در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پاکرو علاوه بر بازیگری فعالیتهایی نیز در زمینه فیلمسازی دارد و تاکنون چندین فیلم کوتاه را کارگردانی کرده است.
او در انجمن سینمای جوان دورههای کارگردانی را نیز گذرانده است. سریال «در مسیر زایندهرود» برای افسانه پاکرو این فرصت را فراهم آورد که بازیاش نزد مخاطبان پرشمار تلویزیونی دیده شود. این بازیگر متولد 1362 تهران و دانشآموخته رشته گرافیک است.با افسانه پاکرو در رابطه با تجربه بازیاش در سریال در مسیر زایندهرود همصحبت شدیم.
درباره نحوه همکاریات با گروه «در مسیر زایندهرود» توضیح بده. ظاهرا قبلا در یکی از سریالهای اسماعیل عفیفه بازی کرده بودی.
بله. 7 سال پیش در سریال رسم عاشقی با اسماعیل عفیفه همکاری داشتم. در سریال در مسیر زایندهرود نیز به جز شخص حسن فتحی و نویسندگی علیرضا نادری، حضور این تهیهکننده هم برای من مهم بود. بعضی از تهیهکنندهها فقط به مسائل مالی فکر میکنند امای آقای عفیفه جزو تهیهکنندگان با اخلاق و فرهنگی است که امیدوارم تعدادشان بیشتر شود. در 7 سال گذشته بارها برای بازی در سریالهای تلویزیونی دعوت به کار شدم. اما به علتهای مختلف قبول نکردم. اما در سریال «در مسیر زایندهرود» با این که فقط چند قسمت از فیلمنامه نوشته شده بود، ولی من با اعتماد به تهیهکننده و کارگردان بازی در این کار را قبول کردم. حالا در زمان کار میبینم که فتحی از آن کارگردانانی است که بازیگر به راحتی میتواند خودش را به او بسپارد.
بیشتر مردم شما را با فیلم «رویای خیس» پوران درخشنده به خاطر میآورند. اما قبل از رویای خیس در چند کار دیگر هم بازی کردهای. ورودت به دنیای بازیگری چطور اتفاق افتاد؟
من به کلاسهای بازیگری استاد سمندریان میرفتم و همزمان در دانشگاه سوره در رشته نقاشی درس میخواندم. نزدیک دانشگاهمان یک دفتر فیلمسازی بود که تست بازیگری میگرفت. برای تست رفتم، کارگردان گفت سن شما برای این فیلم خیلی کم است. یک کاری بود که هیچ وقت هم ساخته نشد. اما فیلمبردار فیلم سینمایی «محکومین بهشت» من را از طریق این دفتر برای فیلم خودشان انتخاب کرد.
حتما میدانی که موضوع لهجه بازیگران این سریال خیلی خبرساز شده است. فکر میکنی لهجههای بازیگران چقدر با واقعیت تطابق دارد؟
من فقط میتوانم درباره لهجه خودم صحبت کنم. من تمام تلاش خودم را کردم که بتوانم لهجه اصفهانی را درست ادا کنم. سعی کردم در این مدت از مشاور لهجه کمک بگیرم. من درباره بازی خودم واکنشهای خوبی دریافت کردهام. فقط مردم اصفهان هستند که متوجه میشوند لهجهها عین واقعیت نیست. بقیه مردم خیلی متوجه نمیشوند. البته من به اصفهانیها حق میدهم. آنها انتظار دارند لهجهشان به درستی ادا شود.
اجرای یک لهجه خاص چقدر بر روی کار تو بهعنوان یکبازیگر تاثیر میگذارد؟
تاثیر خیلی زیادی دارد. من مدام حواسم به این بود که مثلا از را با کسره روی الف تلفظ کنم. مردم باید به این نکته توجه کنند که برای این نقش یک بازیگر تهرانی انتخاب شده است. من خودم در جنوب کشور به دنیا آمدهام. برای من باعث افتخار است که یک گروه حرفهای از تهران بیایند و شهرهای جنوبی را در یک سریال نشان بدهند. تمام جذابیتهای بصری اصفهان در این سریال نشان داده شده است. این تصاویر از زایندهرود و شهر تاریخی اصفهان منجر به جذب توریست و... میشوند.
برداشت خودت از شخصیت جواهر چه بود؟ فکر میکنی این نقش چه جذابیتهایی داشته باشد؟
خوشحالم که شخصیت جواهر کلیشهای نبوده است. تا به حال در سریالهای تلویزیونی، داستان ازدواج دختر و پیرمرد را زیاد داشتهایم. معمولا دختر جوان به دنبال فریبدادن پیرمرد است. اما در این جا جواهر خودش قربانی و فریبخورده است. بنابراین نقش من لایههای منفی ندارد. در طول داستان قرار بود جواهر یکجورهایی مبهم باشد و مشخص نشود چه قصدی دارد.
خودت بیشتر چه جور نقشهایی را میپسندی؟
برای من مهم این است که نقشم در روند قصه تاثیرگذار باشد. در نقشهای خنثی بازی نمیکنم. نقش باید پیشبرنده و تاثیرگذار باشد.
معمولا تولید سریالهای مناسبتی باعجله و شتاب صورت میگیرد. با فشردگی کار چطور کنار آمدی؟
فشردگی کار خیلی روی بازیگری ما تاثیر میگذارد. ما در این سریال خیلی باعجله و شتاب کار کردیم. بعضی وقتها صبح بازی میکنیم و شب بازیمان پخش میشود. من به عنوان یک بازیگر وقت استراحت دارم. اما گروه باید پشتسر هم کار کنند. باید به همه عوامل کار بخصوص گروه کارگردانی و تصویربرداری خسته نباشید گفت که در این شرایط سعی میکنند هر جور شده کار را برسانند.
فیلمنامه در مسیر زایندهرود در زمان ضبط چقدر دچار تغییرات شد؟
وقتی کار را شروع کردیم 5 قسمت از فیلمنامه آماده بود. چندین جلسه دورخوانی داشتیم. من علاوه بر جلسات دورخوانی به تنهایی نیز تمرین داشتم. سعی میکردم بتوانم دیالوگها را با لهجه اصفهانی بگویم. من عادت ندارم که دیالوگها را حفظ کنم. آنقدر تکرارشان میکنم که توی ذهنم برود. اما در زمان ضبط کار برخی از دیالوگها جابجا شد. زمانی که من پیشنهاد نقش جواهر را پذیرفتم فیلمنامه آماده نبود. سعی خودم را میکنم که از این پس در کارهای بدون فیلمنامه حاضر نشوم. وقتی تو نمیدانی چه اتفاقی قرار است در داستان بیفتد همه محاسباتت به هم میریزد. نداشتن فیلمنامه باعث میشود که اضطراب بازیگر خیلی زیاد شود. البته در این کار خاص رفتار حرفهای حسن فتحی باعث میشد که خیلی از مسائل حل شود.
به عنوان بازیگری که در ابتدای راه هستی، بین 2 رسانه تلویزیون و سینما کار در کدام یک را بیشتر میپسندی؟
من سینما را ترجیح میدهم. مخاطب تلویزیون زیاد است. بازی من به عنوان بازیگر خیلی دیده میشود. اگر کار را اشتباه انتخاب کنی، واقعا با مشکل بر خواهی خورد. در سینما فیلم بد کمتر دیده میشود و بعد از یک مدت هم فراموش میشود.
یادم میآید در بخش فیلم جشنواره ملی جوان ایرانی به عنوان یک کارگردان شرکت کرده بودی. درباره علاقهات به فیلمسازی توضیح بده.
دلیل اصلی علاقهام به کارگردانی این است که میبینم نقشهایی که دوست دارم بازی کنم ساخته نمیشود. متاسفانه در طول یک سال بیشتر از چند فیلم خوب ساخته نمیشود. همه اینها به من انگیزه میدهد که فیلمنامه بنویسم و آنها را جلوی دوربین ببرم. الان کارگردانی خیلی برایم مهم است. بازیگری یک سنی دارد. اما کارگردانی سن ندارد. بازیگری و کارگردانی قابل مقایسه نیستند. کارگردانی خیلی سختتر است. یک بازیگر باید به فکر نقش خود باشد ولی کارگردان باید به فکر همه چیز باشد. اصلا وظایف کارگردانی و بازیگری باهم قابل مقایسه نیست. یک بازیگر در قبال قاب دوربین، نور، صدا و... وظیفهای ندارد.
احسان رحیمزاده
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: