در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، عصر 29 مرداد 86 ، مأموران کلانتری 175 باقرشهر از طریق مرکز فوریتهای پلیس از وقوع یک فقره نزاع جمعی باخبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه متوجه شدند 2 برادر به نامهای ذکرعلی و نوحعلی بعد از درگیری با یک تعمیرکار خودرو به شدت زخمی شدهاند که به بیمارستان منتقل شدهاند. یکی از برادران به نام ذکرعلی ساعتی بعد در بیمارستان شهدای هفتم تیر بر اثر شدت جراحات وارده فوت کرد.
تحقیقات برای شناسایی تعمیرکار قاتل آغاز شد ولی متهم به نام محمود بعد از درگیری از محل متواری شد و هیچ سرنخی از او به دست نیامد تا اینکه یک سال و نیم بعد وی در تهران شناسایی و دستگیر شد.
بعد از اعتراف متهم به ارتکاب قتل ، قرار مجرمیت وی از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده وی برای رسیدگی به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داده شد.
جلسه رسیدگی به این پرونده، در تاریخ 4 آبان سال گذشته در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار برگزار شد.
برادر مقتول درباره علت حادثه گفت: برادرم، کمکفنر جدید خودروی خود را به تعمیرگاه متهم برد ولی بعد از آن متوجه شد که تعمیرکار کمک فنر دسته دوم، روی خودرو قرار داده است. بارها به تعمیرکار گفت که پول آن را برگرداند که متهم از پرداخت آن امتناع میکرد. روز حادثه به همراه برادرم به آنجا رفتم تا پولش را پس بگیرد اما آنها با هم درگیر شدند و متهم برادرم را با چاقفو زد. من برای جدا کردن جلو رفتم که او مرا هم با چاقو زد.
متهم نیز در جایگاه قرار گرفت و گفت: اتهام قتل عمد را قبول دارم، اما چاقو را شاگردم به من داد ولی قصد قتل نداشتم.
قاضی همتیار بعد از مشورت با اعضای دادگاه، متهم را به قصاص محکوم کرد که با اعتراض وکیل متهم پرونده به شعبه 15 دیوان عالی کشور ارجاع شد که در نهایت این شعبه نیز حکم قصاص متهم را تأیید کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: