سرانجام کسوف کامل را رصدکردیم

حمید خداشناس و بابک امین تفرشی ، 2 منجم آماتور ایرانی با سفر به قطب جنوب و مشاهده خورشیدگرفتگی کامل ، نام خود را به عنوان اولین انسانهایی که در تمام تاریخ بشریت ، توانسته اند کسوف کامل را رصد کنند، ثبت کردند.
کد خبر: ۳۴۰۶۵
رصد کسوف به صورت کامل ، آرزوی بسیاری از محققان و منجمان در طول تاریخ علم بوده است ، حال آن که ثبت این پدیده به نام 2 محقق ایرانی مایه مباهات بسیار است.
حضور 2 محقق ایرانی در کشتی یخ شکن خلبنیکوف و موفقیتشان در رصد کامل کسوف آذرماه ، ما را بر آن داست ، تا از آغاز سفر گروه سایه ، در ستونی ویژه به درج خاطرات و فعالیت های این گروه بپردازیم و علاقه مندان را با این تیم اکتشافی همراه سازیم.
بازگشت این 2 محقق ایرانی ، فرصت مغتنمی بود تا از نزدیک به گفتگو با آنها بنشینیم و با جزییات سفرشان آشنا شویم.
لازم به توضیح است که نام این 2 محقق ایرانی به عنوان اولین کسانی که توانستند در قطب جنوب به رصد کامل کسوف بپردازند، در کتاب رکوردهای گینس ثبت خواهد شد.


آقای خداشناس ، سفر به قطب جنوب و رصد کسوف کامل از سرزمین یخ زده و سپیدپوش جنوبگان به پایان رسید. سفری که شما پیش از آغاز، از آن به عنوان یک رویا نام می بردید.
شاید الان فرصت مناسبی برای مرور و ارزیابی این سفر باشد. تا چه حد توانستید در این سفر به اهدافی که داشتید، دست پیدا کنید؛

شاید مهمترین انگیزه ما از انجام این سفر، رصد کسوف از سرزمین یخ زده جنوبگان بود، اما در کنار رصد این کسوف چند برنامه مهم را هم در دستور کار داشتیم که از جمله آنها می توان به تهیه فیلم و عکس از مراحل سفر و تهیه فیلمی مستند از این سفر، پخش مستقیم اینترنتی کسوف کامل و همین طور برگزاری سمینار علمی تاسمانیا اشاره کرد.
خوشبختانه رصد کسوف کاملا موفقیت آمیز انجام شد. اگر چه از بخت بد هوای منطقه در لحظات کسوف ابری بود و ما خورشیدگرفته را از میان ابرها رصد می کردیم ، درباره فیلم هم بیش از 60 ساعت فیلم با کیفیت بسیار خوب DVDاز این سفر تهیه شد که در طول سفر با کمک 4 دوربین فیلمبرداری مختلف به تصویربرداری از جاذبه های این سفر پرداختیم و در جلسه نمایش فیلمی که در کشتی برگزار شد، مشخص شد تیم ما توانسته است بهترین مجموعه تصاویر را از این پدیده تهیه کند.
سمینار تاسمانی هم که به نام ایران و گروه سایه و با همکاری انجمن نجوم شهر تاسمان برگزار شد، کاملا موفقیت آمیز بود و جمعی از استادان برجسته نجوم و افراد صاحبنامی درخصوص کسوف در آن سخنرانی کردند که از جمله آنها می شود به دکتر فرداسپناک ، اولیور استایگر و یوئیچی ایچیکاوا اشاره کرد.
درباره پخش زنده متاسفانه سیستم ماهواره ای ما دچار مشکلی بود که در آن عرض جغرافیایی برقراری ارتباط با آن امکانپذیر نبود و به همین دلیل ، این مساله اتفاق نیفتاد، اما خوشبختانه سفر بسیار خوب بود و من از موفقیت سفر راضی ام.

شما به مدت بیش از یک ماه در کنار حدود 103 مسافری بودید که هر یک از گوشه و کنار جهان گرد هم آمده بودند. برخورد آنها با شما به عنوان یک گروه ایرانی و همین طور پیش زمینه ذهنی که از کشورمان در ذهن این محققان و ماجراجویان وجود داشت ، چه بود؛
اتفاقا ملاقات ما با سایر مسافران کشتی شاید یکی از مهمترین موفقیت های ما دراین سفر بود.
هنگامی که در روزهای اول اعلام می کردیم گروه ما از ایران به این سفر آمده است ، با تعجب و شک نگاه می کردند، چرا که پیش زمینه ذهنی که برای بسیاری از این افراد وجود داشت تنها ناشی از اخبار شبکه های غربی بود که عموما ایران را آن گونه که هست ، نمایش نمی دهند و قصد دارند چهره ای نامناسب از کشورمان به نمایش بگذارند و البته این امر نشان ضعف فعالیت تبلیغاتی ما در معرفی کشورمان بوده است ؛ اما این برخوردها، مدت طولانی دوام نداشت.
پس از آن که چند روز از سفر گذشت و مسافران نحوه فعالیت ها را دیدند و بویژه پس از آن که در سالن سخنرانی کشتی سمیناری درخصوص شکوه آسمان شب ایرانی برگزار کردیم ، تمام نگاهها عوض شد، کابین ما به مرکز حل مشکلات فنی تیم سفر تبدیل شده بود و بیش از نیمی از مسافران برجسته کشتی در پایان سفر آمادگی خود را برای سفر به ایران اعلام کردند.
تصور کنید فردی مثل دکتر اسپناک که یکی از افراد برجسته ناساست و شاید به نوعی بتوانیم او را معتبرترین پژوهشگر در عرصه گرفتهای خورشیدی در جهان بدانیم ، حاضر شد در کنفرانسی که با نام ایران در تاسمانیا برگزار می شد شرکت کند، بسیاری از مسافران درخواست مصاحبه با ما را می کردند، تا پس از بازگشت به کشورشان به معرفی ایران آن گونه که هست ، بپردازند.
آقای تفرشی در بسیاری از کارهای علمی مسافران را کمک می کرد. در روزهای آخر آقای لاریس مدیر کمپانی کوارک اسکیدیشن که کشتی متعلق به او است می گفت من تمام دنیا را غیر از ایران گشته ام و اصلا تصور نمی کردم ایرانیان اینقدر فعال ، با اخلاق ، مهربان و دوست داشتنی باشند و هیچ گاه فکر نمی کردم در ایران مناظر باشکوهی آنچنان که شما نمایش دادید، وجود داشته باشد.
هم اکنون بیشتر از هر زمانی مشتاق سفر به ایرانم.
بسیاری از این افراد دانشمندان برجسته ای هستند که ارتباط با آنها می تواند به رشد دانش نجوم در کشور و تغییر دیدگاه ها نسبت به سرزمین مان و معرفی آن ، آن گونه که هست موثر باشد.
زمانی که فرداسپناک در سمینارها شرکت می کند و فیلم ما را می گیرد تا در سمینارهای خود نمایش دهد روز آخر چنان هیجان زده می شود که برخلاف عادت امریکایی ها ما را هنگام خداحافظی در آغوش می کشد و قول می دهد در ایران به ملاقات ما بیاید.
او زمانی که این فیلمها را نمایش می دهد، اعلام می کند گروه ایرانی آن را تهیه کرده است و به یاد بیاورید او همان فرداسپناکی است که به دلیل تبلیغات منفی علیه ایران به هنگام گرفت کلی سال 1378 در بولتن ناسا نوشت اگرچه ایران بهترین موقعیت را برای رصد گرفت دارد؛ اما من به ترکیه خواهم رفت ، این تاثیر کوچکی نبود که این سفر به جا گذاشت...

آقای خداشناس ، ایجاد این ارتباطها چه بین مسافران کشتی و چه در تاسمانیا و استرالیا که از امکانات بی نظیر رصد خانه ای همانند رصدخانه 5/3 متری آنگولا استرالیا که شما هم بازدیدی از آن داشتید و گویا به گرمی از شما استقبال شده است ، قطعا کار پیچیده ای بود، اما سخت تر حفظ این ارتباطات است. چه برنامه ای برای این منظور دارید؛
من به اندازه توان و امکاناتی که در اختیار دارم ، در حفظ دستاوردهای این سفر خواهم کوشید. البته این موفقیت ها به نام من نخواهد بود، بلکه حاصل کار گروه و از آن مهمتر به نام ایران به وقوع پیوسته است.
واقعیت این است که حفظ این ارتباطات به تنهایی امکانپذیر نیست. من و دوستانم نیازمند همکاری همه علاقه مندان و فعالان ایرانی هستیم ، تا این موفقیت ها مقطعی نباشد و از همین جا دست یاری به سوی همه دراز می کنم و می خواهم ما را در ادامه راه و حفظ این ارتباطات یاری کنند.
ما توانستیم بسترهای فکری لازم را ایجاد کنیم. با مسوولان سازمان های بین المللی صحبت کردیم. در ایستگاه دیویس درباره امکان اعزام دانشجویان ایران به پایگاه مذاکره کردیم.
ما می توانیم براحتی و با اندکی تمهید در مجامع برنامه ریز فعالیت های علمی مشارکت کنیم. می توانیم به عضویت کمیته قطب جنوب درآییم. می توانیم به اعزام دانشجویان با استعداد به قطب بپردازیم ؛ اتفاقی که اگر بیفتد، با توجه به پشتکار محققان ما می تواند نویدبخش فصل جدیدی از پژوهش در کشور باشد و البته انجام این کارها باید با همکاری نهادهای مختلفی مانند سازمان محیط زیست ، وزارت امور خارجه و وزارت علوم و فناوری صورت گیرد، که امیدواریم این اتفاق بیفتد، ضمن این که برای حفظ روابط غیررسمی و غیردولتی و معرفی کشور تمام تلاشمان را خواهیم کرد.

آقای خداشناس درباره گروه پژوهش سایه و برنامه های آتی این گروه صحبت کنید.
خوب گروه ما به عنوان یک گروه پژوهشی غیردولتی کار خود را به انجام رساند و موفقیت این سفر نشان از آن داشت که گروههای غیردولتی می توانند با عشق و اعتقاد به کاری که انجام می دهند، موفقیت های بزرگی را به دست آورند.
در گفتگویی که پیش از سفر نیز با روزنامه شما داشتم ، اشاره کرده بودم که نباید منتظر ماند و از دولت انتظار داشت که همه کارها را انجام دهد؛ بلکه ما باید در حد توان و بضاعت خود به کمک دولت برویم و کارهای پژوهشی را به عهده بگیریم ؛ اگرچه برگزاری این سفر از سوی نهادی غیردولتی بسیار سخت و کمرشکن بود، اما این حسن را داشت که به همه بویژه پژوهشگران کشور ثابت کند که می توان به شکل غیردولتی هم دست به پژوهش زد و موفق شد.
به هر حال گروه سایه در آغاز راه است و امیدواریم برنامه درازمدت خود را، که رصد کسوف خورشید تا سال 2020 میلادی است ، با موفقیت به انجام برسانیم.

آقای امین تفرشی! این سفر قطعا فرصتی استثنایی برای شما بود که در ادامه سفرهای نجومی خود به سوی دیگر نیم کره زمین سفر کنید و جاذبه های آن سوی زمین را نیز ببینید.
به نظر شما گذشته از فعالیت های گسترده نجومی خود به عنوان یک عکاس حرفه ای طبیعت و دوستدار محیط زیست نیز شناخته شده اید، جذابیت های اصلی این سفر کدام بود؛

خوب شاید هدف اصلی این سفر که رصد گرفت خورشید بود، پیش بینی جواب را راحت کند؛ اما واقعیت این است که این سفر پر از لحظات فراموش نشدنی و بسیار ناب بود.
از همان آغاز سفر در بندر الیزابت آفریقای جنوبی و دیدار با حیات وحش دست نخورده و بکر آفریقا که طی آن برخورد نزدیکی با برخی از حیوانات وحشی آفریقا، بویژه شیرها داشتیم ، بسیار هیجان انگیز بود، بویژه که در سفر قبل من که به بهانه نخستین گرفت خورشید در هزاره سوم به زامبیا انجام شد، با وجود آن که ما در بیشه شیرها کسوف را رصد کردیم ، فقط صدای شیرها را می شنیدیم ؛ اما آنها را ندیدیم.
بعد از این بازدید، برگزاری شب رصدی برای بومیان و جهانگردانی که در کمپ اصلی پارک ملی حیات وحش جمع شده بودند، بسیار خاطره انگیز بود، بویژه که آن شب مقارنه ماه و مریخ نیز رخ داده بود و جهانگردان گوشه هایی از زیبایی های آسمان شب را از دریچه تلسکوپ ما دیدند.
در طول سفر دریایی ملاقات با بسیاری از دانشمندان ، محققان و ماجراجویان که بسیاری از آنها را از پیش و در ارتباطات علمی اینترنتی خود می شناختم ، بسیار هیجان انگیز بود، بخصوص آن که فرصتی پدید آمده بود تا بیش از صد مسافر و خدمه کشتی از بیش از 22 ملیت در میان آبهای آزاد که متعلق به هیچ کشور و مرز سیاسی نیست ، در شرایط برابر کنار هم قرار بگیرند و ارتباطاتی عمیق ایجاد کنند و به معرفی فرهنگ و تمدن و دانش خود بپردازند.
شاید جلوه ای از گفتگوی میان فرهنگ ها در چنین مکانی واقعا به حقیقت پیوسته بود. ملاقات با استادان بزرگی چون اسپناک و پارکینسون و همکاری با سایر افراد و گروهها همه خاطره انگیز بودند؛ اما اوج این خاطرات را محیط زیست بکر و تنوع فوق العاده حیات وحش جنوبگان به خود اختصاص می داد.
ملاقات با نهنگهای قاتل ، انواع پرندگان بی نظیر قطبی ، دلفین ها، شیرهای آبی ، بیش از 8 نوع از پنگوئن های گوناگون و سپس دیدار با حیات وحش بی نظیر تاسمانیا و استرالیا اوج این سفر بود.
در عین حال بازدید از رصدخانه 5/3 متری آنگولا استرالیا خاطره زیبایی برای ما به جا گذاشت.
شاید اگر بخواهم اولویت بندی کنم ، در مرحله اول طبیعت و حیات وحش و در مرحله بعدی رصد گرفت بر فراز سر زمین یخی جنوبگان جذابیت های اصلی این سفر بودند.

همان طور که گفتید، یکی از جذابیت های اصلی رصد کسوف بود و البته شما باتوجه به محل رصد خود رکورد نخستین انسان هایی که توانسته اند گرفت را از جنوبگان رصد کنند، به خود اختصاص دادید. درباره این گرفت و فعالیت خود در این باره توضیح دهید.
خوب ما در روزهایی که به گرفت نزدیک می شدیم و البته در کل سفر با هوایی تقریبا ابری مواجه بودیم ، خوشبختانه این امکان را داشتیم که از 3 مرجع گوناگون اخبار هواشناسی را دریافت کنیم ؛ سیستم کشتی ، همکار فرد اسپناک که اطلاعات را برای او می فرستاد و دوست هلندی ما که هواشناسی حرفه ای بود و اطلاعات خود را از همکارانش دریافت می کرد.
در روزهای نزدیک کسوف ، بررسی های این هواشناسی نشان داد که اگر ما به مرکز نوار گرفت برویم ، قطعا هوا ابری خواهد بود و وی نقطه دیگری را پیشنهاد کرد که اگرچه طول مدت گرفت کاهش نمی یافت ؛ اما شانس رویت بالا بود، حرکت ما به سمت این نقطه به آرامی صورت می گرفت ؛ چراکه کشتی با یخ توده های ضخیم مواجه شده بود که سرعت حرکت را کاهش می داد.
به طوری که ما در آخرین ساعات ، حتی نگران بودیم که می توانیم خود را به مسیر برسانیم یا نه ؛ اما سرانجام ساعت 12 شب در محل مورد نظر کشتی به یخ نشست و ما از آن پیاده شدیم.
در آن هنگام خورشید ساعت 30/11 دقیقه شب تازه غروب می کرد و چند ساعت بعد دوباره طلوع می کرد.
کسوف ساعت 6 صبح به وقت محلی آغاز می شد. گروهی از افراد بالای کشتی و گروهی روی یخها مستقر شدند.
ما هم که اولین نفراتی بودیم که آماده شدیم ، پس از آن که یکی از دوربین های خود را برای ثبت هجوم و فرار سایه بر فراز کابین فرماندهی در بلندترین نقطه کشتی نصب کردیم ، روی یخها آمدیم و وسایل خود را آماده کردیم.
یک دوربین ویژه تصویربرداری نجومی (Astrovid) روی تلسکوپ نصب شده بود و 3 دوربین فیلمبرداری دیگر هریک در محل ویژه خود نصب شدند و ما کنار پرچم ایران که روی یخهای قطبی در حال اهتزاز بود، آماده رصد شدیم.
با تماس اول ، هوا که تا آن لحظه صاف بود از جبهه جنوب شرق ابری شد؛ اما خوشبختانه ابرها یکپارچه نبودند و می توانستیم مراحل گرفت را ببینیم.
تقریبا تمام مراحل گرفت غیر از تاج را توانستیم رصد کنیم ؛ البته تاج را هم طی چند ثانیه توانستیم ببینیم و از آن فیلمبرداری کنیم.
حلقه های الماس اول و دوم تسبیح دانه های بیلی و رنگهای بی نظیر افق که در هر گوشه ای به رنگی درآمده بود، از آبی و سبز گرفته تا نارنجی و سبز، همه ثبت شد.
ما در کل حدود یک دقیقه و 30 ثانیه گرفت را رصد کردیم و البته من فقط 5 ثانیه فرصت کردم تا سری بالا کنم و بدون نگرانی وسیله ها به گرفت نگاه کنم.
نکته جالب برخورد یک گروه کوچک از پنگوئن های آدلی بود. آنها با آغاز گرفت روی شکم دراز کشیدند و تا پایان آن هیچ حرکت انجام ندادند.
تنها پس از پایان گرفت کامل برای لحظاتی صدای پنگوئن ها بلند شد.
بالاخره کسوف کلی به پایان رسید و ابرها هم ما را ترک کردند و دوباره خورشید در آسمان صاف شروع به درخشیدن کرد و سایه ماه تا 18 سال دیگر جنوبگان را بدرود گفت.

شما غیر از رصد موفق کسوف توانستید رکوردهای دیگری هم برای خود به دست آورید، ازجمله این که نخستین مسافر کشتی بودید که شفقهای قطبی را مشاهده کردید و حتی در دفعات بعد به دیگران هم اطلاع دادید و گویا به همین مناسبت در کشتی به مرد شفقی معروف شده اید.
درباره رصد این پدیده های زیبای آسمان مناطق نزدیک قطبین صحبت کنید.

در این سفر، در مجموع 4 نوبت توانستیم شفقهای قطبی را رصد کنیم. بار اول زمانی بود که کشتی نزدیک جزیره کرگوبیلن لنگر انداخته بود.
آن شب هوا صاف شد و پس از مدتها فرصت رصد آسمان جنوبی مهیا شده بود. هنگامی که همه خواب بودند، من به عرشه آمدم.
هنگام سپیده بود که متوجه نوری در افق شدم. با دقت بیشتر به نظرم آمد این نور سفید رنگ دارای حرکت است و پس از اندکی دقت ، متوجه رگه های سبزرنگ در آن شدم و مطمئن شدم که شفقها را دیده ام.
صبح که این خبر را اعلام کردم ، بسیاری هیجان زده شده بودند و از من می خواستند که در صورت تکرار آنها را هم خبر کنم.
خانم سوزان که مسوول سفر بود، گفت اگر بار دیگر شفقها را دیدی ، به مرکز کنترل بگو که مسافران را صدا کنیم.
البته این فرصت تاپایان گرفت حاصل نشد. در راه بازگشت دوباره در نیمه شب که مشغول تصویربرداری بودم ، متوجه پدیدار شدن شفقها در افق شدم.
اگرچه به نظر من کاملا سفید می آمد؛ اما هنگامی که از آنها تصویر گرفتم و تصویر را در LCD دوربین می دیدم ، متوجه رنگهای سبز آنها شدم.
بلافاصله مسافران را خبر کردیم که چند نفری توانستند این پدیده را مشاهده کنند؛ البته برای آنهایی که نتوانسته بودند این پدیده را ببینند، فیلم آن را نمایش دادیم. یک بار دیگر هم در طول سفر شفق را دیدیم ؛ اما زیباترین آنها در تاسمانی شکل گرفت که با مایه های رنگ سبز و بنفش می درخشید و ما فرصت تصویربرداری و عکاسی از آن را به دست آوردیم.

سفر به قطب به اندازه کافی هیجان انگیز است. حالا اضافه شدن کسوف و شفقها هم که قطعا بر جذابیت آن خواهد افزود؛ اما آیا اتفاق ویژه ای در این سفر افتاد که بر هیجان سفر شما اضافه کند؛
البته خوشبختانه ما با مساله حادی مواجه نشدیم.
یخ شکن کاپیتان خلبنیکوف از بهترین و ایمن ترین یخ شکن های جهان است که دوبار تاکنون کل جنوبگان را دور زده است ؛ اما به هر حال سفر در کشتی که در میانه امواج تا حدود 45 درجه به طرفین منحرف می شد، کار راحتی نیست ؛ البته اتفاقات جالبی هم رخ داد.
یک بار در آستانه ورود به منطقه موج خیز و طوفان های اقیانوسی بودیم که اطلاعات دوست هواشناسی هلندی ما باعث تغییر مسیر و عدم ورود به آن ناحیه شد.
یک بار هم در نزدیکی جزیره آتشفشانی هرد کشتی در حالی که به آرامی اطراف جزیره را دور می زد، ناگهان آژیر خطر کابین فرماندهی به صدا درآمد.
اطراف این جزیره به دلیل فعالیت های آتشفشانی جزایر کوچکی به وجود می آید که ما در حال نزدیک شدن به یکی از این صخره های تازه شکل گرفته بودیم.

pw

دیدن پنگوئن ها و فوک هایی که با دیدن این غول آهنی متحیر می شدند نیز بسیار جالب بود. یک بار حین حرکت در آبهای یخزده جنوبی پنگوئنی مقابل کشتی ایستاده بود و انگار از دیدن کشتی شوکه شده بود؛ چرا که هیچ حرکت نمی کرد.
کاپیتان هم که او را فراز اتاق فرماندهی دیده بود، کشتی را متوقف کرد و به عقب حرکت کرد. پس از چند دقیقه که این پنگوئن امپراتور راه خود را ادامه داد، ما هم مسیر را از سر گرفتیم.
البته اتفاقات دیگری هم رخ داد. چند تن از مسافران دچار شکستگی دست و پا شدند. همین طور به دلیل برخورد با یخ توده های ضخیم برخی از برنامه ها تغییر کرد.
از جمله این که ما دیدار با یک کلونی 5 هزار تایی امپراتور را از دست دادیم و نتوانستم از ایستگاه کیسی بازدید کنیم.
جالب است بدانید که رئیس همسفران ما یک خانم استرالیایی بود که باید برای ماموریت خود به کیسی می رفت و از آن مهمتر باید 2 نفر از محققان کیسی را از آنجا برمی داشتیم تا تعطیلات سال نوی مسیحی را در کنار خانواده های خود باشند که ما به آنجا نرفتیم و آنها هم مجبورند تا چند ماه دیگر در ایستگاه بمانند؛ اما از همه اینها که بگذریم ، حضور در میان پژوهشگران بزرگ و به پایان رساندن موفقیت آمیز این سفر بزرگترین خاطره ای است که تا سالها باقی خواهد ماند.

از وقتی که به ما اختصاص دادید متشکرم.

گفتگو از: پوریا ناظمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها