غیر مستند‌های «پدر خوانده»

در میان سریال‌های تاریخی که در سال‌های اخیر ساخته شده‌اند، درجات گوناگونی از توجه یا بی‌توجهی به متون تاریخی دیده می‌شود. همچنان که برخی فیلم‌ها با پژوهش گسترده در متون تاریخی و استفاده از تاریخ پژوهان خبره همراه بوده‌اند، برخی دیگر نمودار نگاهی شتاب‌زده به تاریخ هستند. از جمله این سریال‌ها، سریال پدرخوانده به کارگردانی محمدرضا ورزی است که در دهه فجر سال 1386 از تلویزیون به نمایش درآمد و نسبت به دیگر سریال‌های تاریخی از استقبال چندانی برخوردار نشد.
کد خبر: ۳۱۳۱۴۳

نگارنده همان زمان در یکی از جراید اشکالا‌ت تاریخی این سریال را به تفصیل شرح داد، اما از آنجا که روند فیلمسازی تاریخی این کارگردان با همان رویه ادامه پیدا کرد، خالی از فایده نیست که در این گفتار یک بار دیگر بخشی از مسائل تاریخی سریال پدرخوانده را مرور کنیم.

1 - لغزش در تشخیص سن و سال افراد: موضوع و شخصیت محوری سریال پدرخوانده شاپور ریپورتر از عوامل دولت انگلستان در ایران و بررسی نقش او در تحولات دوره پهلوی دوم است. بیننده شاپور ریپورتر را از دهه 1320 در قامت مردی نسبتا سالخورده با موهای جوگندمی می‌بیند، در حالی که او متولد 1299 خورشیدی و در سال‌های پایانی دهه 1320 جوانی حدودا 30 ساله است. همین خطا درباره محمدرضا پهلوی نیز دیده می‌شود. او در سال‌های دهه 1320 مردی چهل ساله، با اندکی موهای سفید و چاقی صورت دیده می‌شود. در حالی که او متولد سال 1398 خورشیدی است و در این زمان به شهادت انبوه عکس‌های موجود، جوانی لاغر، بدون موی سپید و با صورت استخوانی بوده است.

2 - لغزش در انتخاب لوکیشن: در حالی که خانه نسبت محقر مصدق در خیابان فلسطین تهران (کاخ سابق) همچنان باقی است، دفتر و خانه او در کاخ اصلی نیاوران نشان داده می‌شود که اولا بسیار مجلل است و ثانیا 15 سال پس از پایان نخست وزیری مصدق در سال 1347 ساخته شده است. جالب این‌که شاه و ثریا را نیز در سال 1328 کنار همین کاخ مشغول قدم زدن می‌بینیم.

3 - لغزش در ترتیب تاریخی رویدادها: در جایی از سریال رضا شاه در آخرین روزهای سلطنت خود خطاب به ولیعهدش محمد رضا می‌گوید من از ایران خارج می‌شوم و به جزیره موریس می‌روم. به تصریح تواریخ و اسناد موجود، او هیچ اطلاعی از سرنوشت خود نداشت. بعد از ورود قوای متفقین به ایران ابتدا می‌خواست از طریق بنادر جنوبی به خاور دور و سپس به آمریکای لاتین برود.

اما انگلیسی‌ها او را به اجبار راهی هند کردند و سپس به جزیره موریس فرستادند. همچنین در شامگاه 25 مرداد 32 سرهنگ نصیری از طرف شاه به خانه مصدق می‌رود تا حکم عزل او را بدهد و کودتای اول را رقم بزند. در سریال، این گونه نشان داده می‌شود که مصدق سراسیمه از رسیدن نصیری به در خانه خود مطلع می‌شود و به تکاپو می‌افتد. حال آن که او این موضوع را بوسیله سازمان افسری حزب توده دریافته بود و اساسا دستگیری نصیری و شکست کودتای اول به همین سبب رقم خورد.

در شب کودتای دوم در 28 مرداد شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ را در حال تعلیم دیدن از شاپور ریپورتر می‌بینیم. اولا او در حدی نبود که یکی از مهم ترین عوامل انگلیس در ایران خود شخصا مامور توجیه‌اش باشد. ثانیا شعبان بی‌مخ تا ظهر روز 28 مرداد در زندان دولت مصدق بود و تازه ظهر این روز با استفاده از شلوغی تهران از زندان بیرون آمد.همچنین در اواخر سریال، بختیار در حال تماشای پخش مستقیم سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا(س( )12 بهمن 57 ) دیده می‌شود. حتی همین الان نیز میلیون‌ها ایرانی به یاد دارند که پخش زنده مراسم بازگشت امام به ایران همان دقایق اولیه با یورش سربازان گارد به ساختمان تلویزیون قطع شد.

مجموع این لغزش‌ها که البته به این موارد محدود نیست، ممکن است قضاوت درباره عملکرد کلی تلویزیون در ساخت مجموعه‌های تاریخی را تحت تاثیر قرار دهند؛ در حالی که تلویزیون در سال‌های اخیر موفق به تولید مجموعه‌های موفقی همچون روزگار قریب و در چشم باد شده است.

رضا ستوده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها