اسم معلمم تجربه است

اسکاروایلد می‌گوید: تجربه نامی است که افراد روی اشتباهات خود می‌گذارند. این سخن از وایلد تا اندازه‌ای هم درست است و هم خیر. درست از این جهت که وقتی کاری را کرده‌ایم که از انجام دادنش پشیمانیم یا بقیه ما را به خاطرش سرزنش می‌کنند، معمولا این جواب را توی آستین داریم که خب این هم برای خودش تجربه‌ای است. یعنی از یک‌بار تجربه کردنش عبرت گرفتیم. از سوی دیگر نادرست است چون همه تجربه‌ها که اشتباه نیست و کارها یا حتی آدم‌هایی هستند که تجربه‌شان لذت‌بخش است. شما چقدر اهل تجربه کردن هستید و برای تجربه کردن حاضرید چه کارهایی انجام بدهید؟
کد خبر: ۳۴۰۰۸۵

تجربه در یک نگاه به معنی امتحان کردن هم هست. امتحان کردن چیزهایی که تا حالا انجامشان نداده‌ایم و وسوسه‌مان می‌کنند که به طرفشان برویم و از نزدیک لمسشان کنیم یا به دلمان می‌نشینند و دوباره می‌رویم سراغشان و برایمان به یک چیز عادی در زندگی تبدیل می‌شوند یا به کل از خیرشان می‌گذریم. تا وقتی تجربه‌شان نکرده‌ایم مدام در تلاشیم و به خودمان می‌گوییم که من باید حتما این را امتحان کنم و قبلش برای خودمان دنیایی از پیش‌فرض‌ها و فکرها را می‌سازیم، اما گاهی بعد از انجام دادنشان تمام آن استدلال‌ها و هیجان‌ها فروکش می‌کند و بعکس. گاهی تجربه اولمان آنقدر خوب و به یاد ماندنی است که اگر صد بار همان چیز را تجربه کنیم به اندازه بار اول برایمان خوشایند نیست. تجربه چیزی نیست که همیشه ما برایش برنامه‌ریزی کنیم و برای داشتنش پیشقدم شویم. گاهی تجربه‌ها بدون این‌که ما بخواهیم سراغمان می‌آیند. مثل تجربه دوست شدن با یک آدم تازه.

از تلخ تا شیرین

تجربه‌‌ها ممکن است کوچک یا بزرگ باشند؛ مثلا خوردن یک غذای تند یا جدید یا پوشیدن لباسی جدید با رنگی متفاوت‌تر از همیشه که تا حالا امتحانش نکرده‌اید. اینها تجربه‌های کوچکی هستند که انجام دادنشان کار چندان سختی نیست و می‌توانید خودتان را برای انجامشان راضی کنید. اما تجربه‌های بزرگ دل و جرات بیشتری می‌خواهد و کار هر کسی نیست، مثل آدمی که شنا بلد نیست، بخواهد شنا کردن وسط دریا را تجربه کند. تجربه‌ها با توجه به خصوصیات و توانایی‌های افراد با هم فرق می‌کنند. تجربه‌هایی که شما در زندگیتان داشتید، ممکن است برای شما مهم و بزرگ باشند، ولی برای بقیه نه. بقیه ممکن است تجربه‌هایی داشته باشند یا تجربه‌هایی را به دست بیاورند که برای شما بی‌معنی باشد و اصلا تا حالا به ذهنتان هم نرسیده باشد که می‌شود چنین چیزی را تجربه کرد یا خیر. تجربه‌ها ممکن است تلخ یا شیرین باشند، تلخ مثل از دست دادن یک نفر و شیرین مثل مسافرت رفتن با دوستان. گاهی تجربه‌هایی که داریم طوری هستند که اثرشان از بین نمی‌رود و نمی‌توانیم هیچ وقت فراموششان کنیم که این بستگی دارد به میزان تاثیری که روی ما می‌گذارند. ما معمولا تجربه‌های تلخ را دیرتر و سخت‌تر از تجربه‌های شیرین فراموش می‌کنیم و اثری که تجربه‌های تلخ رویمان می‌گذارند، ماندگارتر است. تجربه‌ها ممکن است برایمان هیجان‌انگیز یا خسته‌کننده باشند. هیجان‌انگیز مثل رفتن به قله کوه یا قایق سواری در آب‌های خروشان و خسته‌کننده مثل کاری که دوست ندارید انجام بدهید، اما بالاخره در نوع خودش تجربه‌ای است و نمی‌شود بی‌خیالش شوید. تجربه‌ها ممکن است اقتصادی، سیاسی، کاری، عشقی، احساسی و مادی باشند یا اصلا نشود رویشان قیمتی گذاشت.

نه شور و نه بی‌نمک

حتما آدم‌هایی را دیده‌اید که عاشق تجربه کردن چیزهای تازه هستند و زندگی‌شان پر است از تجربیات. به خودشان می‌گویند زندگی کوتاه است و نباید از هیچ چیز غافل شد یا از دستش داد. مدام دنبال این هستند که از این تجربه بروند سراغ یکی دیگر و اگر فلان چیز را تجربه نکنند، صبحشان شب نمی‌شود. گاهی به نتیجه تجربه‌هایی که به دست می‌آورند، فکر نمی‌کنند و سراغش می‌روند و می‌گویند هیچ چیز نشد ندارد. آدم‌هایی که عاشق خطر کردن هستند همیشه یک چیز جدیدی توی زندگی‌شان پیدا می‌کنند تا از یکنواختی در بیایند، بنابراین برای تجربه کردن چیزها و آدم‌های جدید اگر زندگی‌شان هم به خطر بیفتد چندان مهم نیست؛ هرچند فکر می‌کنند خودشان از خطرها مصونند. مثلا می‌روند سراغ تجربه کردن مواد اعتیادآور مختلف یا تجربه کارهای پرخطر. از آن طرف برخی علاقه‌ای به تجربه کردن ندارند و از آن می‌ترسند و زندگی را همان طور که برایشان می‌گذرد دوست دارند، نه اهل ریسک‌اند و نه اهل کارها و چیزهای تازه و تجربه‌هایشان به اندازه انگشت‌های یک دست نیست. همیشه می‌ترسند از تجربه آن چیز پشیمان شوند و نتوانند دیگر جبرانش کنند و می‌ترسند شکست بخورند چون به پیروزی عادت کرده‌اند. پزشکان می‌گویند: افرادی می‌توانند ریسک‌های موفق داشته باشند که از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. ضعف‌های روحی و ناتوانانی‌های شخصیتی، قدرت و اراده را در ادامه راه از فرد می‌گیرد. پیروزی در برخی میادین نسبی است. باید میزان توانایی خود را در نظر بگیرید. زمانی که از پتانسیل بالقوه شخصیت خود آگاهی داشته باشید بهتر می‌توانید با نتایج کارها و ریسک‌های خود کنار بیایید. برای مثال شرکت در یک آزمون برای شما اختیاری است و این را می‌دانید که برای پیروز شدن در این میدان احتیاج به آگاهی و دانش بالایی دارید. شما ریسک می‌کنید و در این آزمون نه چندان آسان شرکت می‌کنید. از خود توقع نداشته باشید حالا که ریسک کرده‌اید نفر اول یا آخر شوید. توانایی خود را بسنجید و عدم موفقیت خود را در آزمون، پای خطرپذیری نامعقولتان نگذارید. چنین برای خود تعبیر کنید که من توانایی خطر کردن برای شرکت در چنین آزمونی را داشتم.

اگر خود را آماده برای پیروز شدن در میادین نمی‌دانید، حداقل با ریسک کردن به خود فرصت کسب مهارت و تجربه بدهید. شاید با خطر کردن نتوانید کنترل همه امور را به دست بگیرید یا نتیجه را پیش‌بینی کنید، اما می‌توانید باتجربه‌ترین معلم زندگی شوید.

اول امتحان، بعد درس

همان طور که می‌دانید به دست آوردن تجربه و تبدیل به آدم باتجربه شدن، کار هر کسی نیست و پشتکار می‌خواهد. شاید کاری را انجام بدهیم ولی آن نتیجه‌ای که می‌خواهیم یا منتظرش بودیم را نگیریم، بنابراین باید دوباره امتحانش کنیم. شاید مجبور باشید سختی‌هایی را هم تحمل کنید یا اصلا ناامید بشوید و وسط راه جا بزنید، اما به قول معروف کسی که خربزه می‌خورد باید پای لرزشم هم بنشیند. کارایل می‌گوید: تجربه به معلم سختی می‌ماند، او اول امتحان می‌گیرد، بعد درس می‌دهد.

تجربه‌های وسوسه‌کننده

تا حالا شده تجربه‌های بقیه وسوسه‌تان کند؟ گاهی بعضی‌ها تجربه‌هایی داشته‌اند که وسوسه‌مان می‌کند ما هم آنها را انجام بدهیم. این تجربه‌های دیگران آنقدر برایمان هیجان‌انگیز و دست‌نیافتنی است که دلمان می‌خواهد آن تجربه‌ها مال ما هم باشد. خودمان را در رویا می‌بینیم که داریم آن کار را انجام می‌دهیم و شیرینی‌اش را در همان لحظه هم می‌توانیم احساس کنیم. بعضی‌ها بدون این‌که توجهی به زمان و مکان حاضر یا توانایی‌های خود داشته باشند، به آب و آتش می‌زنند که در زندگی‌شان تجربه‌های مختلف را کسب کنند، اما گاهی بعد از تجربه پشیمان می‌شوند و نتیجه برایشان بی‌معنی و خیلی عادی می‌شود. به هر حال این دلیل نمی‌شود که چون بقیه از تجربه چیزی لذت برده‌اند، ما هم از آن لذت ببریم. اما استفاده از تجربه‌های دیگران و آنهایی که چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده‌اند با در نظر گرفتن شرایطی که خودمان داریم، می‌تواند تجربه کردن را برایمان شیرین کند.

سیما دهقان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها