ندارد و تحولپذیری شرایط خاص خود را میطبد. از اینرو برای دگرگون کردن شرایط در هر کشور لازم است مهمترین عامل تغییر و تحول در کشورهای جهان سوم در نظر گرفته شود که همان رشد کمی و کیفی طبقه متوسط است.
اگر سیاست کنونی آمریکا در رابطه با یمن را ملاحظه کنیم، میبینیم مقامات آمریکایی خواستار کنارهگیری علی عبدالله صالح از قدرت هستند. هدف از این خواسته چیست؟
در واقع موضع آمریکاییها به چند عامل اساسی برمیگردد. یکی اینکه یمن از پایگاههای اصلی القاعده است. مساله دوم این است که در شمال یمن اقلیتی شیعه زندگی میکند و مساله سوم هم این است که یمن در حلقه کشورهای پیرامونی آمریکا در منطقه قرار میگیرد که به نوعی به شورای همکاری خلیج فارس متصل میشود. از طرف دیگر هم آمریکا برای مبارزه با جنبشهای منطقهای و مخصوصا القاعده پایگاههای موقتی ایجاد کرده است. بنابراین نگرش آمریکا نسبت به یمن نگرشی محتاطانه و با دوراندیشی است. اما فشارهای بیش از حد به حکومت آمریکا و حتی فشارهای شورای همکاری خلیج فارس، آمریکا را ناچار کرده است تا خواستار کنارهگیری عبدالله صالح از حکومت باشد.
برخی بر این باورند که با بررسی تحولات جاری در یمن و واکنشهای بینالمللی در قبال آن، احتمال تکرار سناریوی مداخله خارجی در یمن مانند لیبی تقویت شده است. این برداشت درست است؟
باید گفت موقعیت لیبی با یمن متفاوت است. مساله اصلی در لیبی نفت است که اکنون نیز رقابتی بین کشورهای غربی را به وجود آورده است و هر کدام میخواهند سهم بیشتری از نفت لیبی به دست آورند. آمریکا هماکنون با توجه به مشغول بودن در عراق و افغانستان و همچنین متزلزل بودن وضعیت اوباما در آستانه انتخابات دور دوم ریاست جمهوری نمیخواهد خود ما در یمن گرفتار کند. به نظر میرسد در مورد لیبی غربیها آنقدر بحران را ادامه میدهند تا این کشور تمام زیرساختهای اقتصادیاش تخریب شود و با توجه به بحران اقتصادی غرب، لیبی کارگاهی بزرگ برای ایجاد اشتغال و سرمایهگذاری برای غرب و مخصوصا اتحادیه اروپا گردد. بنابراین تصور میشود مساله لیبی ادامه پیدا کند، اما مساله یمن در آینده نزدیک حل خواهد شد و در واقع یمن جذابیتی آنچنان برای تداوم بحران ندارد و بیشتر تداوم بحران در یمن به علت خودسریهای شخص علی عبدالله صالح است.
اخیرا سازمان القاعده طی بیانیهای اعلام کرده است که در استان ابین یمن امارت اسلامی برپا میکند. این اقدام القاعده تاچه اندازهای ممکن است توجه غرب را به یمن معطوف کند و فشارها را بر علی عبدالله صالح افزایش دهد؟
بیگدلی: عربستان سعودی، آمریکا و اتحادیه اروپا را در منگنه قرار دادهاست که اگر شما در مساله بحرین کوتاه آمده و از آن بگذرید، ماهم در مساله یمن به شما کمک میکنیم. بنابراین مشکل اصلی اکنون این است که مساله یمن با مساله بحرین گره خورده است
در واقع باید گفت اکنون مساله یمن با بحرین گره خورده است. یعنی عربستان سعودی؛ غرب، آمریکا و اتحادیه ارو پا را در منگنه قرار داد که اگر شما در مساله بحرین به سلامت از بحران عبور کنید، ماهم در مساله یمن به شما کمک میکنیم. چون عربستان سعودی هم در القاعده و هم در ساختار سیاسی، قبیلهای و مذهبی یمن نفوذ فوقالعادهای دارد. بنابراین عربستان، آمریکاییها و غرب را تحت فشار میگذارد که اگر بحران بحرین به اتمام برسد، ما متعهد میشویم که یمن نیز به سلامت از مشکلات کنونی عبور کند. بنابراین به نظر من امکان استقرار یک حکومت القاعدهای در یمن بعید به نظر میرسد و در واقع مشکل اصلی اکنون این است که مساله یمن با مساله بحرین گره خورده است.
اگر با رویکردی مقایسهای به سیاست خارجی آمریکا در بحرین و یمن بنگریم، این مقایسه چگونه خواهد بود؟
در واقع مساله بحرین مسالهای چند ضلعی است و شاید با کشورهای منطقه کاملا متفاوت باشد. مخصوصا به دلیل نفوذی که جمهوری اسلامی ایران در بحرین دارد، این مساله چند ضلعی شده است. بحران در این کشور بهگونهای شده است که نه تنها کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بلکه بیشتر کشورهای عرب به نوعی از بقای سیستم سیاسی موجود حمایت میکنند. کشورهای اروپایی نیز بحران بحرین را رها کردهاند؛ چه اینکه این کشور در سلطه و سیطره آمریکاییها قرار دارد، ناوگان پنجم این کشور در بحرین است و آمریکاییها هم اولین کشور غربی بودند که سال 1923 نخستین سرمایهگذاری را در نفت بحرین اجرا کردند. از اینرو بحرین برای آمریکاییها خیلی ارزشمند است. همچنین باید گفت مساله بحرین پیچیدگی خاصی هم دارد و اکنون نیز شاهدیم با توجه به کاربرد شیوههای خاص از طرف حکومت تا حدودی بر امواج اولیه قیام غلبه پیدا کردهاند. به هر حال باید گفت بحران در بحرین با لیبی و یمن متفاوت است چه اینکه هر کدام شکلی مخصوص به خود را دارد.
برخی کارشناسان بر این عقیدهاند که احتمال تجزیه یمن به شمال و جنوب و حتی بخش شرقی نیز وجود دارد، امری که پدیده سومالیزه کردن یمن را تقویت میکند. تصور شما نسبت به سناریوهای آینده برای این کشور چیست؟
به نظر من امکان چنین امری در یمن وجود ندارد. گفته میشود معاونی که قرار است به جای علی عبدالله صالح در این کشور به قدرت رسد همانند خود وی است. به علاوه عربستان نیز در این کشور نفوذ زیادی دارد. به هر حال انتظار میرود در یمن علی عبدالله صالح از قدرت کنار رود و معاون وی بر جایگاه وی بنشیند و تغییراتی در این کشور اعمال کند و انتخاباتی نیز برگزار نماید، ولی با توجه به موقعیت استراتژیک و حساس این کشور و تسلط بر باب المندب بعید است که از حیطه نفوذ کشورهای عربی منطقه خارج گردد.
آیا امکان اینکه آمریکا حضور نظامی خود را در یمن به دلیل آنچه تهدید القاعده خوانده شده یا حضور سیاسی خود را به خاطر حمایت از آنچه آمریکاییها موج دموکراسیسازی میدانند، در این کشور بیشتر کنند؟
نه این امر امکان کمی دارد. چه اینکه آقای اوباما اکنون وضعیت متزلزلی دارد و قدرت قبلی را هم در کنگره از دست داده است و فضا هم به طور کلی در این کشور به نفع اوباما نیست. بنابراین اوباما دست به چنین سیاستی نخواهد زد. در عوض آمریکاییها در مساله یمن سعی میکنند از قدرت عربستان و شورای همکاری خلیج فارس استفاده کنند و این امر نیز به نظر میرسد منتقدان کمتری دارد یعنی آمریکاییها در قضیه بحرین و در مورد دخالت عربستان و امارات پیشبینی میکردند که کشورهایی شیعی مثل عراق و ایران اعتراض کنند؛ اما به نظر نمیرسد در مورد یمن معترض و منتقدی وجود داشته باشد. به هر حال اگر قرار باشد که دخالت نظامی هم صورت گیرد، این امر از طرف کشورهای عرب منطقه احتمال بیشتری دارد تا خود آمریکا.
علی رمضانی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: