در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که حتی پیشینه باز کردن دروازه بایرن مونیخ و الیور کان دروازهبان افسانهای ژرمنها را هم در کارنامه خود میبیند، سابقه بازی در باشگاههای مقاومت سپاسی و استقلال اهواز را هم در کارنامه دارد.
تعصب و جنگندگی فراوان، تکنیک قابل قبول و تسلط و خونسردی در زدن ضربات پنالتی از ویژگیهایی است که بارها این مدافع میانی فیزیکی را در فهرست بازیکنان تیم ملی یا تیم امید ایران قرار داده است.
انصاریان که هنوز دل پری از برخی مدیرعاملهای قبلی پرسپولیس دارد در آخرین سالهای عمر بازیگری خود بزرگترین آرزویش را بازگشت به این تیم میداند.
بال و پر گرفتن شهرداری تبریز و جدا شدن این باشگاه از قعر جدول ردهبندی لیگ برتر با ورود حمید درخشان و علی انصاریان به این باشگاه سرخپوش شهرستانی، بهانهای شد تا با او به گفتوگویی صریح بنشینیم.
ورود چند هفتهای شما و درخشان به شهرداری تبریز، نقطه عطفی برای موفقیتهای این تیم بود، چه شد به یکباره سر از این تیم درآوردید؟
البته درخشان دو هفته قبل از ورود من به این تیم هدایت شهرداری را بر عهده گرفت. او مربی بزرگی است که سابقه درخشانی نیز در دوران بازیگری داشته و کاپیتان مقتدری برای تیم ملی و پرسپولیس بوده است. درخشان به فوتبال روی زمین اعتقاد دارد و با حضورش در شهرداری نتایج بسیار متفاوتی با هفتههای اول لیگ رقم زد. آن زمان، شهرداری از حریفان تعداد گلهای زیادی دریافت میکرد ولی از آن پس دیگر در مقابل هیچ حریفی کم نیاورده است. من در تیم امید ایران و پرسپولیس، شاگرد درخشان بودهام و وقتی او پیشنهاد انتقالم به شهرداری را داد با لطف زنوزی، مالک باشگاه گسترش فولاد، این کار را سریعا پذیرفتم هرچند در آن باشگاه تبریزی هم شرایط خوبی داشتیم ولی درخشان جملهای گفت که مرا متقاعد به انتقال کرد. او گفت: «برای یک بازیکن لیگ برتری همیشه شرایط بازی در لیگ یک وجود دارد ولی یک لیگ یکی به سختی میتواند در لیگ برتر بازی کند». من به شهرداری آمدم در حالی که پیشنهاد خوبی هم از کمالوند برای حضور در تراکتورسازی داشتم.
سال گذشته هم با گسترش فولاد تبریز خبرساز شدید و در عین شگفتی به فینال جام حذفی ایران رسیدید! اصلا چطور شد بعد از چند سال بازی در پرسپولیس، استقلال و سپس مدتی حضور در استیلآذین، در این سالهای پایانی فوتبال خود، سر از شهر تبریز درآوردید، آذری زبان هستید؟
نهتنها آذریتبار نبودهام بلکه متاسفانه اصلا استعداد خوبی در زمینه یادگیری این زبان دشوار ندارم و فکر میکنم آذری بعد از ژاپنی و چینی سومین زبان مشکل دنیا باشد چون مردم شهرهای مختلفی مانند ارومیه، تبریز، اردبیل، همدان و... هر یک گویش متفاوتی دارند. در عین حال چنان کمکها و دلسوزیهایی از مردم این خطه و بویژه زنوزی مالک باشگاه گسترش فولاد دیدهام که سال گذشته در روزهای سوم، هفتم و چهلم فوت پدرم هم برای این تیم به میدان آمدم که بازی روز چهلم، فینال جام حذفی در مقابل پرسپولیس بود. انصافا کاظمی، تیم گسترش فولاد را به شرایط بسیار خوبی رسانده بود و شاید تا 30 سال بعد هم این اتفاق تکرار نشود که تیمی از لیگ دسته اول در نخستین سال حضورش تا فینال جام حذفی صعود کند.
ولی امسال شرایط ایدهآل سال گذشته تیمهای تبریزی تکرار نشد!
گسترش فولاد در انتخاب مربی دچار اشتباه شد و در شرایطی که هنوز فیروز کریمی با مشکلات زیادی بویژه در شهر اهواز روبهرو بود، او را به خدمت گرفت تا نتواند روند صعودی خود را ادامه دهد. شهرداری تبریز هم به دلیل پیوستگی رقابتهای لیگ یک، پارسال به لیگ برتر امسال، نتوانست خوب یارگیری کند و بازیکنان خوب مورد نظرش را به خدمت بگیرد و با تیمی خسته و ناآماده پا به لیگ برتر گذاشت. البته تعطیلی نیم فصل کمک زیادی به بازسازی بدنی تیم ما کرد و مومنی بدنساز تیم، در اردوی ترکیه بهرههای زیادی از تعطیلی لیگ گرفت.
با این شرایط چقدر به بقا در لیگ برتر امیدوارید؟
به هر حال واقعیت این است که تمام بضاعت ما همینی است که تاکنون نشان دادهایم و در بازیهای آن طرف سال، همه تیمها حساسیت شرایطشان را بهتر درک میکنند و هرچه به سمت پایان مسابقهها پیش برویم شرایط سختتر میشود. بویژه این که 2 یا 3 بازیکن کلیدی ما هم مصدومند.
با این حال من به ماندن تیم در لیگ برتر صددرصد امیدوارم. همه بازیکنان تیم ما هم به این واقعیت رسیدهاند که صرفنظر از هر دلیل دیگری ماندن تیم به نفع همه ماست و اگر قرار شود به طور مثال 50 میلیون تومان روی هر کدام از ما برای فصل آینده قیمتگذاری شود ماندن در لیگ برتر، این رقم را افزایش خواهد داد. ضمن این شخصا در تمام عمر حرفهای خود و از سال 1376 که در لیگ بازی میکنم هیچ وقت به فکر باختن نبودهام و در تمام تیمهایی که بازی کردهام نمود این تلاش برای برد را نشان دادهام. با برخورداری از چنین تجربهای میگویم، سقوط شهرداری محال است.
بعد از چند سال حضور در پرسپولیس به یکباره سر از استقلال در آوردید، این کار هنوز در مورد شما ابهامبرانگیز است!
انصاریان: مطمئنم حتی برای گواردیولا هم خیلی سخت و تقریبا غیرممکن است که استیل آذین را از شرایطی که قرار گرفته است خارج کند. چون تیمی که به باخت عادت کند خیلی به دشواری از چنین شرایطی بیرون میرود
کاملا درست است. هنوز با گذشت سالها خیلی از مردم و فوتبالیستها همین پرسش را از من میکنند. پرسشی که متاسفانه خودم هم پاسخ روشنی برای آن پیدا نکردهام. من در هشتمین و آخرین سال حضورم در پرسپولیس به عنوان یک مدافع، 12 گل زدم که 6 تای آنها شامل 4 پنالتی در ماههای مربیگری پروین به ثمر رسید. بعد از رفتن پروین و آمدن آریهان، برخیها اینطور شایع کردند که انصاریان نه برای پرسپولیس بلکه برای شخص پروین تلاش و گلزنی میکرده است، در حالی که در ماههای حضور آریهان هم من 6 گل دیگر که تنها 2 تای آنها پنالتی بود به ثمر رساندم، ولی نفهمیدم چرا در پایان فصل، محمدحسن انصاریفرد مدیرعامل وقت باشگاه، نام مرا در فهرست مازاد نیاز قرار داد تا از باشگاه خارجم کنند. این در حالی بود که به عشق پرسپولیس که تیم مورد علاقه همیشگی خود و خانوادهام بود بارها و بارها با سر و تنی خونین از زمین مسابقه خارج شده بودم و با تمام جان و توان بازی میکردم. پدرم از بچگی مرا به مسابقههای پرسپولیس میبرد تا من هم مثل او عاشق این باشگاه شوم. بعد از این ماجرا، به عنوان بهترین مدافع لیگ انتخاب شدم و قرار شد به استقلال اهواز بروم که درست پیش از سفر به اهواز، امیر قلعهنویی سرمربی وقت استقلال با من تماس گرفت و خواستار پیوستن من به تیمش شد. من هم به استقلال رفتم. اتفاقا دوستان بسیار خوبی هم در استقلال پیدا کردم و در نخستین فصل حضورم در آن باشگاه، 6 گل شامل 4 گل 3 امتیازی به تیمهای صبا، مس، ملوان و راه آهن زدم و باشگاه در آستانه قهرمانی قرار گرفت، ولی متاسفانه در 4 بازی آخر که برای رسیدن به قهرمانی فقط به یک برد نیاز داشتیم نتایج را واگذار کردیم تا در عین ناباوری به مقام چهارمی برسیم. کاش مرد خوبی مثل مرفاوی قدری باهوشتر عمل میکرد تا این اتفاق برایمان نمیافتاد. البته اتفاقهای عجیبی در آن سالها رقم میخورد که واقعا نوبرانه بود، ولی به راحتی بر آنها سرپوش گذاشته میشد.
مثل...؟
مثل ارسال دیرهنگام فهرست تیم استقلال به کنفدراسیون فوتبال آسیا و حذف این تیم مدعی از شرکت در آن مسابقهها که واقعا اتفاق تلخ و مهمی بود که به راحتی از آن گذشتیم.
پس هنوز دل پر خونی از پرسپولیس دارید؟
هنوز آرزوی بازگشت به پرسپولیس را دارم و این که کسی پیدا شود و بگوید به چه دلیل از این تیم کنار گذاشته شدم، البته وقتی نگاه میکنم میبینم این قضیه منحصر به من نیست و هر بازیکنی که به مرحله خوبی از رشد رسیده برایش مشکلساز شدهاند. به هر حال پرسپولیس و استقلال شرایط میلان و رم را ندارند که به بازیکنان بسیار وفاداری مثل مالدینی، بارهسی و توتی نگاهی بسیار محترمانه بیندازند. با این حال زندگیام را مدیون پرسپولیس میدانم و خوشحالم دینم را به این باشگاه و خانوادهام که عاشق این باشگاه بودهاند، ادا کردهام. من حتی بعد از 3 سال از دعوت بلاژهویچ به تیم ملی، توسط برانکو دعوت شدم که به خاطر پرسپولیس شانس بازی در تیم ملی را از دست دادم. در عین حال خوشحالم که همه هواداران به خاطر دارند همیشه سر و دستم را برای این باشگاه مقابل توپ قرار میدادم و بارها با سر و رویی بخیه شده کارم را در این تیم دنبال میکردم.
از استیل آذین هم دلخور بودید؟
در طول مدتی که برای این باشگاه کار کردم هیچ مشکلی به وجود نیامد جز بازی آخر آن تیم که در آن غایب بودم و به فاصله 7 دقیقه تا صعود به لیگ برتر، همه چیز به هم ریخت. یعنی دریافت تنها یک گل در خلاف مسیر یک بازی کاملا یک طرفه، همه چیز را تغییر داد و استیل آذین از صعود به لیگ برتر بازماند. شاید جریمه این اتفاق بود که به همه بازیکنان، تنها بخشی از آخرین قسط قرارداد آنها پرداخت شد که هم مشکلاتی برایشان به وجود آورد و هم از لحاظ اخلاقی به اعتبار باشگاه و افرادی که طرف قرارداد بازیکنان بودند لطمه زد. به هر حال همه ما به جز 3 نفر، تنها به اعتبار نام فرد خوشنامی با این باشگاه قرارداد بسته بودیم که از قسط آخر خود تنها مبلغی بین 5 تا 10 میلیون تومان آن را دریافت کردیم، در حالی که ابراهیم میرزاپور، محمد محمدی و ایمان رزاقیراد که به واسطه مدیر برنامههایشان با باشگاه قرارداد بسته بودند موفق شدند تمام مبلغ قرارداد خود را دریافت کنند.
ولی امسال استیل آذین با بحران سنگینی دست و پنجه نرم میکند.
خاکپور واقعا فرد باشخصیتی است، ولی مطمئنم حتی برای گواردیولا هم خیلی سخت و تقریبا غیرممکن است که استیل آذین را از شرایطی که قرار گرفته است خارج کند. چون تیمی که به باخت عادت کند خیلی به دشواری از چنین شرایطی بیرون میرود. من به عنوان کاپیتان سابق این تیم از شرایط فعلی استیل آذین ناراحتم و فکر میکنم اگر واقعا همه بازیکنانش بخواهند میتوانند از بحران خارج شوند. واقعیت این است که این باشگاه در ابتدای فصل توجهی به لزوم برخورداری از مدافعان و دروازهبانهای خوب نکرد و هرچه توانست هافبک و مهاجم گرفت، همانهایی که اکنون کاربرد چندانی هم برای باشگاه ندارند. جابجایی یک مدیر موفق، ریسک خطرناکی بود که استیل آذین انجام داد و لطمه بدی از آن دریافت کرد. امیر مهریزی کارنامه خیلی خوبی آنجا داشت که کنار رفتنش نظم و شیرازه باشگاه را به هم ریخت.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: