نقش‌های ماندگار

فرنگیس در «می‌خواهم زنده بمانم»*

شخصیت‌های به یاد ماندنی فیلم‌ها، همچون انسان‌های واقعی، زنده‌اند و از آن بالاتر، نامیرا و ابدی. نقش‌های ماندگاری که در شخصی ترین تصمیم‌گیری‌های مخاطبان نقش ایفا می‌کنند و این‌گونه به خیل تجربیات زیستی انسان می‌پیوندند.
کد خبر: ۳۱۷۳۴۴

بی‌گناهی‌از ویژگی‌های شخصیتی اوست. فرنگیس یک زن معصوم و بی‌گناه است که مثل غالب بی‌گناهان دیگر، در جامعه‌ای که گناه و پلیدی عادت جمعی مردمان و رنگ ثابت زندگی شده، متهم می‌شود و محکوم و مطرود. فرنگیس به‌علاوه، به جرم عشق به اصلان و پسرش باربد، یک عنوان نه‌چندان خوشنام به اسم «نامادری» را نیز داراست و باید بهای آن را هم بپردازد. این‌که این نامادری چقدر از مادر خونی باربد برای او مادرتر است برای هیچکس مهم نیست. مهم این است که نامادری است و نامادری‌ها اساساً در چشم عموم تصویر موجهی ندارند. از این جهت فرنگیس شباهت به شخصیت ناپدری فیلم «به پدر و مادرت احترام کن» از مجموعه «ده فرمان» کریستف کیشلوفسکی دارد که اگرچه به‌ظاهر پدر اصلی آن دختر نبود اما در واقعیت امر، بیشتر شایسته اتصاف به نام زیبای «پدر» بود تا آن به اصطلاح پدر ناشناخته و ‌ناپیدایی که کمترین مسوولیتی در قبال فرزندی که به دنیا آورده برای خود قائل نبوده است.

محبت فرنگیس نسبت به باربد ادعایی ظنی و قضاوتی سوگیرانه نیست بلکه مؤید واضح و غیرقابل انکارش خاطرات شخصی خود باربد است: «فرنگیس برای من دوست خیلی خوبیه. اون هم باهوشه، هم مهربونه و هم خیلی دقیق. فرنگیس اولین کسی بود که بعد از سال‌ها فهمید گوش راست من نمی‌شنوه. نه اصلان نه ماه‌منیر هیچ‌کدوم این موضوع رو تا حالا نفهمیده بودن. لحظات با فرنگیس برای من بهترین لحظات زندگیه. کم‌کم احساس می‌کنم فرنگیس رو بیشتر از همه آدما دوست دارم.» اصلان هم وقتی در مقام وکیل مدافع فرنگیس که به قتل فرزندش باربد متهم شده، به دفاع از او برمی‌خیزد خطاب به همسر سابقش ماه‌منیر همین قضیه ناشنوایی گوش راست باربد را گوشزد می‌کند و می‌گوید: «گوش راست باربد کر بود. نه تو مادر عاشق و نه من پدر دلسوز هیچ‌کدوممون نفهمیدیم که یه گوش پسرمون کر بوده. اما این قاتل، همین زنی که امروز هر کس یه طناب دار دستش گرفته و یه‌دار خصوصی براش به‌پا کرده اینو فهمید و چهار ماه هر روز به دکتر بردش» و بالاخره این بخش دیگر از دفاعیه اصلان صریح‌ترین اشاره را به پلیدی باورهای غلط شایع در جامعه درباره نامادری، که اصلی‌ترین و البته ناموجه‌ترین دلیل محاکمه ناعادلانه فرنگیس است، دارد: «پسری 11 ساله از بین رفته. جامعه حاضر نیست زشتی‌های خودش رو باور کنه. تبرئه فرنگیس یعنی محکومیت پدر و مادرهای بسیاری که زندگیشون شبیه من و همسر سابقم بود. زن نگونبختی که هرگز خودش محاکمه نشد بلکه عنوانش محاکمه شد. حتی در محضر شما قضات محترم و این جامعه منتظر، فقط یک واژه و یک کلمه محاکمه شد. در تمام این مدت این کلمه «نامادری» بود که محاکمه شد.»

پانوشت:

* محصول 1373 ایران، نویسنده: رسول صدرعاملی، کارگردان: ایرج قادری، بازیگران: فاطمه گودرزی و فرامرز قریبیان.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها