در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ربانی خود را ورزشکار و شهروندی محتاط میداند. نه تصادف رانندگی داشته و نه در ورزش دچار حادثهای جدی شده. اما شاهد دو ماجرا بوده که هرگز از یادش نمیرود. گویا زمین ورزش دوومیدانی حادثهخیز است. سال پیش در مسابقات قهرمانی کشور، رقیب او، امیرمحمد صلح میرزایی، با یک خیز به یادماندنی بر نیزه تکیه زد و به خوبی پرید، اما به جای اینکه روی تشک فرود بیاید، روی زمین افتاد. سرش شکافت و خونریزی کرد. ربانی میگوید: «رشته ما خطرناک است. تو باید تمام وزنت را روی نیزهای بیندازی که نهایتا 3 یا 4 سانت قطر دارد. اگر اشتباه بیومکانیکی بکنی و نیروها را اشتباه اعمال کنی، ممکن است به شکل خطرناکی زمین بخوری. در آن مسابقه تشک هم استاندارد نبود. سر امیر بشدت ضربه دیده بود و ما فکر میکردیم حتما ضربه مغزی شده. بازی را ولکردیم و امیر را به بیمارستان بردیم. او عضو تیم ذوب آهن بود و من برای تیم نفت بازی میکردم. جالب اینجاست به خاطر اینکه مسابقه را رها کردم، باشگاه مرا جریمه کرد. اما امیر حالش خوب شد و حالا جوان برومندی است که برای کشور افتخار میآفریند.»
حادثهها در زمین دوومیدانی تمام شدنی نیستند. یکبار هم برادر او دچار سانحه شده است: «سال 82 بود و مسابقات برتری نوجوانان. محمد مصطفی، برادرم، موقع پرشنیزهاش بد باز شد و به سمت راست دالان پرش منحرف شد. پای چپش به یکی از پایهها گیر کرد و پاره شد.»
ربانی این بار هم دست از مسابقه میکشد و به بیمارستان میرود. اما چرا او هر بار مسابقه را رها میکند؟ وی معتقد است: «مسابقه هم یک جور بازی است. هدف لذت بردن از آن است. وقتی جان کسی در خطر است دیگر لذت بردن معنی ندارد. به همین خاطر به راحتی از مدال و جایزه دست میکشم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: