در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوران مشروطه در تاریخ معاصر ایران سالهای بسیار مهم و تعیین کنندهای در سرنوشت سیاسی ملت ایران است که البته تاویلها و تفسیرهای متفاوت و متضادی از آن صورت گرفته است. حال باید منتظر بود و دید که محمدرضا ورزی در مقام کارگردان کدام روایت از دوران مشروطیت را در سریال «سالهای مشروطه» به تصویر میکشد.
آنچه میخوانید گزارشی است که از پشت صحنه سریال «سالهای مشروطه» تهیه شده است. این سریال قرار است در دهه فجر از شبکه 2 سیما پخش شود.
بسیاری از بازیگران علاقه دارند شخصیتهای تاریخی را بازی کنند بویژه اگر آن شخصیت مثبت و قهرمان گونه امیرکبیر باشد. محمد صادقی که در این سریال نقش امیرکبیر را بازی میکند در اینباره، میگوید: ابعاد دراماتیک و نمایشی را نباید نادیده بگیریم. وقتی یک نقش تاریخی را در ساختار و ابعادی دراماتیکی بازی میکنیم، باید ببینیم آن شخص در چه شرایطی قرار داشته است. قطعا بحث خوب، بد بودن، قهرمان و ضد قهرمان بودن در درام بحث ثانویه است و اولویت در پرداختن درست به موقعیت و شرایط آن شخصیت است.
وقتی با صادقی گفتگو میکردم و او را در شمایل امیرکبیر میدیدم، یاد 2 بازیگر دیگری که قبلا نقش امیرکبیر را بازی کرده بودند، افتادم. اول ناصر ملک مطیعی در سریال «صاحبقران» ساخته مرحوم علی حاتمی و دیگری سعید نیکپور در سریال «امیرکبیر.» حالا به صادقی میگویم که آیا بازی افرادی دیگر در نقش امیرکبیر روی او و بازیاش تاثیر گذاشته و اصلا آن 2 بازی را به قصد ایفای این نقش تماشا کرده است. وی پاسخ میدهد: نگاه به این صورت که پیدرپی و هدفمند باشد نه و عمدا از این قضیه پرهیز کردم تا تحت تاثیر آنها قرار نگیرم نه فقط در رابطه با امیرکبیر، من نقشهایی هم قبلا داشتهام بازیگران دیگری هم آن را بازی کرده بودند. مثل نقش ابراهیم خلیلالله. به نظر من اگر پرداختن نقش درست باشد نتیجه به طور نسبی موفقیت آمیز خواهد بود و تفاوت 2 بازیگردر یک نقش واحد البته طبیعی است. هیچگاه 2 بازیگر نیستند که نقشی را بازی کنند که مشابه هم باشد، حتما متفاوت از کار در میآید، البته به این شرط که کسی تلاش در تقلید نداشته باشد. تقلید اصولا در حرفه بازیگری اشتباه است. صادقی در ادامه به بیان دلایل تفاوت این امیرکبیر با نقشهای قبلی، اضافه میکند: «فیلمنامه و تلقی کارگردان از امیرکبیر در این کار بهگونهای است که دیدگاه و تصویر تازهای از دوران امیرکبیر و خود او ارائه میکند. بنابراین وقتی قصه جدیدی از این موقعیت تاریخی ارائه میشود، ما شاهد تصویر متفاوتی از امیرکبیر در این سریال خواهیم بود.»
هنوز سوالات دیگری از امیرکبیر داشتم که وی از سوی کارگردان فراخوانده شد تا به دربار ناصرالدین شاه برود، زیرا شاه میخواست با وزیر اعظم خود ملاقات کند.
ملاقات با ناصرالدین شاه
وقتی به در اصلی کاخ گلستان میرسم، اولین بازیگری که به چشمم میخورد، سعید شیخزاده است او در قامت شاه قاجار جلوی کاخ قدم میزند تا برای ایفای نقش ناصرالدین شاه مقابل دوربین برود. البته این اولین تجربه شیخزاده در ایفای نقشهای تاریخی نیست. وی میگوید: «من قبلا هم یک نقش تاریخی را در سریال شیخ مفید بازی کرده بودم. در این مجموعه نیز نقش جوانیهای ناصرالدین شاه را بازی میکنم؛ دورانی که شاه با امیرکبیر بود.
با توجه به اینکه او در سالهای مشروطه، جوانیهای ناصرالدین شاه را بازی میکند و بازیگر دیگری این نقش را در سنین بالاتری ادامه میدهد، حدس زدم که باید بین این دو بازیگر، شباهتهایی از نظر چهره وجود داشته باشد که شیخزاده پاسخ میدهد: «احتمالا کارگردان تشخیص داده که شباهتی بین من به عنوان ناصرالدین شاه جوان و آقای ایرج راد که نقش ناصرالدین شاه میانسال را بازی میکند، وجود داشته است.»
او ادامه میدهد: 5 قسمت اول سریال به جوانیهای ناصرالدین شاه اختصاص دارد که من بازی میکنم و 4 قسمت نیز به دوران میانسالی و پیری وی اختصاص دارد که ایرج راد قرار است آن دوره را بازی کند.
شخصیتهای تاریخی آن هم در حد و اندازه شاه و سلطان همواره در ذهن مخاطبان ما به عنوان انسانهای ظالم و زورگو یا خوشگذران و شکمباره تداعی میشوند، اما شیخزاده از پادشاه جوانی صحبت میکند که اهل هنر و فرهنگ است. «به نظر من، ناصرالدین شاه جوانی مثبتی دارد. جوانی شاعر، نقاش و اهل هنر که به طور کلی بسیار آدم رمانتیکی بوده است، قطعا نقش امیرکبیر را کنار او و در شکل گیری شخصیت این شاه قاجار نباید دست کم گرفت.»
از وی میپرسم آیا در تحقیقاتش به ریزکاریهای رفتار ناصرالدین شاه چنانکه روایت شده، توجه داشته است که او جواب میدهد: «اتفاقا بسیاری از دوستان توصیه میکردند که این کار را بکنم اما من از آن خودداری کردم، چون فکر میکنم این مساله ممکن است واکنش و حساسیتهایی به دنبال داشته باشد. آن وقت بیننده به جای اینکه قصه را دنبال کند، در پی این است که ببیند ناصرالدین شاه در این سکانس یا آن پلان همان رفتاری را بروز داد که مثلا در فلان کتاب تاریخی آمده است یا نه. مگر اینکه آن خصوصیات آنقدر بارز باشد که همه از آن صحبت کنند و درباره آن اطلاعات داشته باشند در ضمن ما داریم یک کار سینمایی میکنیم و باید مقتضیات دراماتیک کار نیز رعایت شود.»
کپی برابر اصل
برخی مشاغل و مهارتهای سینمایی وجود دارد که چندان به چشم نمیآیند و از نگاه مخاطبان پنهان است. شاید همین گزارشهای پشت صحنه، بهترین فرصت باشد تا درباره نقش و اهمیت آنها در فرآیند تولید فیلم و سریال حرف بزنیم؛ از جمله این مشاغل، طراح صحنه و لباس است که اگرچه آثار کارها آنها در فیلم، ملموس و قابل مشاهده است، اما مخاطبان آنقدر مجذوب بازیگران و قصه هستند که کمتر متوجه آن میشوند. اگرچه در سریالهای تاریخی به دلیل تفاوت لوکیشن و نوع پوشش شخصیتهای اثر این مساله برجستهتر شده و بیشتر از یک فیلم و سریال روز و روتین به چشم میآید. اگر شما هم همراه من به کاخ گلستان میآمدید و محمد صادقی و وحید شیخزاده را در لباسی متفاوت با پوشش خود میدیدید، حتما سراغ طراح لباس این مجموعه میرفتند تا با او در این زمینه گفتگو کنید و من نیز همین کار را کردم. خانم رویا ابراهیمی، هم طراح لباس و هم طراح صحنه سریال سالهای مشروطه است و درباره این کار میگوید: اگر مسوولیت طراحی لباس و صحنه با یک نفر باشد، کارها یکدستتر و بهتر خواهد شد مگر اینکه پروژه آنقدر سنگین و بزرگ باشد که تقسیم کار اتفاق بیفتد.
همینطور که به صحبتهای خانم ابراهیمی گوش میکردم، چشمم به زیبایی و شکوه کاخ بود و اینکه آیا این لوکیشنهایی که خود یک بنای تاریخی است و چه بسا قصه سریال به شکل واقعی در همین محیط رخ داده است، آیا بازهم نیازمند طراحی صحنه است که ابراهیمی گفت: لوکیشنهای ما بیشتر حالت موزه پیدا کردهاند و از لحاظ موقعیت داستانی ممکن است با فضای کار هماهنگ نباشند لذا طراح صحنه در این مکانها نیز باید لوکیشن و صحنه را متناسب با اقتضای داستان طراحی کند و چیدمان ما باید سینمایی باشد نه صرفا تاریخی. ضمن اینکه لوکیشن ما باید در قاب تصویر هم جا شود.
شاید شما هم مثل من کنجکاو باشید که بدانید طراحی لباس شخصیتهای تاریخی براساس چه الگویی تهیه میشود؟ آیا همه این طراحیها بر اساس سندیت تاریخی انجام شده یا محصول تخیلات و خلاقیت طراح است؟ ابراهیمی پاسخ میدهد: «اگر از آن زمان عکس یا نقاشی بود ما براساس آن به طراحی لباس شخصیتهای قصه میپردازیم و در غیر این صورت، از سنگ نوشتهها یا منابع مکتوبی که بتواند مشخصات پوشش آن دوره تاریخی را به ما نشان بدهد، از آن استفاده میکنیم. مثلا در این سریال لباس امیرکبیر بر اساس نقاشی ای که از او باقی مانده، طراحی شده است. وی ادامه میدهد: «تمام لباسهای کاراکترها در این سریال بر اساس همین قصه طراحی و دوخته شده و از لباسهای آرشیوی استفاده نکردیم مگر برای سیاهی لشگرها.»
تریلوژی تاریخ معاصر
یکی از دشوارترین کارها در تهیه گزارش پشت صحنه، گفتگو با کارگردان است. اغلب کارگردانها به دلیل مشغله زیاد و حضور در صحنه و تصویربرداری با خبرنگار جماعت مصاحبه نمیکنند، اما محمدرضا ورزی بیش از دیگر عوامل سریال برای گفتگو با من وقت گذاشت و حتی در اواسط مصاحبه به دستیارش گفت که به تمرین با بازیگران بپردازد تا بتواند به سوالات من پاسخ دهد. او البته به بسط برخی دیدگاههای سیاسی خود درباره تاریخ معاصر پرداخت که به دلیل اینکه از حوصله این گزارش خارج بود، در اینجا نیاوردم و به توضیحات وی درباره مسائل کارگردانی سریال اکتفا کردم. ورزی درباره این مجموعه گفت: ما یک تریلوژی داشتیم که تاریخ 150 ساله ایران را به تصویر میکشید و این توافقی بود که با صدا و سیما صورت گرفت. منتها این فرآیند برعکس انجام شد. ما از پرخطرترین و حساسترین بخش شروع کردیم یعنی دوره پهلوی دوم که در سریال پدر خوانده به بررسی دوران سلطنت محمد رضا پهلوی تا پیروزی انقلاب اسلامی به آن پرداختیم. ما در این سریال، پروندهایی گشودیم که واکنش بسیاری را چه در داخل و چه در خارج در پیداشت. در سریال «عمارت فرنگی» نیز به دوران رضا خان و پهلوی اول پرداختم و اکنون هم در بخش سوم این تریلوژی به سالهای مشروطه میپردازیم.
چالش بین مورخ و فیلمساز همواره در ژانرهای تاریخی وجود داشته است. به این معنی که آیا فیلمساز مجاز است که تاویل خود را از تاریخ به تصویر بکشد یا آنکه باید به تاریخ وفادار بماند. ورزی در این باره معتقد است: من تاریخ نگار نیستم، من فیلمسازم. من اگر تاریخ را به تصویر میکشم باید تاریخ را از فیلتر درام خود عبور دهم، در غیراینصورت مخاطبی نخواهم داشت. من معتقدم تاریخ باید محتوای واقعیاش حفظ شود و کارگردان باید شاخ و برگهای آن را به صورت درام صورتبندی کند.
ورزی درباره فرآیند قصه در این سریال میگوید: در سریال سالهای مشروطه از امیرکبیر آغاز میکنیم و به شیخ فضلالله میرسیم و ما قصد داریم در این سریال حق شیخ فضلالله را از تاریخ بگیریم، چون واقعا این شخصیت در تاریخ معاصر ما مظلوم واقع شد. مگر او چه میگفت جز اینکه باید به واسطه شریعت، سیاست را تطهیر کرد. به نظر من نیز سیاست بدون شریعت نجاست است. این شریعت و دیانت است که سیاست را در مجرای درست و انسانی آن قرار میدهد. از جمله شخصیتهای بزرگ تاریخی که در این سریال به آن پرداختم، سید جمالالدین اسدآبادی بود که سریالهای تاریخی ما کمتر به این شخصیت تاثیرگذار پرداختهاند.
از جمله مسائلی که همیشه در سریالهای تاریخی درباره آن اختلاف نظر وجود دارد، ادبیات و زبان فیلم است؛ به طوری که گروهی یکی از دلایل دافعه سریالهای تاریخی برای برخی مخاطبان را به زبان غیرقابل فهم و کتابی این سریالها میدانند، اما کارگردان سالهای مشروطه میگوید: سعی کردم تا دیالوگ سریال را براساس ادبیات محاورهای امروز با اصطلاح قدیمی و آن دوره تاریخی بیامیزم تا در نهایت مخاطب عام که مخاطب اصلی من است، بتواند با آن ارتباط برقرار کند
مشکلات چهرهپردازی
برای گفتگو با طراح چهرهپردازی مجموعه باید از کاخ شاهی خارج میشدم و به سوی دیگر محوطه مجموعه گلستان میرفتم؛ زیرزمینی دنج که شهرام خلج و همکارانش در آنجا مستقر بودند. بدیهی است که چهرهپردازی کارهای تاریخی بیش از سریالهای روتین دیده میشود و البته دشوارتر است. خلج درباره این مشکلات میگوید: «ما مجبور بودیم یک کار 12 10 ماهه را در 5 ماه جمع کنیم. در واقع هرچه شخصیت تاریخی در این 70 سال وجود دارد را باید چهرهپردازی میکردیم. تغییر لوکیشنها نیز با توجه به حجم زیاد ابزار و لوازم کار به سختی کار اضافه میکرد. مثلا در همین کاخ گلستان در 3 هفته اخیر ما سه بار جابهجایی داشتیم.
خلج تقسیم بندی جالبی از شخصیتهای سریال با معیار چهرهپردازی انجام میدهد و میگوید: ما در چهرهپردازی این مجموعه با 3 گروه یا شخصیت سرو کار داشتیم. یکسری که نزد مردم شناخته شده هستند و مخاطبان قبلا چهره آنها را در سریالهای دیگر دیدهاند و برخی که زیاد معروف نیستند، اما تصاویری از چهره آنها وجود دارد و دسته سوم که اساسا شخصیتهای خیالی هستند که ما باید به خلاقیتهای ذهنی خود مراجعه میکردیم.»
اما مشکلات چهرهپردازان این سریال در ارتباط با خانمها بیشتر بود. خلج توضیح میدهد که: «ما مشکلی که در چهرهپردازی خانمها داشتیم، این بود که چون مجاز نبودیم موهای جلوی سر آنها را نشان دهیم، حتی با موهای مصنوعی برای همین مثلا برای پیر کردن مهدعلیا مشکل داشتیم و فرضا نمیتوانستیم موهای سفید برای او در زیر روسری ایجاد کنیم و این مساله باعث شد ما برای پیر نشان دادن آنها در چهرهپردازی صورت، اغراق کنیم.»
جذابیت لوکیشن در سریالهای تاریخی
از هرکس که بگذریم، از برنامهریز و دستیار اول سریال نمیتوانیم بسادگی عبور کنیم که هر چه اطلاعات ریز و درشت درباره تولید این سریال وجود دارد، نزد اوست. مسعود عجمی درباره این سریال به «جامجم» میگوید: «داستان این سریال در 15 قسمت و 3فاز تهیه شده است که روایت تاریخی 5 پادشاه را در 70 سال به تصویر میکشد و هر فاز شامل 5 قسمت میشود.
این سریال دارای 7 دوره زمانی است. در هر یک از این فازها بازیگران خاصی بازی میکنند که البته چند بازیگر مشترک هم در این فازها وجود دارد. سریال از مرگ محمد شاه قاجار شروع میشود و سپس با تاجگذاری ناصرالدین شاه و سفر ناصرالدین شاه از تبریز به تهران ادامه مییابد تا به 50 سالگی او میرسد و بازیگر این نقش عوض میشود. بعد مرگ ناصرالدین شاه و روی کار آمدن مظفرالدین شاه و عصر مشروطیت، تاجگذاری محمدعلی شاه و در نهایت با تاجگذاری احمد شاه سریال تمام میشود.»
یکی از جذابیتهای سریالهای تاریخی، لوکیشنهای آن است که البته در امر تولید دشواریهای خاص خود را دارد.
مکانهای تاریخی به دلیل موزه بودن و محافظتهای میراث فرهنگی، قوانین دست و پاگیرتری نسبت به یک خانه معمولی دارند، آن هم سریال سالهای مشروطه که پر لوکیشن است. دستیار کارگردان میگوید: «لوکیشنهای این سریال شامل کاخ گلستان، کاخ سعدآباد، کاخ نیاوران شهرک سینمایی غزالی، شهرک سینمایی دفاع مقدس، قزوین، بازار سعدالسلطنه، فین کاشان، دهکده کن و باغ ملک و چند جای دیگر بود.»
تولید یک سریال تاریخی که به سفارش سازمان صدا و سیما باشد و حتما باید در زمان مشخصی به پخش تحویل شود، از فشردگی و استرس بالایی برخوردار است. عجمی میگوید: «ما در روز حداقل 15 ساعت و حداکثر 18 ساعت کار میکنیم تا انشاءلله سریال برای 8 بهمن روی آنتن برود. زمان پخش این مجموعه 15 قسمتی در هر قسمت حدود 45 تا 50 دقیقه است.»
سریالی با 130 شخصیت تاریخی
سریال سالهای مشروطه 130 شخصیت دارد که از بازیگر یک سکانس گرفته تا بازیگران اصلی را شامل میشود. پیش تولید این سریال از خرداد شروع شد و 15 مرداد نیز کلید خورد. سریال سالهای مشروطه را علی لدنی در 15 قسمت 50 دقیقهای تهیه میکند.
در فاز اول سریال سالهای مشروطه دوره صدارت امیرکبیر روایت میشود. در این فاز محمد صادقی (امیرکبیر)، آزیتا حاجیان (مهد علیا)، داریوش کاردان (میرزا آقاخان نوری)، یوسف صیادی (آقاجوهر)، تینا پاکروان (امینه)، زهیر یاری (اصلان)، علی رامز (کلنل فرانت)، سعید شیخزاده (ناصرالدینشاه جوان)، ساغر عزیزی (عزتالدوله) و فریبا خادمی (مادام حاجیعباس) ایفای نقش میکنند.
در فاز دوم سریال که ماجرای مشروطه جدیتر و واقعه تنباکو هم به بقیه ماجراها اضافه میشود، بازیگرانی مانند جمشید مشایخی (کمالالملک)، محمدرضا شریفینیا (رمال)، حسام نوابصفوی (سیدجمالالدین اسدآبادی)، ایرج راد (ناصرالدینشاه)، محمد مطیع (اتابک)، رضا رویگری (میرزای آشتیانی)، چنگیز وثوقی (کامران میرزا)، قاسم زارع (میرزارضای کرمانی)، فرخ نعمتی (میرزای شیرازی)، شهروز ابراهیمی (تالبوت)، ولیالله مومنی (پهلوان علیاکبر)، خسرو فرخزادی (حاج امینالضرب) ناصر خاوری (ولف) آناهیتا دری (انیسالدوله) و علیرضا حقشناس (سیدفال اثیری) حضور دارند.
انقلاب مشروطه در زمان حکومت مظفرالدین شاه شکل جدیتری به خود گرفت. اتفاقات این دوره در فاز سوم سریال سالهای مشروطه روایت میشود و نقشهای اصلی آن را اکبر عبدی (مظفرالدین شاه)، جمشید جهانزاده (شاپ شال)، شهرام عبدلی (محمدعلی شاه)، امیر دژاکام (شیخ فضلالله نوری) و حسن کاخی (آیتالله طباطبایی) بازی میکنند. از دیگر عوامل سازنده این سریال میتوان به نویسنده: محمدرضا ورزی، مدیر تصویربرداری: فرشاد خالقی، مدیرتولید: تینا پاکروان، طراح دکور، لباس و صحنه: رویا ابراهیمی، تدوین: یلدا جبلی، موسیقی: ستار اورکی، صدابردار: علیرضا غفاری، طراح چهرهپردازی: شهرام خلج، مدیر برنامهریزی، دستیار اول کارگردان و عکاس: مسعود عجمی، جلوه ویژه بصری: بهنام خاکسار و جلوه ویژه میدانی: حمید رسولیان، اشاره کرد، همچنین بازیگران دیگری چون شیرین ایزدی، خسرو بامداد، مهری ودادیان، کیمیا موسوی، اسدالله یکتا، شهره نیکنام، اصغر ضرابی، میثم نیکنام و رضا حقیقی در این سریال به ایفای نقش میپردازند.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: