برای شمس و دلواپسی هایش

غروب بود و جام جم در سکوت. گفته بودی حرف هایی داری درباره رسانه ملی که در حضور باید گفته شود و آمدی. بالا بلند اما خمیده و در نگاه تو رد جلال را می شد گرفت که سر راست و رک حرف می زد بی ابهام و بی اجمال، و تکلیف آدم با او روشن بود. برخلاف سبک و سیاق گقتار و رفتار آدم های این روزگار.
کد خبر: ۳۷۱۶۵۹

آمدی به مهر و حرف می زدی از سر شوق که رسانه ملی را چگونه باید برکشید و شوق داشتی و هنوز جوانانه و پرانرژی از آرمانها می گفتی و علایق ات، که فضا را سرخوشانه و صمیمی می کشیدی و می کشاندی تا افق های دوردست دغدغه هایت و دلسوزی ات برای جوانان این مرز و بوم.

و تو حرف می زدی و من می رفتم تا وقت های «جلال از چشم برادر» و انتشارات رواق و تلاش برای ماندگاری نام آن «سید جلال اهل قلم» که اول بار حدیث نفس خود را با «در خدمت و خیانت روشنفکران» طرح کرد و روشنفکران مرعوب را با نهیبی صادقانه و انقلابی بر جای خود نشاند و با «غربزدگی» خروشی برداشت حامل سروش آسمانی ، علیه زورسالاران مستکبر در آن هنگامه های شورانگیز مبارزات مردم ایران زمین بر علیه جباران و گردنکشان.

وقتی که می رفتی ردی از نشاط، از دین خواهی و مردم دوستی برجا گذاشتی و یادت هنوز هست و می ماند!... و چقدر هوای اعتلای ایران و ایرانی داشتی و دین و دین باوری. نامت و یادت متبرک. و روضه رضوان الهی نصیبت شود ای شمس آل احمد!...

سید عزت الله ضرغامی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها