در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از کی علاقهمند بودید که در رادیو کار کنید؟
قبل از ورود به رادیو علاقهمند و شنونده خیلی از برنامههای آن بودم، منتها صرفا به عنوان یک مخاطب و شنونده. هیچ برنامهای برای ورود به رادیو نداشتم، چون در آن زمان به عنوان معلم رسمی آموزش و پرورش مشغول تدریس بودم تا این که با اصرار یکی از دوستان پزشکم ـ که الان هم در آموزش و پرورش خدمت میکند ـ در تست گویندگی موفق شدم و پس از طی مراحل مختلف و پذیرش، با حضور در برنامه 15 دقیقهای (تولیدی) کارم را در مرکز قم شروع کردم.
به نظر شما کار رادیو معارف سخت است؟
رادیو معارف اگر چه مشترکاتی با رادیوهای دیگر دارد اما شبیه هیچ یک از آنها نیست. راهاندازی این رادیو در جمهوری اسلامی یک کار نو و بدیعی بوده که قبل از خود هیچ الگو و نظیری نداشته و من مدیران سازمان را بهخاطر این اقدام جسورانه تحسین میکنم. اما کار بسیار سختی را از شروع به کار رادیو داشتهایم، در حالی که همکاران ما در سایر شبکهها با چار چوب و الگویی پیش ساخته کار میکنند. پس کار در این رسانه دینی دشوار تر است. یعنی شما در حوزه وسیع و عمیقی از دین و معارف اسلامی قرار دارید که اولا باید جایگاه رسانهای خود را تثبیت کنید و ثانیا حلقه واسطی بین علما، حوزه و منابع اصیل دینی با طیف وسیعی از مخاطبان و علاقهمندان مباحث ارزشی و دینی باشید. تلاش در دو جبهه، طبعا توان مضاعفی را میطلبد که دوستان ما بحمدالله دارای چنین توانایی هستند.
تفاوت کار در شبکهای که موسیقی ندارد با شبکههای دیگر چیست؟
شبکهای که موسیقی ندارد باید برای مخاطب مطلب داشته باشد. ما نمیتوانیم فضای خالی بین برنامهای را پر از خلا کنیم و در قالب موسیقی بیربط و مربوط به شنونده تحویل دهیم. یعنی حتی برای فضای خالی هم باید تولید هدفمند داشته باشیم؛ تولیدی که مخاطب خاص این شبکه آن را بپسندد و نسبت به آن واکنش مثبت نشان دهد. از این منظر هم کار ما تفاوت معناداری با دوستان دیگر شبکهها دارد.
شما چطور با مخاطبان خود ارتباط برقرار میکنید؟
اگر چه تعاریف متعدد و گاه متناقضی از رادیو میشود مثل رسانه گرم، رسانه کور و... اما ارتباط بنده با مخاطب ارتباط طرفینی است، یعنی برای من اهمیت دارد که در خلا و فقط برای خودم برنامه اجرا نکنم. برای بنده مهم است که مخاطب چه حسی نسبت به برنامه دارد و آیا مطابق انتظارش بوده یا خیر؟ گاهی اوقات مردم خوبمان با تماس تلفنی مستقیم در مورد برنامهای اظهار لطف یا انتقاد میکنند و گاهی در سطح شهر آنهایی که آشنایی با من دارند، مستقیم در مورد برنامه دیدگاه خودشان را مطرح میکنند که همه اینها ارزشمند و برای من فوقالعاده مغتنم است.
دلیل موفقیت و ویژگیهای یک گوینده برتر رادیو چیست؟
عشق و اهمیت به کار و احترام به مخاطب، فاکتورهای مهم موفقیت در کار گویندگی است و در حوزه دین و معارف رسمی که حوزه پر اهمیتی است اساسا هیچ مجری و گویندهای بدون مطالعه نمیتواند موفقیتی داشته باشد و البته استفاده از تجربیات پیشکسوتان در این مسیر میتواند موفقیت ما را کامل کند.
الگوی شما چه کسی بود؟
به لطف خدا و به مدد صبر و حوصلهای که در بدو ورود به رادیو داشتم، اکثر برنامههای شاخص رادیوهای سراسری را گوش میکردم و حتی یادداشت برداری فراوان از برنامهها، کار عمده من در اوقات فراغت بود (هنوز این یادداشتها را دارم) و بعد در منزل مقابل آیینه مینشستم و یک برنامه کوتاه را اجرا و ضبط میکردم و بعد خود به ارزیابی برنامه ضبط شده میپرداختم و از این راه مطالب زیادی را به شکل انتزاعی یاد میگرفتم. حالا هم گوش دادن به برنامههای همکاران شبکههای مختلف از جمله کارهای روزمره من است.
چه موفقیتهایی را تاکنون کسب کردید و چه کسانی در این موفقیت نقش داشتهاند؟
در جشنواره چهارم رادیو به عنوان مجری برتر و در جشنواره نماز هم رتبه دوم گویندگی را کسب کردم. در این موفقیتها دوستان بسیاری مرا کمک کردهاند که جا دارد از آنها تشکر کنم و همچنین تشویقهای همسرم که با علاقه و صبوری کار مرا نقادی میکرد. البته تشویقها و انتقادات مردم همیشه پلی به سوی موفقیت است.
موفقیت و برتر شدن، چه تغیراتی در شرایط موجودی کاری شما به وجود آورد؟
موفقیت میتواند دو روی مثبت و منفی داشته باشد. یا پلهای برای موفقیتهای بیشتر یا آخرین پله برای سقوط، بستگی به این دارد که چطور ظرافتها و ظرفیتها را در خود ایجاد کرده باشی. غرور میتواند نقطه پایان کار یک گوینده باشد.
چه چیزی باعث میشود اجرایتان در هر یک از برنامهها متفاوت باشد؟
اجرای خوب و متفاوت میتواند حاصل یک متن خوب و قوی باشد و البته درک فضا، جنس برنامه و نوع مخاطب میتواند در تنوع اجرا نقش داشته باشد. نکته مهم اینکه تصویرسازی، گوینده را به زبردستی و جذاب بودن کلامش شهرت میدهد. در تصویرسازی، گوینده در کلامش مخاطب را به دیدن آنچه میگوید، دعوت میکند. انگار فیلمی را به نمایش گذاشته است و کلام را بصری کرده است، اینجاست که شنونده برانگیخته میشود. نکته بعد استفاده کردن از تمثیل است که جذابیت و لطافت کار گویندگی را دو چندان میکند. تمثیل همراه با تخیل ویژگی مهم رادیوست، در یک سخن مثل گلی است که به سر عروس میزنند و البته استفاده از شعر و قصه، گفتار متناسب با فهم مخاطب و آگاهی از زمان میتواند کار گوینده و مجری را متفاوت و متمایز کند.
در حین اجرا بداههپردازی هم میکنید؟
از امتیازات برتر در گویندگی و اجرای بداههگویی است؛ یعنی گوینده قادر باشد در لحظات حساس با بهره گرفتن از اطلاعات خودش، آسیبها را از گویندگی و گفتار خود دور کند. بداههگویی آمادگی گوینده برای هر نوع پیشامد غیرقابل پیشبینی است. استفاده از بداهه برای نه تنها بنده بلکه تمام همکارانم امری لازم و واجب است.
افق رسانهای و دورنمای کار گویندگی شما در رادیو کجاست؟
رسیدن به استانداردهای کار گویندگی و تلاش برای ارتقای تحصیلات دانشگاهی و قرار گرفتن از نقطهای که بتوانم خودم را از درون راضی کنم به نقطهای که وجدانم آسوده باشد تا علم بر چیزی را که میگویم و قدرت عمل به آن را در خود ببینم.
درباره علاقه جوانان به گویندگی و هدایت صحیح آن چه باید کرد؟
خوشبختانه کار گویندگی همیشه در بین جوانان از جذابیت برخوردار است، اما بایستی این علاقه و شوق جهت صحیح پیدا کند یعنی همراه با رشد حرفهای، رشد اخلاقی نیز مد نظر باشد. باشگاه خبرنگاران جوان میتواند محل مناسبی برای پرورش این استعدادها باشد.
تربیت رادیویی به شکل اصولی چه نوع تربیتی است و مسوولیت این کار به عهده کیست؟
تربیت مفهومی فراتر از آموزش دارد. تربیت یعنی رشد و شکوفایی استعدادها در همه ابعاد که شامل حوزه اخلاقی و اعتقادی نیز میشود. تربیت رادیویی علاوه بر پرورش بعد فنی گویندگی، باید توام با پرورش منش انسانی، اخلاق حرفهای و ارزشهای اخلاقی و دینی باشد. خارج از چارچوب دین و اخلاق گویندگی میتواند مانند ماده افیونی باشد که سیمای رشد و آگاهی مخاطب و افزایش دانایی او منجر به تخریب مخاطب شود. و این مهم به عهده طراحان و برنامهریزان سازمان است که با درک جایگاه مهم والای گویندگی و اجرا درصدد برطرف کردن اشکالات موجود باشند.
نظر شما درباره صداهای جوان و گویندگان جدید و توانایی آنها چیست؟
متاسفانه بعضی از استادان و پیشکسوتان برای جوانان علاقهمند، کار گویندگی را آنقدر دشوار، پیچیده و استثنایی جلوه میدهند که جوان مشتاق از همان ابتدای کار دچار یاس و ناامیدی میشود که موفقیت خود را در این رشته غیرممکن میپندارد و در حالی که این طور نیست. علاقه و پشتکار میتواند انسان را به هر نقطه مطلوب از زندگی برساند. آنچه بیش از گویندگی رادیو مهم است، اشتیاق به گویندگی است که همیشه باید در جوانها شعلهور بماند. صداهای خوب با تواناییهای خوب در نیروهای جدید وجود دارد که نباید به این جایگاه قانع باشند. غرور و انحراف از چارچوبهای حرفهای و اخلاقی میتواند نقطه آغازی برای سقوط یک استعداد نورسته باشد.
خاطرهای از دوران کاری خود تعریف کنید؟
بهترین خاطره من برمیگردد به سال 86 و اعزام به حج تمتع به عنوان گزارشگر صدا و سیما. اولین اعزام من به حج توام شده بود با مسوولیت سنگین و دلهرهآور گزارش مناسک و حال و هوای حج. یادم هست یک شب در برنامه راه شب رادیو ایران درحالیکه وارد مسجدالحرام میشدم برای انجام طواف و اعمال مستحبی ارتباط مستقیم از طریق یک خط تلفنی با شنوندهها برقرار شد و من حدود 25 دقیقه تا پایان طواف، شنونده التماس دعاها و عرض حاجت مردمی بودم که در حال گریه از من میخواستند برای رفع گرفتاریشون دعا کنم و من که حلقه اتصال آن همه خواسته و نیاز شده بودم با حالی غیرقابل وصف اشک میریختم و آنها را دلداری میدادم و از خداوند کریم برای استجابت دعای مردم ندبه و زاری میکردم و حقیقتا آنجا بود که فهمیدم اوج کار یک گوینده زمانی است که با کلام و سخن خود مردم را به خدا نزدیک کند.
فرشید قرهلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: