در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، روز 11 اسفند 85، از طریق مرکز فوریتهای پلیس، کشف جسد مردی میانسال در یکی از خیابانهای رباطکریم مخابره شد.
مأموران با حضور در محل حادثه، متوجه شدند که جسد متعلق به مردی 45 ساله به نام علی است که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است و در کنار خیابان رها شده است. تحقیقات در این زمینه آغاز شد و سرانجام قاتل این مرد که قصد فروش خودروی مقتول را داشت، شناسایی و دستگیر شد.
نحوه شناسایی متهم از این قرار بود که متهم بعد از قتل، خودروی مقتول را حوالی عبدلآباد و در خیابانی فرعی رها کرده بود. خودرو چند روزی به همان شکل رها شده بود و روزی که متهم به همراه خریدار اموال مسروقه نزدیک خودرو شدند، با واکنش اهالی محل روبرو شده و یکی از اهالی محل، با تیزهوشی شماره تلفن خریدار اموال مسروقه را پیدا میکند.
مدتی بعد و زمانی که ارتباط بین جسد کشف شده و خودروی مسروقه مشخص شد، بازپرس پرونده به تحقیقات از اهالی محل پرداخت و با دریافت شماره تلفن، ابتدا به فرد خریدار اموال مسروقه و سرانجام به قاتل راننده رسید.
یاسر ، متهم به قتل، شناسایی و دستگیر شد و ضمن اعتراف به قتل مدعی شد که به همراه همسرش، فرحناز راننده خودرو را به قتل رسانده است.
جلسه رسیدگی به این پرونده، در تاریخ 26 بهمن سال گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی حسن تردست برگزار شد.
در انتهای جلسه قاضی تردست و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و زن جوان را به خاطر شرکت در سرقت منجر به قتل، به 5 سال حبس و به علت مشارکت در قتل عمدی به قصاص محکوم کردند. یاسر با توجه به اینکه، موفق به جلب رضایت خانواده مقتول شده بود، از جنبه عمومی (مشارکت در قتل عمدی و مشارکت در سرقت منجر به قتل) به تحمل 20 سال حبس محکوم شد.
بعد از صدور حکم توسط قضات پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع داده شد و قضات دیوان عالی کشور، با بررسی پرونده، درباره اینکه چه کسی ضربات نهایی و عامل قتل را بر بدن مقتول وارد کرده است، شبهاتی وارد کرد و ضمن نقض رأی قصاص فرحناز پرونده را به دادگاه کیفری برای رسیدگی مجدد ارجاع داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: