نکته روز

حکایت کفش‌هایی که 7 سال دویده بودند

دست پسرش را می‌گیرد و با تحکم او را با خود به انبار خانه می‌برد، جایی که پر است از گذشته‌های درب و داغان. چمدانی را برمی‌دارد و هر چه درونش است، بیرون می‌ریزد و از میان آنها یک جفت کفش کهنه را به دست می‌گیرد و به پسرش می‌گوید: از همه گذشته همین یک جفت کفش را نگه داشتم تا روزی مثل امروز به پسرم بگویم با همین کفش‌ها چقدر دویدم تا به این‌جا رسیدم!
کد خبر: ۳۸۹۸۶۹

اینها گفته‌های «حشمت فردوس» به پسرش «طاهر» - دو نفر از شخصیت‌‌‌‌های اصلی سریال ستایش- است، وقتی که طاهر مقابل پدر ایستاده و دیگر نمی‌خواهد به اصطلاح زیر‌بلیت او باشد. می‌خواهد مستقل باشد و تمام زحمت‌های پدر را نادیده می‌گیرد و گاه و بی‌گاه او را متهم می‌کند که چون پولدار است، اطرافیانش را نفی می‌کند، اما حشمت فردوس برای رفع سوءتفاهم همه غرور خود را کنار می‌گذارد و کفش‌هایی را به او نشان می‌دهد که 7 سال آزگار با ‌‌‌آنها دویده است تا برای 7 نسل جلوترش هم پول و ثروت باقی بگذارد، اما طاهر حتی با دیدن آن کفش‌ها هم از موضع خود پایین نمی‌آید...

طاهر نماینده نسل امروز است و حشمت حکایت نسل گذشته‌ای که دویدن‌های آنان را نسل امروز نه می‌بیند، نه درک می‌کند و نه برای آن ارزشی قائل است. جنس خواسته‌های نسل امروز با جنس تمنیات نسل دیروز فرق دارد....حرف بر سر تفاوت جنس درخواست‌هاست! این سکانس سریال ستایش را می‌توان یکی از بهترین سکانس‌های این سریال دانست. داریوش ارجمند بازی درخشانی در این سکانس به نمایش گذاشت؛ او جنس حشمت را درک کرده و زبان او را می‌فهمد؛ زبان تحکم! او باید از همه توان و استدلال‌های خود استفاده کند تا به طاهر بفهماند که نباید روی حرف او حرفی باشد، اما مهدی پاکدل بازیگر نقش طاهر هم جنس نقش خود را می‌شناسد، او جوان است و زبان جوانان را می‌داند؛ احتیاجی به تحکم و داد‌و‌بیداد نیست... می‌توان به سادگی کفش‌ها و میراث خانوادگی را نادیده گرفت... می‌توان از صفر آغاز کرد؛ مثل حشمت که از صفر آغاز کرد، اما جنس این آغازها هم با یکدیگر فرق دارد... و ستایش چالش و چاله بین حشمت و طاهر است. چالشی که سال‌هاست آغاز شده و هر روز با رنگی جدید خودی می‌نمایاند.

طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها