در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این برنامه جمعه شب، 14 خرداد از شبکه تهران روی آنتن رفت. محله ما در ادامه سلسله برنامههایی که به معرفی محلات شهر تهران میپردازد، این بار سراغ محله جماران رفته بود.برخلاف برنامههای اینچنینی که دچار آفت مستقیمگویی میشوند، این ویژه برنامه توانسته بود با زبانی ظریف و غیرشعاری مخاطب را با ابعاد جذابی از زندگی امام(ره) آشنا کند.
فرمول رایج و جاافتاده مستندهایی که به زندگی یک شخصیت بزرگ میپردازند اینگونه است: ابتدا عکسها و تصاویری از آن شخصیت داده میشود و گفتار متن مطالبی را درباره تاریخ و محل تولد، تحصیلات دانشگاهی و حوزوی و سوابق حرفهایاش بیان میکند. سپس چند کارشناس مرتبط در حالی که روی یک صندلی نشستهاند درباره شخصیت مورد اشاره اظهارنظر میکنند.
این اظهارنظرها معمولا شامل اطلاعاتی میشود که براحتی میتوان آنها را در کتابخانهها پیدا کرد.
اما برنامه محله ما این الگوی رایج را شکسته و با تمهیداتی خلاقانه، گوشههایی از عظمت شخصیتی جهانی را به تصویر کشیده بود.
اولین تفاوت محله ما با همتایانش این بود که کارگردانش این بار بیشتر بر یک مکان تا یک شخص تمرکز کرده بود. محله جماران به عنوان منطقهای که چندین سال میزبان حضور حضرت امام(ره) بوده پتانسیل زیادی برای پرداخت بصری دارد. تمامی کوچه و پسکوچههای این منطقه ناگفتههای جذابی را در دل خودشان پنهان کردهاند. این ناگفتهها میتوانند همچون گنجینههای گرانبها دستمایه کار مستندسازان قرار بگیرند.
مکان زندگی امام به تنهایی میتواند بیانگر فضایل والای اخلاقی ایشان همچون تواضع و سادهزیستیشان باشد.محله ما با نمایش تصاویری از منطقه خوش آب و هوای جماران آغاز میشود. صدای دلنشین منوچهر والیزاده این تصاویر را تکمیل میکند. والیزاده در این مستند با لحن محاورهای صحبت میکند. اینگونه صحبت او در مقابل گفتارهایی قرار میگیرد که در مستندهایی از این جنس، حالتی حماسی و فریادگونه دارند.
کسی که چند دقیقه اول این مستند را دیده است نمیتواند بسادگی ادامه آن را حدس بزند. اما کارگردان با نشان دادن فضای داخلی حسینیه جماران بتدریج زمینهچینی برای رسیدن به خط اصلی مضمونیاش را آغاز میکند. هنگامی که گفتار متن اعلام میکند: «این حسینیه شهرتی ملی و جهانی یافته است» به یکباره نام مبارک حضرت امام خمینی(ره) به ذهنها متبادر میشود.
محله ما در ادامه به توضیح نحوه سکونت امام در خانه جماران میپردازد. در این بخش کارگردان سراغ افرادی میرود که خودشان صحنههای ورود امام به جماران را از نزدیک دیدهاند.
تعدادی از بستگان و آشنایان سیدمهدی امام جمارانی (امام جماعت حسینیه جماران) درباره جزییات سکونت امام در خانه جماران صحبت میکنند. این افراد جزو منابع دست اول محسوب میشوند، چون اطلاعاتشان کتابخانهای نیست و خودشان خاطرات زیادی از آن روزها دارند.
برخی از اطلاعات ارائه شده تازه و بدیع هستند و شنیدنشان مخاطب را به حیرت وامیدارد. مثل این جملهها که از زبان بستگان صاحبخانه بیان میشود: «امام هر ماه خودشان مبلغ اجارهخانه را به صاحبخانه پرداخت میکردند یا این که امام تاکید داشتند اهالی صاحبخانه باید نسبت به سکونت ما در اینجا رضایت کامل داشته باشند.»
پس از این نقلقول بلافاصله صحبتهای اهالی خانه جماران آورده میشود که یکی از آنها میگوید: «ما حاضر بودیم جاروکش خانه امام باشیم.»
مصاحبه شوندگان خرده داستانهایی را تعریف میکنند که هر کدامشان قابلیت پرداخت در مستندی جداگانه را دارند. این خرده داستانها موقعیتهای دراماتیکی را ترسیم میکنند و این برنامه را به یک اثر مستند داستانی بدل میکنند.
شنیدن این خرده داستانها به جذابیت بیشتر یک برنامه مستند کمک میکند. مثل داستان روز اولی که امام وارد محله شدهاند و اهالی جماران میخواهند با ایشان دیدار کنند.
براساس این برنامه، در آن لحظه صدای جمعیت عظیمی به گوش میرسیده که فریاد میزدهاند: «هیچجا نمیریم، همینجا هستیم. ما منتظر خمینی هستیم.»
در ادامه عکسی از این دیدار تاریخی نشان داده و گفته میشود امام برای آنها سخنرانی کوتاهی داشتهاند. آن هم در شرایطی که حسینیه هنوز بازسازی نشده و تجهیزات صوتی و تصویربرداری در آنجا موجود نبوده است.
اما سوزناکترین و حسیترین ماجرای این برنامه از زبان یکی از اهالی محل روایت میشود. فردی که بر کف حسینیه جماران نشسته با صدایی بغضآلود از آخرین لحظههای دیدارش با امام سخن میگوید. او لحظاتی را به یاد میآورد که زندهیاد حاج احمدآقا همه را از اتاقی که پیکر مطهر امام در آن حضور داشته، بیرون کردهاند. این فرد در آن لحظات موفق شده در اتاق بماند. او تجربه شخصیاش را از مواجهه با امام اینگونه تعریف میکند: «کنار پیکرشان نشستم. دستشان را در دستم گرفتم. احساس میکردم هنوز زندهاند. از ایشان خواستم آن دنیا شهیدان و رزمندگان را شفاعت کنند.»
در عین حال مستند محله ما فقط متکی به صحبتهای شاهدان عینی نیست. این مستند سرشار از تصاویر نابی است که هر کدامشان حسی از صمیمیت و اقتدار را به مخاطب منتقل میکنند، مثل صحنه پلی که حسینیه جماران را به منزل مسکونی امام متصل میکند یا تصویر کوههایی که یک طرف از خانه را محاصره و راه هجوم هوایی دشمن را سد کردهاند و... .
مستند محله ما اگرچه در سالگرد ارتحال امام پخش شد، اما بیشتر به بیان لحظههایی از حیات آن بزرگوار میپرداخت. نماهای کوتاه کردن موهای امام توسط حاج احمدآقا، رادیو گوش دادن امام و پیادهروی ایشان در یک باغ نشاندهنده تلاش خاص کارگردان برای نمایش زندگی روزمره و شخصی ایشان است.
این مستند گاه لحن طنز نیز به خود میگیرد. گفتار متن به شایعاتی درباره وجه تسمیه محله جماران میپردازد؛ مثلا این که در این منطقه مار زیاد بوده است. آن گاه یکی از اهالی محل در پاسخ میگوید: «نه اینطوری نیست. من 70 سال است در این منطقه زندگی میکنم. تا به حال دو تا مار بیشتر ندیدهام!»
تاکنون فیلمهای مستند زیادی درباره ابعاد مختلف شخصیتی حضرت امام ساخته شدهاند. در این میان مستند محله ما به خاطر بهرهگیری از زبانی ساده و صمیمی جایگاه ویژهای دارد.
احسان رحیمزاده
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: