در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چکناواریان با اشاره به این که نتهای این آثار در 8500 صفحه آماده چاپ و انتشار است، میافزاید: همچنین تمام آهنگهایی که ساختهام و توسط خودم به اجرا درآمده، قرار است نیمه اول آبان در قالب 20 لوح فشرده روانه بازار موسیقی شود.
اپراهای رستم و سهراب و پردیس و پریسا که هر دو با ارکستر ارمنستان و به رهبری خود چکناواریان اجرا و ضبط شدهاند از این مجموعهاند؛ همچنین کارهایی که این هنرمند با ارکسترهایی از قبیل ارکستر سمفونیک لندن، ارمنستان، فنلاند و... اجرا کرده است.
ساخت اپرای رستم و سهراب، 25 سال به درازا کشید و در نهایت با رهبری خود چکناواریان در تالار وحدت به اجرا درآمد. در سال 1383 نیز نخستین اپرای عروسکی ایران با عنوان اپرای رستم و سهراب بر مبنای داستان رستم و سهراب شاهنامه و براساس اثر موسیقایی لوریس چکناواریان به کارگردانی بهروز غریبپور در تالار رودکی به روی صحنه رفت.
لوریس چکناواریان در سال 1316 در بروجرد از پدر و مادری ارمنی و مهاجر به دنیا آمد و در 2 سالگی به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و در این شهر و در محله منوچهری بزرگ شد؛ منطقهای که ظاهرا نقش بسزایی در ایجاد و رشد روحیه هنری او داشته است. خودش در اینباره میگوید: خیابان منوچهری تمام زندگی من است و تمام خاطرات من به نوعی به این منطقه و محله برمیگردد. من در خیابان لالهزار بزرگ شدم که ابتدا تا انتهایش مملو از تئاتر و سینما و یک منطقه کاملا فرهنگی و هنری بود.
تماشای ارکسترهای ارمنی و اجراهای خوبشان و همچنین دیدار هنرمندان و موزیسینهای بزرگی که به واسطه جنگ جهانی دوم از سراسر اروپا به ایران پناه آورده بودند، این روحیه هنری را بیشتر به سمت و سوی موسیقی سوق داد و او را ترغیب و تشویق به آموختن کرد. او با ویولن شروع کرد اما بزودی با سازهای دیگر از جمله پیانو آشنا شد و خو گرفت.
چکناواریان تحصیل موسیقی را در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد و وقتی تنها 16 سال داشت، اولین قطعه خود را که کنسرتویی برای ویولن و ارکستر زهی بود، تصنیف کرد.
او پس از فارغالتحصیلی از هنرستان تهران عازم اتریش شد و در آکادمی موسیقی وین و سالزبورگ به تحصیل موسیقی پرداخت و در سال 1340 با رتبه اول از این آکادمی در رشته آهنگسازی فارغالتحصیل شد.
این آهنگساز همان سال به ایران بازگشت و در هنرستان عالی به تدریس مشغول و پس از مدتی نیز به ریاست صداخانه ملی وزارت فرهنگ و هنر برگزیده شد.
فکر خلق اپرایی روی اشعار شاهنامه با نام «رستم و سهراب» در همین سالها اتفاق افتاد که او را به تحقیق روی موسیقی ایرانی و مخصوصا دستگاه چهارگاه واداشت.
چکناواریان که از کودکی دلبسته سازهای ایرانی بود، مطالعه عمیقی را راجع به این سازها شروع کرد که در ادامهاش آهنگهای زیادی برای سازهای ایرانی نوشت که باله سیمرغ یکی از آنهاست.
چکناواریان در سال 1342 به اتریش بازگشت و طی 2 سال، 150 قطعه برای پیانو از مبتدی تا عالی با روش کارل ارف تصنیف کرد که قسمتی از آن به انتشار هم رسیده است. ارف او را تشویق به ساخت ادامه تصنیف رستم و سهراب کرد که البته سالها بعد این اپرا به پایان رسید.
این فارغالتحصیل مقطع دکتری در رشته آهنگسازی و رهبری ارکستر از دانشگاه موسیقی میشیگان، علاوه بر تدریس در دانشگاههای آمریکا، ریاست گروه اپرا و ارکستر دانشگاه مینهسوتا را هم تجربه میکند.
او پس از بازگشت به ایران از سال 1349 تا 1364 رهبری و ریاست ارکستر اپرای تهران را بر عهده گرفت که اپرای «پردیس و پریسا» را هم برای کودکان در همین دوره تصنیف و اجرا کرد. یکی از بزرگترین موفقیتهای چکناواریان در این سالها، انتخاب او بهعنوان رهبر ویژه کمپانی RCA در انگلستان است که رهبری آن را بزرگانی چون توسکانینی و برنشتاین هم بر عهده داشتهاند. او همچنین در سالهای اخیر فعالیت موسیقایی زیادی در اتریش داشته که به همین دلیل بالاترین نشان افتخار آن کشور به او اهدا شده است.
از میان آثاری که چکناواریان در ایران اجرا کرده و موفقیت زیادی به همراه داشته است، باید به سمفونی رسول عشق و امید اشاره کرد که از سوی مخاطبان و منتقدان با استقبال روبهرو شد.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگوهنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: