یک روز در پشت صحنه سریال باغ شیشه‌ای

سنت و مدرنیته در باغ قربان

سریال کمدی «باغ شیشه‌ای» را مهدی مظلومی‌ برای شبکه 2 سیما کارگردانی می‌کند. در این سریال 40 قسمتی فرامرز قریبیان، نقش اصلی ‌را بازی می‌کند.
کد خبر: ۳۱۸۷۳۳

در خلاصه داستان این سریال چنین آمده است‌: روح پدر قربان نعلبندیان به خواب او آمده و می‌گوید که یک نفر از نزدیک‌ترین افراد به قربان، درصدد نابودی‌اش است. قربان به تمام اعضای خانواده شک می‌کند و این شروع بحران در خانواده نعلبندیان است. نقش قربان را فرامرز قریبیان بازی می‌کند و مهتاج نجومی ‌هم ایفاگر نقش همسر اوست.

بقیه بازیگران عبارتند از‌: هومن برق‌نورد (پسر قربان ایرج)، محسن حسینی (سرایدار کیکاووس)، خاطره حاتمی‌(دختر قربان سپیده)، شهرام قائدی (پسر قربان ظفر)، یوسف تیموری (مورد اعتماد قربان سامان) و عباس جمشیدی (روح پدر قربان). فیلمنامه سریال باغ شیشه‌ای را امیرعباس پیام نوشته است و الهام ابراهیمی ‌و حسین عرفان‌نژاد آن را تهیه می‌کنند. یک روز چند ساعتی را پشت صحنه سریال باغ شیشه‌ای گذراندیم، آنچه می‌خوانید‌ گزارشی است از پشت صحنه این سریال.

جلسه‌ای برای تقسیم ارثیه قبل از مرگ

برای رفتن به محلی که گروه مشغول کارند، از لابه‌لای درخت‌های باغ رد می‌شوم. ساختمان اصلی کنار یک استخر بزرگ واقع شده است. با مدیر تولید «باغ شیشه‌ای» یعنی رضا نصیری‌نیا داخل ساختمان می‌شویم. داخل ساختمان شبیه موزه است. چون هر قدر وسایل قدیمی‌ و عتیقه‌جات بخواهید، اینجا پیدا می‌شود. یکی از عوامل گروه توضیح می‌دهد این خانه متعلق به شخصیت اصلی داستان، یعنی قربان (فرامرز قریبیان) است و چون او یک آدم سنتی است، خودش را به روز نکرده و از همان وسایل قدیمی‌اش استفاده می‌کند.

بازیگران داخل اتاق قربان جمع شده‌اند. 2 دوربین در اتاق مستقر شده و یک دوربین هم در فضایی که شبیه ‌هال و پذیرایی خانه است، قرار گرفته. فرامرز قریبیان در بالای مجلس نشسته و بقیه اعضای خانواده‌اش دور یک میز حلقه زده‌اند. روی میز هم پر از شیرینی و شکلات است. ظاهرا قربان برای موضوع مهمی‌ همه اقوامش را دور خودش جمع کرده است.

تصویربرداری با فرمان «صدا، دوربین، حرکت» مهدی مظلومی‌ آغاز می‌شود.

قریبیان به برگه‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید‌: «این وصیت‌نامه منه». مهتاج نجومی‌ به سر و صورتش می‌زند و می‌گوید‌: «وای نگو نگو نگو». بقیه افراد هم ناراحت می‌شوند و هرکدام چیزی می‌گویند:«این چه حرفیه می‌زنی آقاجون»، «نگین تو رو خدا». قریبیان می‌گوید‌: سنگ قبرم نیست که این جور می‌کنید. می‌خوام برخلاف عادت و عرف در زنده بودنم ارثیه رو بین وراث تقسیم کنم.

خاطره حاتمی‌که نقش دختر قربان را بازی می‌کند، تحمل شنیدن این جمله را ندارد. از جایش نیم‌خیز می‌شود و می‌گوید‌: بابا اگه اجازه بدین من برم.

مظلومی‌ از بازیگران می‌خواهد جملاتشان را پشت سرهم بگویند و بین دیالوگ‌های هم مکث نداشته باشند.

فرزندان، داماد و عروس قربان طوری وانمود می‌کنند که ارثیه برایشان مهم نیست. اما وقتی پای جزئیات به میان می‌آید با هم جر و بحث می‌کنند و دعوایشان می‌شود. یکی از فرزندان قربان با پسربچه‌اش کنار میز ایستاده و با شنیدن صحبت‌های پدرش هیجان‌زده می‌شود و موهای پسرش را می‌کشد. وقتی هم که قهر می‌کند و می‌رود، یقه پسر را می‌گیرد و دنبال خودش می‌کشاند. این کار را اینقدر خشن انجام می‌دهد که گروه خنده‌شان می‌گیرد. برداشت‌ها چند بار به دلیل سرفه‌های پی در پی بازیگران تکرار می‌شود. یوسف تیموری می‌گوید:‌ اینجا چند نفر آنفلوآنزای خوکی دارند.

سرعت کار خوب است و پلان‌ها سریع تصویربرداری می‌شوند. مظلومی‌ به گروهش 5 دقیقه استراحت می‌دهد. همه خوشحال می‌شوند و به سمت در خروجی می‌روند. یک نفر می‌گوید 5 دقیقه بیشتر نیست. صرف نمی‌کند بروید و برگردید.

محور این داستان آدم‌های باغ هستند نه خود باغ

در فاصله‌ای که گروه مشغول استراحت است، سراغ مهدی مظلومی‌ می‌روم. این کارگردان در پاسخ به این سوال که ایده این کار چطور به ذهنتان رسید، می‌گوید‌: یک طرح اولیه‌ای بود که آقای «امیرعباس پیام» نوشته بود.

وقتی کارگردانی این کار به من پیشنهاد شد، ‌قرار بود طرح قبلی کار شود که به نظر من خیلی دلچسب نبود و با سلیقه من فاصله داشت. تا این‌که جلسه گذاشتیم و حرف زدیم و فرهاد آئیش هم در این جلسات شرکت داشت. پس از این صحبت‌ها به یک جمع‌بندی رسیدیم و ماحصلش چیزی شد که الان داریم کار می‌کنیم.

از مظلومی‌ درباره باغی که داستان‌ها در آن اتفاق می‌افتد، می‌پرسم. او می‌گوید‌: محوریت این داستان باغ نیست. آدم‌هایی است که در این باغ زندگی می‌کنند. یک شخصیت اصلی به نام قربان (فرامرز قریبیان)‌ داریم. مشکلات شخصی و روحی و روانی که این آدم دارد، باعث بروز یک سری اتفاقاتی می‌شود که با اعضای خانواده‌اش ارتباط دارد.

تلفیق طنز و ملودرام

کنجکاو می‌شوم بدانم آیا مثل سریال‌های آپارتمانی همه اتفاقات در یک ساختمان رخ می‌دهد یا این که نماهای کوچه و خیابان را هم می‌بینیم. او پاسخ می‌دهد‌ 70 درصد سکانس‌ها داخلی‌اند و 30 درصد خارجی. ضمن این که در لوکیشن‌های داخلی تنوع مکانی زیادی داریم.

دکورهای موجود در این لوکیشن بر اساس کاراکتر اصلی یعنی قربان ساخته شده است. او آدمی سنتی است و نخواسته اصلا تغییر کند به همین دلیل در داستان ما اختلاف نسل‌ها کاملا مشهود است و ایرج یعنی پسر قربان در فضای کاملا مدرن زندگی می‌کند.

داستان ‌باغ شیشه ای عین خود زندگی است در این کار‌ هم لحظات خیلی عاطفی وجود دارد و هم لحظات خیلی شیرین و خنده‌دار‌

این کارگردان درباره انتخاب عنوان«باغ شیشه‌ای» می‌گوید‌: داستان ما درباره یک سری آدم است که اینها بر سر چیزهایی جزئی با هم درگیر می‌شوند. ارتباط این آدم‌ها خیلی شکننده است. یکی از بهانه‌هایش هم بر سر ارث و میراث و تصاحب همین باغ است. به همین دلیل اسم باغ را «باغ شیشه‌ای» گذاشته‌ایم. به واسطه این باغ، باطن آدم‌ها را می‌بینیم. این آدم‌ها مشکلات روحی و رفتاری دارند.

مهدی مظلومی‌ درباره لحن کار، طنز یا جدی بودن آن توضیح می‌دهد و می‌گوید‌: ما سعی کردیم داستانمان عین خود زندگی باشد. در کار ما هم لحظات خیلی عاطفی وجود دارد و هم لحظات خیلی شیرین و خنده‌دار. سعی کردیم مثل خود زندگی نوسان‌های متنوعی داشته باشیم. شما در این سریال با یک کار صرفا خنده‌دار یا صرفا ملودرام مواجه نیستید. در داستان ما تلفیقی از همه اینها را می‌بینید.

از کارگردان باغ شیشه‌ای درباره ترکیب بازیگران می‌پرسم و این که چرا تلفیقی از بازیگران جوان و پیشکسوت (فرامرز قریبیان و مهتاج نجومی) انتخاب شده‌اند. مظلومی‌ تاکید می‌کند‌: همان‌طور که گفتم ترکیبی از چند لحن مختلف را در این کار داریم. در انتخاب بازیگران هم این موضوع را رعایت کرده‌ایم. چه به لحاظ سن و چه به لحاظ جنس سعی شده همان ریتم ساختار کار لحاظ شود. در ترکیب بازیگران افراد متفاوتی را می‌بینیم. فرامرز قریبیان در کنار یوسف تیموری و شهرام قائدی قرار گرفته‌اند. بازیگران تئاتری در کنار بازیگران تلویزیونی جلوی دوربین رفته‌اند.

او درباره دلایل انتخاب «فرامرز قریبیان» در سریالی که حال و هوای طنز دارد، می‌گوید‌: کاراکتر قربان جوری بود که نمی‌توانستم روی یک آدم با پس زمینه «طنز» ریسک کنم. به خاطر این که خیلی از حس‌هایش در نمی‌آمد. ضمن این که این فرد باید حتما هم بازیگر خوب و چهره شناخته‌شده‌ای می‌بود. می‌خواستیم این فرد روی سایر کاراکتر‌ها تاثیر بگذارد و علاوه بر این برای بیننده‌ها هم جذابیت اولیه را داشته باشد.

فکر کردم قریبیان بهترین گزینه است که با حضورش در این سریال یک فضای تازه‌ای برای ایشان و کار به وجود می‌آید.

سریال باید پیام داشته باشد

از مظلومی‌ درباره پیام و حرف اصلی سریالش می‌پرسم. می‌گوید‌: سریال باید پیام داشته باشد. وقتی من دارم کار می‌کنم، ‌باید یک چیزی توی ذهنم باشد. خیلی از ما آدم‌ها وقتی دچار لطمه و مشکل می‌شویم،‌ دنبال مقصری بیرون از خودمان می‌گردیم. فکر می‌کنیم مساله بیرونی ما را به این ناکامی ‌و مشکل رسانده است. حرف باغ شیشه‌ای این است که اشکال در درون خود ماست.

دوست دارم بدانم که «مظلومی‌ به بازیگرانش اجازه بداهه‌پردازی هم می‌دهد یا نه». او در این باره توضیح می‌دهد‌: همیشه دست بازیگرانم را باز می‌گذارم اما نه به این معنا که هر چه دلشان می‌خواهد جلوی دوربین بگویند. آنها در تمرین پیشنهادهایشان را می‌دهند. دیالوگ‌های پیشنهادی‌شان از فیلتر گروه کارگردانی عبور می‌کند. اگر بازی بداهه‌شان به کلیت کار لطمه نزند، از آن استفاده می‌کنیم.

باغ قدیمی اما زیبا

هومن معصومی ‌به عنوان طراح صحنه نقش پررنگی در ساخت این سریال دارد چرا که بیشتر فضاهای باغ تحت نظارت او بازسازی شده‌اند. او برادر خسرو معصومی است و در چند فیلم برادرش همچون «رسم عاشق‌کشی»،«‌جایی در دور دست»، «باد در علفزار می‌پیچد» و... طراح صحنه بوده است.

او درباره کارهای انجام شده در طراحی لوکیشن باغ می‌گوید‌: روز اول اینجا یک خانه خرابه بود. قرار شد این خانه هم زیبایی داشته باشد و هم یک جوری دیده شود که انگار در حال خراب شدن است.

در داستان ما قربان یک کفش فروش سنتی است. در نتیجه باید یک فرم سنتی از خانه نشان می‌دادیم. چون قربان از قدیم عرقی نسبت به این خانه داشته است. در کنار این مساله پسر قربان می‌خواهد خانه را خراب کند و کارخانه را بفروشد. چون کفش‌های چینی به بازار آمده و قربان توان رقابت با این کفش‌ها را ندارد و کارخانه‌اش دارد ورشکست می‌شود. قربان به اصالتش احترام می‌گذارد. او دارد شغل پدرش را به صورت حرفه‌ای‌تر ادامه می‌دهد. به همین خاطر ما در خانه قربان از ابزارهایی در صحنه استفاده کرده‌ایم که با بافت سنتی‌مان تناسب داشته باشد. مثل تلفن‌های دیواری، آینه و شمعدان و...

معصومی‌ ادامه می‌دهد‌: یک آلاچیق برای شخصیت دختر سریال ساختیم. چون این دختر عاشق طبیعت بود. می‌خواستیم هم از فضای داخلی و هم از فضای خارجی این باغ استفاده کنیم. نزدیک به یک ماه کار ساخت دکورهایمان طول کشید. در این یک ماه فضای داخلی خانه، حیاط و آلاچیق را اجرا و بازسازی کردیم. یک اتاق برای سرایدار ساخته‌ایم. این سرایدار چون از قدیم با اینها زندگی کرده، جزئی از خانواده‌شان حساب می‌شود.

باغ شیشه‌ای از نگاه بازیگران

در فاصله بین تصویربرداری پلان‌ها به سراغ نعیمه نظام‌دوست می‌روم. این بازیگر را پیشتر در سریال‌های سیروس مقدم مثل «روزهای زندگی»، «پلیس جوان»، «ریحانه» و «روز حسرت» دیده‌ام.

نظام‌دوست درباره نقشش می‌گوید‌: شخصیت الهام برایم خیلی جالب بود. 50 درصد خانم‌ها مشکلات الهام را دارند. الهام زنی است که کمی حساس و شکاک است.

او پیش‌بینی می‌کند که استقبال مردم از این سریال خوب باشد. این بازیگر می‌گوید‌: من فکر می‌کردم با این گروه بازیگران حال و هوای کار خیلی جدی می‌شود. اما بعد دیدم لحظات خنده‌دار زیادی دارد. در پشت صحنه این سریال حس خوبی وجود دارد. مطمئنم این حس به صحنه هم منتقل می‌شود.

یوسف تیموری درباره نقشی که در سریال‌ باغ شیشه‌ای دارد، می‌گوید‌: نقش سامان، پسر قربان را بازی می‌کنم که سر به هواست و حرف‌های بی‌ربطی می‌زند. سامان معتاد است و یک نوع مواد مخدر مصرف می‌کند. البته ما در قسمت‌های انتهایی سریال این موضوع را می‌فهمیم. سامان به خاطر مصرف این مواد، بعضی مواقع حرف‌های بی‌ربطی می‌زند که این حرف‌ها خودش لحظات طنز را ایجاد می‌کند. سامان در کارخانه پدرش که در حال ورشکست شدن است، حسابدار است. اما قربان (پدرش)‌ می‌خواهد سامان همیشه پیشش باشد. قربان سامان را خیلی دوست دارد و روی او حساسیت بیشتری نشان می‌دهد.

تیموری ادامه می‌دهد‌: برای آن که نقش درست دربیاید، در مقابل قربان سعی کردم شخصیت آدم حواس‌پرت را بازی نکنم. اما سامان در جاهای دیگر آزاد و رهاست و هر چه به ذهنش می‌رسد، می‌گوید.

تیموری که پیشتر در سریال «زیر آسمان شهر» بازی کرده، به نتیجه این سریال امیدوار است. او می‌گوید‌: در زیر آسمان شهر یک اتفاقی افتاد که داخلش همه چیز داشت. لحظات کمدی و جدی داشت. بعد از آن سریال‌های روتین یا به سمت خیلی جدی و گریه‌دار رفت یا به سمت خیلی کمدی. فکر می‌کنم دوباره یک جورهایی از جنس زیر آسمان شهر ‌باشد. چون باغ شیشه‌ای مثل زیر آسمان شهر هم لحظات کمدی دارد هم ملودرام. این سریال یک کار خانوادگی و اجتماعی سرگرم‌کننده است که امیدوارم همه جور مخاطبی آن را بپسندند.

احسان رحیم زاده 
گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها