وقتی جدیت باعث جذابیت می شود!

گاهگاهی شاهد تولید و پخش برنامه‌های گفت‌وگو محور در شبکه‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون هستیم. حجم این نوع برنامه‌ها به ویژه در یک دهه اخیر به شدت افزایش پیدا کرده که بدون شک تغییرات فرهنگی ـ اجتماعی سریع و پرشتاب در جامعه ایران و تنوع افکار و اندیشه‌های مختلف که بی‌ارتباط با تنوع فرهنگی ـ قومیتی در کشور ما نیست موجب شده تا از یک سو گفت‌وگو و تبادل نظر کردن به یک ضرورت رفتاری ـ اجتماعی بدل شود و از سوی دیگر جذابیت رسانه‌ای این برنامه‌ها نیز به رونق گرفتن آن دامن زده است. یکی از این برنامه‌ها نگاه دو است که سری جدید آن با شمایل و ساختاری متفاوت بتازگی از شبکه 2 سیما پخش می‌شود.
کد خبر: ۳۹۹۹۸۱

موضوع و محور این برنامه، مسائل سیاسی ـ اجتماعی است که از حیث رویکرد اجرایی بی‌شباهت به برنامه دیروز، امروز، فردا شبکه سوم نیست اما ویژگی‌های مستقل خود را در فرم و اجرا دارد. گرافیک و طراحی دکور «نگاه دو» واجد جذابیت‌های بیشتری بوده و با بهره‌گیری از رنگ‌های شاد و نورپردازی مناسب در کنار فرم متنوع تصویربرداری سعی کرده شمایل ظاهری برنامه را برای مخاطب جذاب‌تر کند. چیزی که قبلا در ساخت برنامه‌های جدی ترکیبی و گفت‌وگو محور کمتر به آن توجه می‌شد. نکته مهم این برنامه در تبدیل کردن سوژه‌های داغ سیاسی ـ اجتماعی به یک برنامه جذاب رسانه‌ای است.

واقعیت این است که یک برنامه سیاسی بیش از هرچیز یک اقدام رسانه‌ای است که اگر به مولفه‌های برنامه‌سازی و عناصر رسانه‌ای در آن توجه نشود نمی‌تواند در ارتباط با مخاطبان خود موفق شود و صرفا به سوژه داغ خود تکیه کند. فارغ از این عناصر نحوه ورود به موضوع و پرداخت رسانه‌ای آن واجد اهمیت است.

مثلا در یکی از قسمت‌های این برنامه از مسعود ده نمکی دعوت شد تا درباره فیلم اخراجی‌ها گفت‌وگو شود اما این گفت‌وگو به نقد تکنیکی و سینمایی این مساله نپرداخت بلکه به خود کارگردان و حاشیه‌هایی که پیرامون فیلمش وجود داشت توجه کرد و با طرح سوالات شفاف و حساس که کمتر در برنامه‌های تلویزیونی می‌توان از آن سراغ گرفت به گفت‌وگو با وی پرداخت که بشدت مورد توجه قرار گرفت و یک موج ایجاد کرد. لحن انتقادی و شفافیت آن به‌گونه‌ای بود که حتی موجب تعجب مهمان برنامه هم شد! تا جایی که حتی با اعتراض برخی طرفداران ده نمکی نیز همراه شد که از طریق پیام کوتاه که به وسیله زیرنویس پخش می‌شد قابل رویت بود. هرچند که از آن سو برخی مخاطبان نیز با مجری برنامه همسو بودند. هم این که برنامه‌ای بتواند تا طیف‌های مختلف و گاه متضادی از بینندگان را مجذوب خود کند نشانه موفقیت آن است. در ضمن زنده بودن این برنامه را نباید در افزایش جذابیت احتمالی آن بی‌تاثیر دانست. همین انتخاب زاویه دید به مسائل و سوژه‌های مطرح شده در برنامه است که آن را از نمونه‌های مشابه و تکراری متمایز می‌کند. متاسفانه موضوعات کلیشه‌ای و بدتر از آن پرداخت و اجرای کلیشه‌ای در برنامه گفت‌وگو محور آفت بزرگ این جنس برنامه‌هاست. این شیوه کلیشه‌ای و خنثی، هیجان و تعلیق لازم برای یک برنامه جذاب و چالشی را از بین می‌برد. با این حال همین رویکرد انتقادی و چالشی نیز به خط قرمزهای اخلاقی نیازمند است تا ادب و متانت برنامه نیز حفظ شود.

اما آنچه که در سری جدید برنامه نگاه دو توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده شیوه اجرا و بیان مجری برنامه بود که البته منتقدانی هم داشت. نوع متفاوت اجرای این مجری با آن صلابت و کاریزمایی که در صدا و رفتارش به چشم می‌خورد از یک جهت جدیت برنامه را حفظ می‌کرد و از سوی دیگر با نوع سوالات خود از جذابیت آن نمی‌کاست.

ایجاد و برقراری تعادل بین جدیت و جذابیت در برنامه‌های گفت‌وگو محور بویژه با سوژه‌های اجتماعی ـ سیاسی مهم‌ترین رکن برنامه‌های تاک‌شوست که بی‌توجهی به آن قطعا موجب تولید یک برنامه خشک و بی‌انعطاف می‌شود و میزان تاثیرپذیری آن بر مخاطبان نیز کاهش می‌یابد. از سوی دیگر لحن و ادبیات این برنامه‌ها نباید آنقدر هم شوخ طبعانه و طنزآلود باشد که جدیت و اهمیت سوژه را کمرنگ کند. به نظر می‌رسد برنامه نگاه2 تا اینجای کار توانسته به شکل منطقی این تعادل را برقرار کند.

تنوع سوژه‌ها و این‌که در یک برنامه اجتماعی ـ سیاسی مثلا به یک موضوع سینمایی یا ورزشی آن هم از یک زاویه متفاوت پرداخته می‌شود از جمله امتیازات برنامه نگاه دو است که امیدواریم تداوم یافته و البته در انتخاب سوژه‌های اجتماعی، خساست به خرج نداده یا سراغ مسائلی برود که ظاهرا بی‌اهمیت به نظر می‌رسد. ضمن اینکه قرار نیست که برنامه‌های گفت‌وگومحور لزوما به طرح مسائل کلان و پهن دامنه از حیث طرح موضوع بپردازند. امروزه حتی علوم اجتماعی و انسانی نیز به سراغ زندگی روزمره رفته و تلاش می‌کند تا مسائل مبتلأ به انسان مدرن را مورد واکاوی قرار دهد. ضمن این‌که می‌توان به بسیاری از موضوعات روتین و متداول نیز نگاه و تحلیلی متفاوت داشت که این مساله با عنوان برنامه نیز تناسب نمادین دارد و در واقع موضوع را از زاویه متفاوت و نگاه دومی می‌نگرد که عمیق‌تر و تحلیلی‌تر باشد.

مهم‌ترین نیاز این برنامه‌ها اعتماد و باور مخاطب به آن است که شفافیت و صداقت در اجرا می‌تواند به تحقق آن کمک کند. ضمن این‌که این برنامه باید واجد 2 کارکرد مهم باشد یکی نگاه آسیب‌شناسانه به مسائل مختلف و دوم تلاش در جهت ارائه راه‌حل و مدل‌های حل مساله که بتواند به مخاطب کمک کند تا با تحلیل منطقی و اعتمادسازی رسانه‌ای به امید و آگاهی دست یابد.

سید رضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها