در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این عمل پیش از آن که فاجعهای را به بار بیاورد توسط مردم و پلیس کشف و سپس خنثی شد. تحقیقات بعدی نشان داد که وی قصد داشته پس از این حادثه، 4 نقطه مهم دیگر در آمریکا را نیز هدف طرحهای تروریستی خود قرار دهد. آمریکا فیصل شهزاد را بلافاصله در فرودگاه دستگیر و متهم به ارتباط با طالبان کرد چنان که گروه طالبان نیز او را از خود دانستند. اما پاکستان با اصرار میگوید اقدام او هیچ ارتباطی با طالبان نداشته و از انگیزههای فردی وی ناشی میشود. همین مساله یک بار دیگر به اختلافات بین پاکستان و ایالات متحده آمریکا بر سر نحوه مبارزه با تروریسم دامن زد. آنچه میخوانید گزارشی است از زمینههای وقوع این حادثه و کاویدن انگیزههای فیصل شهزاد و نیز پی بردن به نحوه ارتباط او با گروه طالبان.
شهروندانی که میان ارزشهای غرب و شرق سرگردانند، برخی مواقع دست به اقدامات خطرناکی میزنند که معمولا پیامدهای بسیار ناگواری به بار میآورد. محمد عطا، سرکرده هواپیما ربایان در 11 سپتامبر فرزند یک وکیل مصری و نوه یک دکتر بود. عمر فاروق عبدالمطلب یکی دیگر از تروریستها نیز فرزند یک دیپلمات ثروتمند اهل کشور نیجریه بود. فیصل شهزاد نیز عضو یک خانواده پاکستانی است که به نظر میرسد خانوادهای سکولار و طرفدار ارزشهای غربی باشند. پدر وی نیز از مقامات ارشد نیروی هوایی پاکستان است و شهزاد نیز خود شهروند آمریکا محسوب میشود. اما به نظر میرسد زندگی شهزاد دستخوش حوادث و تنشهایی شده است که وی را به سمت انجام عملیات تروریستی سوق داده است.پلیس نیویورک و مقامات اف.بی.آی تنها به این خاطر توانستند شهزاد را دستگیر کنند که وی در ساخت بمب تبحر و تجربه چندانی نداشت. متاسفانه تروریستهای فراوانی در آمریکا زندگی میکنند که مطمئنا از اشتباهات پیشین خود درس خواهند گرفت. هر چند ممکن است هماکنون اعضای القاعده متواری شده باشند و نتوانند همانند 11 سپتامبر دست به عملیات تروریستی بزرگی بزنند، اما بسیاری از گروههای تروریستی انشعابی در حال جذب شهروندان آمریکایی برای انجام حملات انتحاری برضد منافع این کشور هستند.از سوی دیگر، شهروندان آمریکا نیز از دولت میخواهند امنیت آنها را در مقابل تروریستهایی نظیر شهزاد تضمین و تامین کند.
زندگی فردی
شهزاد نیز همانند بسیاری از پاکستانیها در مدارس طالبان تحت تعلیم آموزشهای تروریستی قرار گرفته است. این مدارس در دهه 1990 از سوی مقامات پاکستانی تشکیل شد. او به خاطر تمکن مالی پدرش، برای ادامه تحصیل به آمریکا آمد. وی از دانشگاه بریج پرت در کانکتیکات در رشته بازرگانی فارغالتحصیل و در یک شرکت سازنده لوازم آرایش به نام الیزابت آردن مشغول بهکار شد. وی و همسرش که فارغالتحصیل دانشگاه کلورادو است در حومه کانکتیکات خانهای به مبلغ 273 هزار دلار خریداری کردند. شهزاد در سال 2007 به عنوان تحلیلگر در گروه آفینیون استخدام و در همان سال تبعه آمریکا شد. وی در چند سال اخیر سفرهای زیادی به پاکستان داشته است و سال گذشته نیز بهطور ناگهانی و غیرمنتظره محل زندگی خود را ترک کرد. چندی پیش نیوزویک مصاحبهای را با ذوالفقار علی از بستگان نزدیک شهزاد انجام داد. وی در این گفتگو خاطر نشان کرد که رفتار شهزاد در ماههای اخیر تغییر پیدا کرده بود. خانواده وی به هیچ عنوان خانواده مذهبی نیستند. ذوالفقار علی در چند سال گذشته بیش از 10 بار با شهزاد ملاقات کرده است. وی میگوید من هیچ گاه تصور نمیکردم شهزاد دست به انجام چنین اقدامی بزند. آخرین بار من، او را 6 ماه پیش در یک عروسی خانوادگی دیدم. وی رفتاری بسیار سرد و غیردوستانه داشت. به نظر من اقدام اخیر وی میتواند به نوعی شورش و طغیان بر ضدرفتارهای سختگیرانه پدرش باشد. شهزاد پس از 5 ماه اقامت در پاکستان در ماه فوریه به آمریکا بازگشت اما همسر و فرزندش در پاکستان باقی ماندند. وی یک آپارتمان کوچک در منطقه کارگری در بریج پرت خرید و اقدام به خرید لوازم و وسایل مشکوکی کرد. وی بیش از 1500 عدد مواد محترقه، مقداری مواد شیمیایی و چند ساعت شماطه دار خریداری کرد.
شرح عمل
شهزاد یک خودرو نیسان به قیمت 1300 دلار به صورت نقدی خرید تا هیچ مدرکی از خود بر جای نگذارد. وی شیشههای ماشین را کاملا رنگ کرد تا داخل آن مشخص نباشد و شماره ثبت آن را نیز از داشبورد پاک کرد و ازشماره پلاک یک ماشین دیگر استفاده کرد. یکی از منابع اطلاعاتی در این مورد به نیوزویک گفت شهزاد یک بار نقشه خود را در 28 آوریل مرور کرده بود و برای فرار خود پس از بمبگذاری نیز ماشین دیگری را در نزدیکی میدان تایمز پارک کرده بود. ساعت 28/6 بعد از ظهر روز یکشنبه اول ماه می به سمت میدان تایمز حرکت کرد. در آن ساعت صدها نفر در این میدان حضور داشتند. وی در حالی که چراغهای ماشین را روشن گذاشته بود، از ماشین پیاده میشود و میدان را ترک میکند. اما پس از مدتی متوجه میشود اشتباه بزرگی مرتکب شده است چرا که کلیدهای ماشینی را که برای فرار خود تهیه کرده بود، به همراه کلیدهای آپارتمانش در ماشین بمبگذاری شده جا گذاشته است. پس از آن وی از عدم انفجار بمب بسیار تعجب میکند و اما نکته مهم اینجاست که شهزاد نتوانسته بود بخوبی چاشنی بمب را تنظیم کند و مواد شیمیایی مورد استفاده به اشتباه انتخاب شده بود. (پس از انفجار بمب در شهر اوکلاهما در سال 1995 ـ که در آن از مواد شیمیایی استفاده شده بود ـ مقامات دولت فدرال شرایط سختی را برای خرید و فروش این نوع مواد وضع کردند). مواد محترقه استفاده شده نیز از قدرت کافی برای منفجر کردن بنزین و مخازن پروپان موجود در ماشین برخوردار نبوده است.در همین زمان یک فروشنده دورهگرد متوجه خروج دودی سفید رنگ از داخل ماشین میشود، پس از آن نیز نیروهای پلیس به همراه تیم خنثیکننده بمب در محل حادثه حاضر میشوند. در همان حال شهزاد با مترو به بریج پرت برگشت و از صاحبخانه خود خواست در آپارتمانش را برای وی باز کند. صاحبخانه وی در این مورد میگوید شهزاد در آن وضعیت بسیار عصبی به نظر میرسید. همان شب یکی از کارشناسان برجسته در زمینه ماشینهای سرقتی با بررسی موتور نیسان بمبگذاری شده، متوجه شد شهزاد نتوانسته یا فراموش کرده شماره دوم درج شده روی موتور را پاک کند. پلیس نیویورک و ماموران فدرال توانستند در بررسیهای خود، فروشنده این ماشین را پیدا کنند. هر چند شهزاد با هوشمندی تمام از تلفن همراه موقت استفاده کرده بود تا مورد شناسایی قرار نگیرد اما ماموران توانستند حداقل یک تماس از این تلفن همراه را از طریق پایگاه اطلاعاتی وزارت امنیت داخلی ردیابی کنند. از سوی دیگر شهزاد در بازگشت از پاکستان در ماه فوریه از سوی ماموران گمرک تحت بازجویی قرار گرفته و یک شماره تلفن از وی در سوابق فرودگاه ثبت شده بود.
دستگیری
روز دوشنبه یعنی یک روز پس از عملیات نافرجام شهزاد، آپارتمان وی در پرت بریج از سوی ماموران امنیتی محاصره شده بود و خبرنگاران فراوانی نیز به دعوت مقامات امنیتی برای ثبت لحظه دستگیری وی در محل حاضر شده بودند. به نظر میرسد موضوعی موجب وحشت شهزاد و در نتیجه فرار وی از آپارتمانش شده بود. شهزاد پس از فرار به سمت فرودگاه جان افکندی میرود. حوالی ظهر همان روز اسم شهزاد در لیست سیاه مسافران این فرودگاه درج شده بود. خطوط هواپیمایی باید به طور منظم لیستهای خود را به روز رسانی کنند اما هواپیمایی امارات از انجام چنین کاری خودداری کرده بود. شهزاد نیز با پرداخت نقدی توانسته بود همان شب برای پرواز به دبی یک صندلی برای خود رزرو کند تا از آنجا به سمت پاکستان برود. اما لیست پرواز مسافران باید پیش از برخاستن هواپیماها از باند پرواز با دادههای پایگاه اطلاعات وزارت امنیت داخلی کنترل شود. به محض رویت اسم شهزاد، علائم هشداردهنده در مرکز کنترل این وزارتخانه روشن شد و ماموران فدرال توانستند پیش از پرواز هواپیما و درست 53 ساعت پس از حادثه ، شهزاد را دستگیر کنند. به نظر میرسد خود وی نیز چنین شرایطی را پیشبینی کرده بود چرا که با خونسردی از ماموران پرسید آنها عضو پلیس نیویورک هستند یا افبیآی. شهزاد بدون هیچگونه مقاومتی با بازجویان خود همکاری کرد.
ارتباط با طالبان
مقامات اطلاعاتی ایالات متحده براین باورند که بنا به شواهد و مدارک و همچنین اعترافهای شهزاد، وی احتمالا تحت تعلیم نیروهای طالبان پاکستان قرار داشته است. شهزاد دوران کودکی خود را در مناطقی سپری کرده است که هماکنون مورد شدیدترین حملات هواپیماهای آمریکایی قرار دارد.
وی خود نیز در 10 سال گذشته بارها به این منطقه سفرکرده است. شهزاد به انجام ملاقات با برخی رهبران ارشد طالبان اقرارکرده است هرچند ممکن است وی کمی در این مورد اغراق کرده باشد چرا که معمولا رهبران طالبان به شهروندان آمریکا با دیده شک و تردید نگاه میکنند. شهزاد همچنین به بازجویان خود گفته که وی همواره سخنرانیهای ویدئویی آتشین و پرشور انوراولاکی را تماشا میکرده است. اولاکی از روحانیونی است که گفته میشود با فرد تیرانداز در فورت هود ارتباطاتی داشت. تنها ابزار مورد نیاز شهزاد دسترسی به اینترنت بوده است. پلیس همچنین حسابهای بانکی و سایر داراییهای شهزاد را نیزبه طورکامل بررسی کرده است. وی در سفرهای متعددی که به پاکستان داشته، مبلغی حدود 80 هزاردلار به همراه خود به آمریکا آورده است. این پول ممکن است ازسوی خانواده متمول وی یا تروریستها برای انجام حملات تروریستی به او پرداخت شده باشد.
در این مورد مقامات پاکستانی نیز تحقیقات خود را آغاز کردهاند. طالبان پاکستان یک گروه سازمان یافته نیست بلکه مجموعهای متشکل از مبارزانی است که دارای پیوندهای نزدیک با القاعده و طالبان افغانستان هستند. نیروهای اطلاعاتی ونظامی ایالات متحده در چند ماه اخیر حملات سنگینی را به مناطق قبیلهای پاکستان انجام دادهاند. نیروهای این کشور درحملات اخیرخود رهبران ارشد طالبان پاکستان را مورد هدف قرار دادهاند. طالبان تهدیدی جدی برای حکومتهای افغانستان و پاکستان محسوب میشود، اما تاکنون نتوانسته بهطور مستقیم آسیبی به مردم آمریکا برساند یا حداقل شواهد اینگونه نشان میدهد. اما در ماه دسامبر، طالبان پاکستان مسوولیت حمله انتحاری به پایگاه سری سازمان سیا در افغانستان را برعهده گرفت. در این حمله 7 مامورسیا کشته شدند. هفته پیش ماموران اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیدند که احتمالا طالبان پاکستان در بمبگذاری تروریستی نافرجام اخیر نقش داشته است. اگرچه دولت آمریکا شبکه ضدتروریستی خود را پس ازحوادث 11 سپتامبر تقویت کرده است، اما سوال اصلی اینجاست که کدام طرف ازحوادث گذشته تجربه بیشتری بدست آورده است. به نظر میرسد پس ازیک دوره فترت و سستی، هم اکنون تروریستها فعالیتهای خود را افزایش دادهاند و نیروهای خود را عمدتا از میان مسلمانان آمریکا انتخاب میکنند. با توجه به تلاش نیروهای پلیس و اطلاعاتی، تاکنون حادثه تروریستی مهمی در آمریکا بوقوع نپیوسته است.
تنها مورد مهم و قابل اشاره تیراندازی دکتر نیدال مالک حسن در فورت هود تگزاس در 5 نوامبر گذشته بود که به کشته شدن 13 نفر منجر شد. اگرچه نیروهای اطلاعاتی میتوانند مدعی پیروزی برتروریستها و تامین امنیت داخلی کشور باشند، اما تروریسم اژدهای چند سری است که تنها با قطع یک سر نمیتوان به از بین بردن کامل آن مطمئن بود. هراندازه که حملات نیروهای آمریکایی به نیروهای طالبان پاکستان بیشتر میشود و افراد بیشتری از طالبان کشته میشوند، انگیزه آنها نیز برای اقدامات تلافی جویانه چندین برابر میشود.
واکنشهای آمریکایی
عملیات نافرجام بمبگذاری در میدان تایمز موجب شکلگیری واکنشهای سیاسی مختلفی در واشنگتن شده است. محافظهکاران خواهان محروم کردن شهزاد از حقوق شهروندی خود و محاکمه وی همانند یک تبعه خارجی شدهاند، اما در عین حال برخی از همین سناتورها مانع تصویب قانون منع خرید اسلحه از سوی افراد مظنون به دست داشتن در عملیات خرابکارانه میشوند.
شهزاد نیز به طور قانونی مواد محترقه را خریداری کرده بود. هرچند صحبت مبنی برارسال کماندوهای بیشتر به مناطق قبیلهای پاکستان برای از بین بردن تروریستها به میان آمده است، اما به نظر میرسد دولت آمریکا بهتر است همان روالی را که پس از حوادث 11 سپتامبر اتخاذ کرده است باز هم ادامه بدهد و آن هم زندگی بدون اطمینان خاطر از آینده و در عین حال توام با اجتناب از ترس و واهمه.
نیوزویک / مترجم: علیرضا ثمودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: