در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لقب او در بارسا، پیکن باوئر است که اشاره به نام بکن باوئر، سوئیپر تیم ملی آلمان در جامهای جهانی 1970 و 1974 دارد. او کنار دفاع منطقی در مرکز خط دفاع، توانایی پیشروی با توپ و توزیع آن را دارد. کارلوس پویول، کاپیتان بارسا در مورد خصوصیات فردی پیکه میگوید: در فوتبال معمولا پیدا کردن دوست ساده نیست اما جرارد یکی از بهترین دوستان من است و همیشه با لبخند و انرژی مثبت با همه برخورد میکند و از زمان آشنایی با او متوجه صداقت او شدم.
وجود چنین خصوصیاتی در فردی با پیشینه خانوادگی او نادر است. او در یک خانواده متمول کاتالان بزرگ شد و والدینش وکیل و پزشک بودند. با توجه به اینکه پدر بزرگش یکی از مدیران باشگاه بارسا بود بناچار طرفدار بارسا بود و خیلی زود فوتبال را در این باشگاه با همدورههایش لیونل مسی و سسک فابرگاس آغاز کرد؛ هر چند روند رو به رشد او در 2 سال اخیر طبیعی به نظر میرسد، اما شرایط همیشه برای او در دنیای فوتبال مهیا نبود و پیکه مسیری عجیب را برای رسیدن به این مرحله طی کرد.
زمانی که او در 17 سالگی بارسا را ترک کرد و به منچستر رفت، همیشه این احساس را داشت که از هدف اصلیاش دور شده و باید در تیم اول بارسا باشد. پس از 3 فصل حضور در یونایتد که یک فصل آن به شکل قرضی در باشگاه ساراگوسا بود او از بازگشتش به زادگاهش خوشحال بود هر چند تجربیات بزرگش در یونایتد واقعا برایش ارزشمند بودند.
او بویژه از الکس فرگوسن متشکر است که با انتقال پیکه به بارسا با مبلغ 5 میلیون پوند موافقت کرد و احساس او به خانواده و زادگاهش بارسلون را درک کرد. پیکه در مورد فرگوسن اظهار نظر جالبی دارد: «او برای من مثل پدر دومم بود. او نهتنها به من فوتبال یاد داد، بلکه از او یاد گرفتم چه چیزهایی در زندگی مهم است. برخی تصور میکنند او فردی ترسناک است، اما او به بازیکنان نزدیک و از شرایط روحی آنها آگاه است.
ولی پیکه شاید به خاطر همین نترس بودن موفق شد براحتی به مربی پرسابقهای چون فرگوسن دروغ بگوید و در پی آن بتواند توجه او را جلب کند: «اولین شانسهای بازی من به عنوان یک نوجوان در تیم محدود به بازیهای جام اتحادیه یا بازیهای مرده اروپایی بود. یک روز فرگوسن از من پرسید آیا تا به حال علاوه بر بازی در مرکز دفاع، در پست دفاع راست هم بازی کردهام و من به دروغ به او گفتم در تیم نوجوانان بارسا، بارها در این پست بازی کردم. او در اولین بازی شانس حضور در دفاع راست مقابل وستهام را داد و خوشبختانه من هم خوب بازی کردم.»
ولی شانس همیشه با پیکه یار نبود و بازی با بولتون در پاییز 2007 خاطره دیگری برای او کرد: «در آن بازی روی توپی که برای انلکا سانتر شد محاسبه اشتباه داشتم و او با ضربه سر، تک گل بازی را به ثمر رساند و به نظرم آن روز فرگوسن اطمینانش را به من از دست داد. البته او چیزی به من نگفت اما نگاههای او گویای این مطلب بود. او در ان زمان میکائیل سیلوستره، جانی اوانز، جان اوشی و وس براون را به عنوان بازیکنان همسن و سال من در اختیار داشت و زوج اصلی دفاع او نمانیا ویدیچ و ریو فردیناند بودند که اجازه عبور به کسی را نمیدادند. در چنین فضایی شاید دیگر جایی برای من نبود.»
با این که پیکه در منچستریونایتد دوستان خوبی داشت؛ اما هوا، زبان و غذای انگلستان بشدت او را آزار میداد. پیکه23 بار برای منچستر یونایتد بازی کرد و در فینال لیگ قهرمانان (فصل 8 ـ 2007) بازیها مقابل چلسی یکی از بازیکنان روینیمکت بود. او درباره آن بازی میگوید: «من هرگز آن روز را فراموش نمیکنم. ضربات پنالتی مثل سکانسی از فیلم امتیاز نهایی اثر وودی آلن بود. زمانی که توپ به تور نزدیک میشد، ولی مشخص نبود در کدام سو پایین میآید. هر چیزی در یک لحظه کوتاه ممکن بود تغییر کند و زمانی که قهرمان اروپا شدیم، چهره هواداران واقعا دیدنی بود.»
یک سال بعد او همچون مارسل دسایلی (مارسی 1993 و میلان 1994) بازیکنی بود که در 2 تیم به شکل پیاپی قهرمانی در لیگ قهرمانان را تجربه کرد و همچون پائولو سوسا (یووه در سال 1996 و بروسیا دورتموند در سال 1997) دومین قهرمانیاش را پس از بازی در مقابل تیمی که تازه ترکش کرده بود به دست آورد.
مجله تایمز / مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: