مکث

خسرو شکیبایی و مارکز در تلویزیون

هر چه زمان می‌گذرد جای خالی زنده‌یاد خسرو شکیبایی بیشتر احساس می‌شود. مردی که با صدا، تصویر و نوع بازی‌اش بین مردم محبوب شد. شکیبایی را می‌توان از معدود بازیگرانی دانست که صدا و تصویرش مکمل هم بودند.شکیبایی بدون صدایش نمی‌توانست تاثیر زیادی برمخاطب داشته باشد، اما صدایش می‌تواند حتی در نبود او شنونده را متاثر کند و او را با خود به دنیای خیال ببرد و دامنه تصوراتش را از آنچه که شکیبایی روایت می‌کرد، وسعت بخشد. برای اثبات این ادعا می‌توان به برنامه «ایستگاه» اشاره کرد که هر روز ظهراز شبکه یک سیما پخش می‌شود، این برنامه به سفارش مرکز پژوهش‌های صداوسیما تولید شده است. زنده یاد شکیبایی در این برنامه حکایت‌های گلستان سعدی را با کلام دلنشین خود روایت می‌کند. نکته جالب در ایستگاه این است که در طول روایت، نقاشی که چهره‌اش دیده نمی‌شود، روی زمینه‌ای شیشه‌ای انگار با ماسه تصاویری را رسم می‌کند که باید مرتبط با حکایت باشند، اما تصاویر فقط برای پر کردن فضا هستند و آنچه در ایستگاه اهمیت پیدا می‌کند، صدای خسرو شکیبایی است که حکایت‌های شنیدنی گلستان را بعد می‌بخشد و آنها را جلوه می‌دهد.
کد خبر: ۲۹۶۵۸۸

ایستگاه، فرصتی است برای شنیدن صدایی که دوستش می‌داریم و توجه به این نکته که استفاده مناسب از صدای گویندگان می‌تواند تاثیر مطلب را بر شنونده و بیننده بیشتر کند. البته حالا که از فرصت سخن به میان آمد، بد نیست در ازدحام پخش سریال‌های نمایشی مانند یک لحظه دیرتر، به کجا چنین شتابان، مسافران، خسته دلان، گاو صندوق، جستجوگران، کلانتر3، در چشم باد، عملیات 125 و... که در طول هفته از شبکه‌های مختلف تلویزیون به نمایش در می‌آیند به برنامه‌های دیگری هم اشاره کنیم که بدون این‌که از حمایت عام و شفاهی مخاطبان تلویزیون یا نقدهای فراگیر نشریات تخصصی و غیرتخصصی بهره‌مند باشند، می‌توان آنها را در زمره بهترین آثار تلویزیونی قرار داد. یکی از این برنامه‌ها، سینما اقتباس است که یکشنبه شب‌ها از شبکه 4 سیما به نمایش درمی‌آید. در این برنامه فیلم‌های مطرح دنیا که از روی رمان‌های معروف ساخته شده‌اند در کنار نقد و بررسی به نمایش درمی‌آیند.

یکشنبه شبی که گذشت، فیلم کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد از این برنامه پخش شد، فیلمی که براساس رمانی از گابریل گارسیا مارکز در سینمای اسپانیا ساخته شده است. همه آنهایی که با داستان‌های مارکز آشنا هستند، از این داستان‌ها فضاهای مختلفی را در ذهن دارند و برای شخصیت‌های این رمان‌ها در تخیل خود تصاویر مختلفی ساخته‌اند. این گروه با دیدن فیلم کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد، تصویری نزدیک به ذهنیت خود را از سرهنگ می‌بینند و جالب اینجاست که خیلی زود با او ارتباط برقرار می‌کنند البته دوبله مناسب و انتخاب صدای ایرج رضایی که به جای سرهنگ صحبت می‌کرد، در این ارتباط برقرار کردن بسیار مهم بود در برنامه سینما اقتباس این هفته مارکز را هم دیدیم و نظرات او را درباره آثارش شنیدیم. این اتفاق را هم می‌توان یک فرصت دانست. فرصتی که تلویزیون برای مخاطبان خاص خود به وجود آورده است.

برنامه‌هایی مانند ایستگاه و سینما اقتباس از برنامه‌های گل درشت تلویزیون نیستند که دریک لحظه بزرگ شوند و در چشم بنشینند اما چنین برنامه‌هایی برای مخاطب غنیمت هستند، برنامه‌هایی که زاویه نگاه و دیدگاه مخاطبان خود را تقویت می‌کنند. اما کمتر مورد توجه منتقدان و اصحاب نشریات مختلف قرار می‌گیرند، در صورتی که چنین برنامه‌هایی را می‌توان پشتیبانان تلویزیون دانست، برنامه‌هایی که در ارتقای سلیقه مخاطب موثر هستند و می‌توانند به بالا بردن کیفیت برنامه‌های نمایشی و پر بیننده سیما کمک کنند.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها