داوود خطر خود من هستم!

شاید کسی باورش نشود همان آدمی که میان برنامه های انیمیشن راهنمایی و رانندگی را ساخته ، خودش زمانی با ماشین ژیانش داخل پیاده رو می رفته ، ویراژ می داده
کد خبر: ۳۳۳۱۵
و از روی جوی می پریده و از افتخاراتش این بوده که فلکه دوم تهرانپارس را برعکس رفته است.
آن هم با ماشینی که 7 پروژکتور روی آن نصب کرده و یک گربه خیلی بزرگ روی کاپوت آن کشیده بود.
حالا از قضا همان آدم شده مامور کنترل نامحسوس ترافیک و از همه بدتر و شاید جالبتر سازنده انیمیشن های آموزنده راهنمایی و رانندگی و تازه به اینها رضایت نداده و مدام دعا می کند رئیس راهنمایی رانندگی یا چیزی شبیه آن بشود تا بتواند قوانین به مراتب سفت و سخت تری درباره مسائل راهنمایی و رانندگی فعلی اتخاذکند.
و این متهم کسی بجز بهرام عظیمی نیست. متولد 1345 و فارغ التحصیل رشته صنایع دستی. از سال 67 کاریکاتور و از سال 72 کار انیمیشن را شروع کرده و تا سال گذشته در دانشگاه صدا و سیما در رشته کاریکاتور مدرس بوده است.
او تا حالا 56 جایزه در زمینه های مختلف هنری گرفته که تنها 22 جایزه آن بین المللی بوده است. عظیمی ، پیش از هر چیز از مساعی و همکاری سرهنگ اسماعیلی ، سردار انصاری ، شهاب کسرایی ، رضا تقدسی ، ابراهیم ساکتی ، شهاب پیچاقیان ، رضا فصاحت ، مهرداد نبئی و چند تن دیگر که در به فرجام رسیدن این کارها به او کمک کرده اند، تشکر می کند.
آنچه می خوانید، گفتگوی ما با این هنرمند است:

اصلا ساخت این میان برنامه ها از چه زمانی آغاز شد؛
ساخت این کارها به سال 75برمی گردد. در آن سال شرکت «حور» 3 کار برای قسمت کنترل نامحسوس ترافیک راهنمایی رانندگی تهیه کرد که کارهای بدی هم نبود.
این برنامه ها درباره کنترل نامحسوس ترافیک ، بستن کمربند و این که ایرانی ها در همه چیز، جز در رانندگی تعارف می کنند، بود. تمام این برنامه ها با هدف فرهنگ سازی ساخته شد.
در آن زمان مسوولان راهنمایی و رانندگی از این کارها استقبال زیادی نکردند و صحبتشان این بود که نباید نیروی راهنمایی رانندگی را با «کارتون» نشان داد که این دیدگاه باتوجه به کارهایی که درحال حاضر پخش می شود و میزان استقبال ، معلوم شد که اشتباه است ؛ چون این کارها جای خود را میان مخاطبان باز کرده است.
خودم در مخاطبان - از هر شغلی - هنوز کسی را ندیده ام که از کار ناراضی باشد و وقتی از «داوود خطر» اسم می بریم ، همه او را می شناسند و هر وقت هم بنا به دلایلی از تلویزیون پخش نمی شود، مردم می پرسند که چرا پخش نمی شود؛

ساخت این انیمیشن ها به چه صورت انجام می شود؛
در حال حاضر این موضوع تصویب شده که به منظور فرهنگ سازی ، تعدادی انیمیشن برای راهنمایی و رانندگی ساخته شود و اینها را اداره کل فرهنگ ترافیک سفارش می دهد.
حقیقت این است که در راهنمایی و رانندگی ما مشکلات زیاد است و فقط محدود به خوب راندن وسایل نقلیه ، بستن کمربند ایمنی و... وچیزهایی از این قبیل نمی شود و مسائل بی شمار دیگری را هم شامل می شود؛ البته بیشتر این معضلات در بسیاری از کشورهای دنیا حل شده ؛ ولی در کشور ما این اتفاق نیفتاده است.
تا همین چند وقت پیش ، هرکس که کمربند ایمنی اش را می بست ، به او می خندیدند؛ اما خوشبختانه چون گفته اند اگر کمربند ایمنی بسته نشود، جریمه می شود، تا حدودی این مساله رفع شده ، ولی آنقدر نرخ جریمه در کشور ما کم است که ترس از جریمه شدن هم از میان رفته است.
در ابتدا راهنمایی رانندگی خود مضمون را به ما پیشنهاد می دهد. به فرض می گوید که درباره کمربند ایمنی برنامه بسازید یا درباره شروع به کار مدارس یا تعطیلات نوروزی. بعد نوبت کارهای بعدی می رسد.
فیلمنامه های این کارها را من می نویسم. می نشینم و فکر می کنم چه چیزهایی باعث جذابتر شدن کار می شود؛ چون جذابیت در کار انیمیشن بسیار مهم است. معمولا در فیلمنامه ها از چند شخصیت استفاده می کنم.
مثل داوود خطر، جواد، سیا، هوتن و... قشر راننده خلافکار در همه جا حضور پررنگی دارد. ممکن است این خلافکار، دکتر باشد یا جوانی که تازه گواهینامه گرفته است ؛ اما تعدادی هم هستند که به واسطه شغلشان که رانندگی است ، خلاف بیشتری می کنند.
کاراکتری که من استفاده می کنم ، نماد بسیاری از آدمهایی است که در جامعه حضور دارند. هر کدام از این شخصیت ها در ذهن من زندگی خاصی دارند.

و مثلا داوود خطر در نظر شما چه جور شخصیتی است؛
«داوود خطر» دفعه اولی که دیده شده ، پارکاب اتوبوس ایستاده بود. خود من آن وقت ها که مدرسه می رفتم رشته ام اتومکانیک بود علاقه خاصی به ماشین داشتم. اصلا می خواستم راننده اتوبوس بشوم.
خیلی به این مسائل علاقه داشتم و محل ما طوری بود که تمام رانندگان اتوبوس محلی بودند و بالطبع یک سری از آدمها با این رانندگان رفیق بودند و همیشه پا رکاب می ایستادند. سنشان هم کم نبود و خیلی هایشان مجرد و بیکار بودند، معمولا وقتشان را این طوری می گذراندند. وقتی اتوبوسی از آن طرف می آمد، بدون این که توقفی صورت بگیرد، از این اتوبوس به آن اتوبوس می پریدند.
حالا اگر کسی این موضوع را برای یک بار هم دیده باشد، به هر حال برایش جذاب است که سازنده اثر به این نکات ریز توجه کرده است . بعضی از شخصیت هایی که در این انیمیشن ها وجود دارد، خلافکارند؛ اما مردم آنها را دوست دارند. یکی از دلایلی که مردم آنها را دوست دارند، این است که این شخصیت ها از خود مردم هستند.
یعنی خیلی از همین کسانی که به این انیمیشن ها می خندند، در واقع خودشان هستند؛ اما خودشان نمی دانند. «داوود خطر» برای من شخصیتی است که ازدواج نکرده ، مادر پیری دارد، پدرش فوت کرده و از حقوق بازنشستگی پدرش استفاده می کند.
علاف و بیکار است ، معرفت دارد و... کاراکترهایی که در این کارها گذاشته ام ، برای من زندگیشان مشخص است. برای همین از همه اعمال و رفتارشان اطلاع دارم.
خودم هم قاطی همین آدمها بوده ام. خیلی از رفیق هایم راننده هستند و خودم چند سال راننده آژانس بوده ام. تمام این مسائل باعث شده که درک نسبتا روشنی از منویات آنها داشته باشم.

بعد از این که فیلمنامه ها تصویب شد، چه اتفاقی می افتد؛
فیلمنامه که تصویب شد، «استوری برد» می زنم و تک تک نماها را به صورت تک فریم نقاشی می کنم. مثلا در نمایی یک ماشین دارد می آید و صدای موسیقی جاده ای هم از آن به گوش می رسد و این نما 5 ثانیه طول می کشد.
نمای دوم یک سی دی آویزان و ضبط ماشین ، نمای سوم چهره خود شخص و همین طور الی آخر.
در واقع 80 درصد کل کار را وقتی به «استوری برد» نگاه کنیم ، می توانیم ببینیم. همین استوری برد دوباره برای بازبینی فرستاده می شود و پس از اصلاح دوباره شروع می کنیم.
در این مرحله به مدل ساز گروه ، درباره شخصیتی که باید بسازد، توضیح داده می شود و وقتی که مدل ساخته شد، فضا و محیط ساخته می شود و سپس نکات ریز و جزیی را، که یک انیمیشن را دیدنی می کند، به کار اضافه می کنیم.
یک موردی که لازم است به آن اشاره کنم ، این است که این انیمشن ها در باکس تبلیغات نیست و در خود پخش است. یعنی تلویزیون هیچ پولی برای پخش این انیمیشن ها نمی گیرد و فکر می کنم یکی از موفقیت های این انیمیشن ها پخش زیاد آن است که مردم هم از آن استقبال کرده اند.

معمولا چند نفر با شما همکاری می کنند؛
کار انیمیشن را می شود یکنفره ساخت که طول می کشد و ممکن است حاصل کار چندان رضایت بخش نباشد؛ ولی معمولا 4 -5 نفر روی یک انیمیشن این چنینی کار می کنند. در کارهای ما معمولا 10-15 نفر همکاری دارند و هر کار 2 دقیقه ای در 15 روز جمع می شود.

در کارهای سفارشی ، خیلی کم پیش می آید که کاری با استقبال روبه رو شود، بخصوص اگر در آن قرار باشد به مردم امر و نهی هم بشود.
فکر می کنید چرا با وجود این که این کارها این دو خصیصه را دارند؛ ولی با استقبال روبه رو شده اند؛

همیشه بین سفارش دهندگان و سازندگان مشکلاتی وجود دارد. تمام افرادی که در این پروژه ها کار می کنند، در کارشان شناخته شده هستند.
اگر جایی به ما سفارش می دهد، در مرحله اول باید ما را قبول کند و به ما اعتماد داشته باشد. وقتی که صحبتهای اولیه انجام شد و به توافق رسیدیم ، همه کار را باید به عهده ما بگذارند. خیلی از کارهایی که موفق نیست ، فقط به علت این است سفارش دهنده بیش از اندازه اعمال نفوذ می کند.
در تعریفی دیگر، بعضی از کارهایی که موفقیت کسب می کنند، این موفقیت را مدیون شعور سفارش دهنده هستند که به گروه سازنده اثر، اعتماد کرده است.

گذشته از بحث ساختن این انیمیشن ها خودتان در رانندگی خلاف نمی کنید؛
من بازرس کنترل نامحسوس راهنمایی و رانندگی هستم. یعنی خودم دفترچه جریمه دارم و روزی 7-8 برگه می نویسم ، بخصوص خلافهای سنگین. شاید گفتن این حرف درست نباشد، اما من تا حالا دوبار اسم خودم را نوشته ام.

مهدی غلامحیدری
gholamheidary@jamejamdaily.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها