پاول ؛ جنگ طلب با پرستیژ

اواخر تابستان و پاییز 2002 ، شکست رقت انگیزی درخصوص مفسران لیبرال که همه امیدهایشان به کالین پاول بسته بودند ، رخ داد.
کد خبر: ۳۰۹۳۵
برای آنها وزیرخارجه ، میانه روی مقدسی به حساب می آمد و منابع خبری ، مشتاقانه بالا و پایین شدن اختلافات درون دولتی او را گزارش می کردند. او بارها به خاطر این که یکی از اعضای داخلی صبور و عاقل واشنگتن است ، مورد ستایش و تمجید قرار گرفته بود و نیز یک دیپلمات کامل و کار کشته محسوب می شد. در حرکت به سوی جنگ و در جستجو برای یافتن زمینه مشترک ، کالین پاول بهترین طبل اصلی و نیز عزیز دردانه جریان اصلی رسانه ها بود. برخی استحکامات صاحب نفوذان رسانه ای جناح راست ، مانند ستون سرمقاله وال استریت ژورنال ، او را به دلیل نقص در طرفداری از سیاست نظامی گری مورد انتقاد قراردادند ؛ اما در جهان واقعی ، پرستیژ بسیار زیاد پاول به جای این که احتمال بروز آتش جنگ در عراق را کم کند حربه بسیار مفیدی برای طراحان جنگ به حساب می آمد. ای اف پی ، آژانس خبری فرانسوی در اوایل سپتامبر اشاره کرد: ژنرال بازنشسته در نظر بسیاری از دوستان و متحدان خارجی واشنگتن ، به منزله اعتبار اصلی و اساسی سیاست خارجه امریکا محسوب می شود. او آنقدر خردمند بود که با حوصله و متانت کافی تحرکات بی شمار دیپلماتیکی را پیش از آغاز جنگ به عمل آورد. حتی تحلیلگرانی که متوجه نقطه ضعف خطرناک نقش مرگبار او شده بودند تملق او را می گفتند. ماری مک گوری ، 6هفته پیش از پایان 2002 نوشت : ما باید از این که پاول وزیر خارجه است خوشحال باشیم . اگر به خاطر او نبود، سربازان ما ممکن بود الان خانه به خانه در جنوب بغداد در حال انجام عملیات مرگ می بودند؛ اما پاول هرگز به بوش نگفت که به جنگ نرود، بلکه به او گفت چگونه از طریق درست سیاسی ، وارد آن شود. پاول در عوض این که مانع از بروز جنگ شود، تنها چند هفته ای آن را به تاخیر انداخت و برای آن سرپوش مناسبی فراهم کرد. اما حقیقت این است که سابقه پاول درخور و در حد و اندازه یک انسان باوجدان نیست . اشتیاق به شرکت و حضور در اعمال ننگین جزو لاینفک حرفه او بوده است . چند نمونه : در ژانویه 1986 پاول که در آن زمان معاون وزیر دفاع وقت ، کاسپار و اینبرگر، بود بر انتقال 4508 موشک ضدتانک به سیا نظارت می کرد. پاول کمک کرد تا این معامله از دید کنگره و افکار عمومی مخفی بماند. پاول به عنوان مشاور امنیت ملی ریگان ، عامل اصلی تلاش دولت امریکا برای سرنگونی دولت منتخب نیکاراگوئه بود. در ژانویه 1988زمانی که به امریکای مرکزی رفته بود، کلیه کشورهای منطقه را در صورت همکاری نکردن در ارسال سلاح به شورشیان کونترا، که در آن زمان هزاران نفر از غیرنظامیان نیکاراگوئه را قتل عام کرده بودند، به قطع کمکهای امریکا تهدید کرد. پاول همچنین تلاش کرد روند صلحی که از سوی رئیس جمهور کاستاریکا، اسکار آریاس ، پایه گذاری شده بود، با موفقیت رو به رو نشود. در 20دسامبر سال 1989، زمانی که امریکا به پاناما حمله کرد، پاول رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا بود. به گزارش مارتین واکر، گزارشگر روزنامه انگلیسی ، نقش او در تصمیم به حمله به پاناما بسیار موثر و کلیدی بود. صدها غیرنظامی تنها در همان ساعات اولیه حمله کشته شدند. پاول در همان روز اعلام کرد: ما باید بیرون از در خانه هایمان تابلویی نصب کنیم که روی آن نوشته باشد: اینجا ابرقدرت زندگی می کند. اواخر سال 2000، در حالی که عوامل بوش درگیر بازشماری آرا در فلوریدا برای کسب آرای الکترال ایالتی بودند که هزاران آفریقایی امریکایی به ناحق به واسطه تلاش جمهوری خواهان از دادن رای محروم شده بودند، پاول به مزرعه جورج دبلیو بوش درتگزاس رفت و با عکسهای مختلف با او، که عنوان اول روزنامه ها را به خود اختصاص داد، حمایت خود را از او در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.

نورمن سالومون ریس ارلیچ
نویسنده : محمدرضا نوروزپور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها