با محمدعلی خطیبی ، نماینده ایران در اوپک

تمایل اوپک به حذف دلار

2 ماه دیگر با ورود به سال 2010 میلادی اوپک (سازمان کشورهای صادرکننده نفت) 50 ساله می‌شود.نیم‌قرن پیش، تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت تصمیم گرفتند در عرصه جهانی بازار نفت حرف اول را بزنند و از عرضه ارزان و مجانی نفت جلوگیری کنند.
کد خبر: ۲۹۵۴۸۴

بر این اساس تعدادی از این کشورها از جمله ایران دور هم گرد آمدند تا درباره تشکیل سازمانی برای چنین کاری تصمیم‌گیری کنند و از این روی اوپک ابتدا با 5 عضو شکل گرفت و پس از آن تعداد اعضا افزایش یافت. اکنون این سازمان بین‌المللی 13 عضو دارد که ایران، عربستان و ونزوئلا از اعضای موثر و تولیدکنندگان اصلی آن به شمار می‌روند.

اجلاس اوپک معمولا سالانه یک بار در سطح وزیران نفت کشورها برگزار می‌شود که به بررسی تحولات بازار و میزان تولید کشورها می‌پردازند و گاهی نیز بنا به اقتضائات بازار جهانی نفت، اجلاس فوق‌العاده برگزار می‌کند. در طول سه سال اخیر چند نشست فوق‌العاده برای تصمیم‌گیری درخصوص میزان سهمیه و تولیدات نفت کشورها برگزار شد که تاثیر نسبتا مناسبی بر بازار داشت.

بررسی تحولات بازار در 50 سال اخیر و نقش اوپک در قیمت نفت از جمله موضوعاتی است که درباره آن با محمدعلی خطیبی، نماینده ایران در اوپک به گفتگو نشسته‌ایم.

سهمیه ‌بندی تولید نفت در اوپک دقیقا از چه زمانی آغاز شد؟

سهمیه‌بندی از اوایل دهه 80 شروع شد و ادامه پیدا کرد. در سال 86 قیمت‌ها یک رقمی شد، اما با تلاشی که صورت گرفت قیمت‌ها مجدد دو رقمی شد و به 18 17 دلار رسید تا اوایل دهه 90. اوایل دهه 90 شاهد افزایش مجدد قیمت‌های نفتی هستیم به دلیل این‌که سال 90 عراق، کویت را اشغال کرد و با اشغال شدن کویت، هم نفت عراق و هم نفت کویت هر دو از بازار خارج شدند و چاه‌های کویت اشغال و پس از مدتی هم منفجر شد. نفت عراق هم تحریم شده بود؛ نفت 2 کشور مهم صادرکننده اوپک (عراق و کویت) عملا از بازار خارج شد. آن موقع هم قیمت‌ها بشدت افزایش یافت. پس از این که کویت آزاد شد، تولید کویت و عراق برگشت. اوضاع آرام شد و قیمت‌ها بین 18 17 دلار نوسان پیدا می‌کرد.

پایین‌ترین قیمت نفت مربوط به چه سالی می‌شود؟

سال 1986 میلادی قیمت نفت 8 - 7 دلار شده بود. قیمت نفت در همه کشورها یکسان نیست. بعضی کشورها 5 دلار هم فروختند.

سابقه ایران در این زمینه چیست؟

ایران هم همان موقع نفت را بشکه‌ای 6 - 5 دلار فروخت.

در همان زمان بود که آمریکایی‌ها سکوهای ما را در خلیج فارس می‌زدند. قبل از پذیرش قطعنامه این اتفاق افتاد؟

خیر. سال 1986 سالی بود که اوپک سیستمی را ایجاد کرده بود و برای اعضا سهمیه‌هایی گذاشته بود و عربستان را به عنوان تولید کننده شناور مطرح کرده بود؛ یعنی همه اعضا سهمیه‌ای داشتند و مابقی را عربستان تولید می‌کرد. در واقع عربستان تولیدکننده شناور شده بود. وقتی تقاضا افزایش پیدا می‌کرد عربستان تولید خود را زیاد و وقتی تقاضا کاهش می‌یافت تولید را کم می‌کرد.

ماجرای کاهش شدید قیمت‌ها چه بود؟

در دهه 90 پس از این که اشغال کویت برطرف شد تقریبا دوران متعادلی را داریم که باز هم قیمت‌ها حدود 18 17 دلار است. اوپک کماکان با رعایت سهمیه‌بندی سعی می‌کرد قیمت‌ها را در این حد نگه دارد، ولی در انتهای دهه 90 یعنی سال 1998 اوپک اشتباه فاحشی مرتکب شد. این که در آن سال وقتی آسیای جنوب شرقی دچار رکود اقتصادی شده بود و در آنجا تقاضا بشدت کاهش پیدا کرده بود اوپک به جای این که سقف تولید خود را کاهش دهد، آن را افزایش داد. طبیعتا قیمت‌ها کاهش پیدا کرد و حتی به زیر 10 دلار در هر بشکه رسید. اگر اشتباه نکنم 16 ماه طول کشید که اوپک با کاهش تولید موفق شد قیمت‌ها را دوباره به 20 18 دلار برساند. تا اینجا این فضایی بود که قیمت نفت افزایش پیدا نمی‌کرد مگر با یک تحول سیاسی، یعنی بازار قوی نبود. قیمت‌ها حدود 18 17 دلار بود.

چه شد که اوایل دهه جدید میلادی قیمت‌ها ناگهان از سطح 18 - 17 دلار فاصله گرفت و دیوانه‌‌وار افزایش پیدا کرد؟

اگر یادتان باشد اوپک حدود سال 2002 یک محدوده قیمتی گذاشت بین 22 تا 28 دلار.

مدتی اوپک این مکانیسم را به کار گرفت. توجیه‌اش هم به این صورت است که اگر قیمت‌ها از سطح پایین این محدوده کمتر شود آن موقع اوپک تولید را کاهش می‌دهد و از محدوده پایین قیمت دفاع می‌کند. اگر قیمت‌ها از سطح بالایی این محدوده بالاتر رود باید افزایش تولید دهد و قیمت‌ها را در این محدوده نگه دارد. این مشکل وجود داشت که اوپک یک مدت کوتاه موفق شد قیمت‌ها را در این محدوده حفظ کند، ولی وقتی وارد سال 2004 می‌شویم آنقدر تقاضا افزایش پیدا می‌کند که اوپک ابزاری ندارد که بتواند قیمت‌ها را در این محدوده نگه دارد. اگر شما بخواهید قیمت‌ها را در این محدوده نگه دارید، هم باید آمادگی کاهش تولید و هم باید ظرفیت برای افزایش تولید داشته باشید تا از این محدوده بالاتر نرود، چون ظرفیت مازاد اوپک محدود شده بود، قیمت‌ها در سقف شکست و از این محدوده خارج شد و به بالای 30، 35 و 40 دلار رسید. در آنجا اوپک اعلام کرد ما نمی‌توانیم این محدوده را ادامه دهیم و بازار است که قیمت‌ها را تعیین می‌کند.

از آنجا به بعد بود که قیمت‌ها از محدوده خارج شد 40 30 دلار را پشت سرگذاشت. حتی این اواخر به نزدیک 150 دلار هم رسید.

چه عواملی باعث شد این پدیده رخ دهد؟

در دهه 2000 یعنی 2000 تا 2010 دو دسته از عوامل سبب شدند بر خلاف دهه‌های 70، 80 و 90 قیمت‌ها افزایش پیدا کند؛ یکی این که بنیادهای بازار قوی شد و تقاضا افزایش پیدا کرد. هر سال تقاضا حدود 2 5/1 میلیون بشکه افزایش پیدا می‌کرد. در سال 2004 تقاضا تا 3 میلیون بشکه افزایش یافت. تقاضا آنقدر قوی شده بود که عوامل بنیادی بودند که قیمت‌ها را از 18 - 15 دلار می‌بردند به محدوده‌های بالای 30، 40 و 50 دلار.

عامل دیگر که در سال‌های اخیر نقش پیدا کرد، علت غیربنیادی بود که کمک کرد قیمت‌ها به 80 - 70 و حتی 100 و 150 دلار برسد. از این عوامل، 2 عامل برجسته‌تر بودند. یکی نقش بورس‌بازها بود. این روند افزایشی سود قابل‌توجهی داشت. بورس‌بازان دیگر بخش‌ها پول‌های خود را به این بخش می‌آ‌وردند که سود به دست آورند. این عامل یک روند تصاعدی به قیمت‌ها داد. عامل دیگر، ژئوپلتیک بود. شرایط حساسی که در منطقه خاورمیانه به وجود آمده بود، سیاست‌های جنگ‌طلبانه بوش که بویژه در دوره دوم ریاست‌جمهوری دنبال می‌کرد و بحث تشنجات در منطقه خلیج‌فارس باعث نگرانی شده بودند و قیمت‌ها افزایش پیدا یافت.

تا تابستان سال 2008 این فضای افزایشی را داشتیم. پس از پاییز 2008 مجدد وارد فضای سقوط قیمت‌ها شدیم. قیمت‌ها از 147 دلار کاهش پیدا کرد و به 33 دلار رسید. حتی پیش‌بینی می‌کردند قیمت‌ها می‌تواند به زیر 20 دلار برسد. اوپک در فصل چهارم سال 2009 و 3 مرحله کاهش تولید که مجموع آنها در اجلاس الجزایر تایید شد، در مجموع تولید خود را به میزان 4 میلیون و 200 هزار بشکه کاهش داد. چنین کاهشی تا به حال در تاریخ اوپک بی‌سابقه بوده است.

ایران چقدر در این لابی‌ها نقش داشت؟

در اجلاس سال 2008 اوپک در جده برخی اعضا تصمیم گرفتند هر چقدر ظرفیت دارند به کار بگیرند تا این که قیمت‌‌ها از مرز 150 دلار بالاتر نرود. پس از اجلاس جده برخی تولیدکنندگان مثل عربستان بشدت تولید خود را افزایش دادند. در چنین فضایی صحبت‌های سقف تولید و سهمیه‌بندی بسیار کمرنگ شد، یعنی موقت تعطیل شد، اما به محض این که قیمت‌ها روند نزولی گرفت ما و کشورهای دیگر در اوپک تلاش کردیم اول به فضا نظم دهیم. پیش از آن هرج و مرج وجود داشت. هر کس هر چه می‌خواست تولید می‌کرد. ما اعضا را متقاعد کردیم کشورها به سهمیه‌هایشان برگردند. این سبب شد کشورهایی که بیش از سهمیه تولید کرده بودند تولید خود را کاهش دهند. این اقدام زیاد موثر واقع نشد و قیمت‌ها دوباره روند نزولی داشت و انتظار بازار کاهشی بیش از این بود.

ایران از 16 سال پیش تاکنون ریاست کمیته تنظیم بازار اوپک را به عهده دارد و توانسته نقش‌ خوبی در هماهنگی‌ها داشته باشد

در آنجا باز هم مقداری کاهش تولید تصویب شد و در سومین مرحله که اجلاس اوپک در الجزایر تشکیل شده بود، کشورهای غیر اوپک هم بودند که قول دادند، تولید را کاهش دهند.

اوپک به تنهایی تصمیم گرفت در مجموع این 3 کاهش 4 میلیون و 200 هزار بشکه از بازار خارج کند. این میزان، مجموع کاهش‌های قبلی اوپک را هم در برمی‌گرفت. اوپک با این برنامه وارد سال 2009 شد که 4‌‌میلیون و 200 هزار بشکه از تولید خود را از بازار خارج کند. اما دیدیم وقتی این تصمیم گرفته شد از اوایل سال 2009 بازار به نظم برگشت، به همین دلیل هم به رقم بی‌سابقه‌ای در کاهش تولید دست پیدا کرد.

البته من به خاطر دارم بسیاری از صاحب‌نظران با بدبینی معتقد بودند اوپک توان چنین کاهشی را ندارد و بسیاری از آنها تبلیغات منفی می‌کردند.

می‌گفتند این کاهش‌ها روی کاغذ است. در عمل کسی تولید خود را کاهش نخواهد داد؛ اما دیدیم که اوپک موفق شد تا 85 درصد این کار را عملی کند، درحالی که بهترین رکورد اوپک در کاهش‌های قبلی 60 درصد بوده است.

کدام کشورها صددرصد پایبند بودند؟

صددرصد امکان ندارد، اما بهترین رکورد اوپک 60 درصد بوده است. به نظرم اوپک تجربه جدیدی داشت و امتحان سختی را پشت سرگذاشت پس از جنگ جهانی دوم این رکورد گسترده‌ترین و عمیق‌ترین رکوردی بود که در اقتصاد دنیا به وجود آمد.

مدیریت چنین بازاری تجربه جدید اوپک بود که می‌توان گفت مهم‌ترین تجربه مدیریتی اوپک در بحران بازار بود. این به تجربیات قبلی اوپک افزود و ثابت کرد اوپک می‌تواند در چنین بحران‌هایی بازار را مدیریت کند و ثبات بازار را برگرداند.

آمریکایی‌ها در این موضوع دخالت نکردند؟ مثلا بعضی کشورهای همسو با سیاست‌های واشنگتن مثل عربستان را تحت فشار نگذاشت که بخواهد اوپک را از این تصمیم منصرف کند؟

من از فشار آمریکا به بعضی از کشورها خبر ندارم، چون بحث‌های محرمانه و سیاسی است، اما تاجایی که می‌دانم موقعی که بیم آن می‌رفت قیمت‌های نفت به زیر 30 دلار و حتی 20 دلار برسد ما شاهد بودیم که مصرف‌کنندگان هم از این قضیه نگران شده بودند. آژانس بین‌المللی انرژی از روند نزولی قیمت نفت ابراز نگرانی می‌کند، البته نگرانی آنها از یک منظر دیگر است. آنها معتقد بودند با چنین روند نزولی قیمت نفت امنیت انرژی آنها به خطر خواهد افتاد. درست است که آنها در آن شرایط برای خرید نفت پول کمتری می‌پرداختند، اما بدرستی به این نتیجه رسیده بودند که اگر روند به همین صورت ادامه پیدا کند تمام سرمایه‌گذاری‌ها در صنعت نفت متوقف می‌شود و اگر امروز سرمایه‌گذاری نشود نیاز فردا قابل پاسخگویی نیست. می‌دانیم نیاز فردا بیش از امروز است، پس باید سرمایه‌گذاری شود. خود آنها اظهار نگرانی کردند که این قیمت‌ها خیلی پایین است. این قیمت‌های خیلی پایین چند ضرر برای آنها دارد. اولا سرمایه‌گذاری‌ها را متوقف می‌کند. معلوم نیست نیاز آتی آنها چطور پاسخ داده خواهد شد. آنها سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی وسیع کرده بودند که از منابع دیگر، نفت مرسوم را تولید کنند.

به طور مثال آنها نگران بودند که برنامه‌ریزی گسترده‌شان برای سوخت‌های گیاهی با این قیمت‌های پایین اقتصادی متوقف شود؛ بنابراین نگرانی‌شان بیشتر برای خودشان بود که با این قیمت‌ها نیاز آتی آنها چه از طریق نفت و چه از طریق دیگر حامل‌های انرژی می‌تواند در معرض خطر قرار گیرد.

در نتیجه ما شاهد شرایطی بودیم که نه‌فقط تولیدکنندگان، بلکه مصرف‌کنندگان هم نگران شده بودند، البته مدیریت این قضیه مدیریت موفقی بود. می‌توان گفت یکی از موفق‌ترین آزمون‌های اوپک بود که تا اینجا پشت سر گذاشته شده بود. ما شاهد بودیم که قیمت‌ها از حدود 33 دلار به 80 دلار رسیده است و یک مقدار اطمینان و آرامش به صنعت نفت برگشته است.

نگرانی تولیدکنندگان تا حدی کمتر شده، سرمایه‌گذاری‌ها دوباره در حال احیا شدن است و نوعی اطمینان به بازار برگشته است.

فکر می‌کنید این رویه چقدر ثبات داشته باشد؟

ثبات این وضع طبیعتا بستگی به مدیریت بازار دارد. اوپک نمی‌تواند بلافاصله این تصمیم خود را لغو کند. ما هنوز در مرحله کاهش تولید به سر می‌بریم، پس هنوز سهمیه‌بندی وجود دارد.

من از آقای میرکاظمی اظهارنظری دیدم که گفته بودند ممکن است سهمیه‌بندی‌ها در اوپک تغییر کند.

طبیعتا ما تا آخر که نمی‌توانیم در شرایط کاهش تولید به سر ببریم. اگر وضع تقاضا بهتر شود و نیاز به نفت اوپک افزایش پیدا کند، اوپک می‌تواند بتدریج کاهش خود را اعمال کند.

البته برخی کشورهای اروپایی پیش‌بینی کرده‌اند که ممکن است قیمت نفت حتی به 3 رقم هم برسد.

آن پیش‌بینی‌ها برای یکی دو سال آینده نیست. برای میان‌مدت است. من بعید می‌دانم، چرا که اوپک در حال حاضر ظرفیت مازاد قابل توجهی دارد، بنابراین اگر نیازی در بازار به وجود بیاید آن را تامین می‌کند. این نیاز الان در بازار نیست، چون عرضه و تقاضا به هم نزدیک و با هم متعادل هستند. چیزی که در بازار عرضه می‌شود تقریبا نزدیک به تقاضای بازار است.

پس این افزایش قیمت به چه دلیل است؟

ذخیره‌سازی‌ها هم در سطح بالایی قرار دارد. در حال حاضر امیدواری‌هایی در بازار به وجود آمده که ناشی از بهبود وضعیت اقتصادی است.

اخباری داریم که نشان می‌دهد ما از فضای رکود کم‌کم خارج می‌شویم، البته قطعا نمی‌توانیم به طور کامل خارج شویم. به نظر می‌آید اقتصاد دنیا بتدریج در حال خارج شدن از رکود است. می‌گویند در سال 2010 دنیا به طور کامل از رکود خارج می‌شود.

پس با این فضای مثبتی که ایجاد شده تقاضا هم برای زمستان امسال و هم سال آینده به صورت افزایشی تعدیل شده، یعنی الان همه انتظار دارند تقاضا بیش از چیزی باشد که فکر می‌کنند. بخصوص برای سال 2010 چون در 2009 نه تنها افزایش تقاضا نداشتیم، بلکه تقاضا کاهش هم پیدا کرد، یعنی تقاضای منفی داشتیم.

برای سال 2010 پیش‌بینی می‌کنند بین 700 هزار تا یک میلیون و 400 هزار تقاضای مثبت داشته باشیم. پس این امیدواری در بازار به وجود آمده که تقاضا در حال بهبود است و حتی می‌تواند تا بیش از یک میلیون بشکه افزایش پیدا کند. این فضای مثبت در بازار اثرگذاشته و باعث تقویت قیمت‌ها شده، ضمن این که بخشی از افزایش قیمت‌ها به خاطر پوشش ضعف دلار است.

اوپک به این فکر هست که به طور کلی دلار را از معاملات نفتی حذف کند؟

دلار یک نقش قیمت‌گذاری دارد. می‌گویند نفت 70 دلار است، 80 دلار است. قیمت‌ها به دلار اعلام می‌شود اما این که کشورها خودشان را از وابستگی به دلار نجات دهند، مقدار زیادی برمی‌گردد به سیاست هر کشوری که می‌تواند برای خودش یک مدیریت ارز داشته باشد یعنی کشورها می‌توانند درآمد نفتشان را به دلار یا دیگر ارزها هم داشته باشند.

مدیریت درآمدها به عهده خود کشورهاست. من 3 سال پیش در قسمت فروش معاون بازاریابی بودم. در یک مجموعه تصمیم‌گیری شد که درآمدهای نفتی را از دلار به ارزهای دیگر ببریم چون این پیش‌بینی وجود داشت به ما گفتند ما از مشتریان خواستیم موقعی که می‌خواهند پول نفت ما را بدهند، به دلار ندهند بلکه به ارزهای معتبری که ما می‌گوییم بدهند. ما با مشتریان مذاکره کردیم. ابتدا قبول نمی‌کردند. اصرار کردیم. بتدریج یک‌ سری از آنها را متقاعد کردیم. همین طور ادامه دادیم تا این که بیش از 80 درصد دریافتی‌های ما غیر از دلار شد. این کاری بود که خودمان انجام دادیم.

ما نمی‌توانستیم منتظر باشیم که در یک جای دنیا برایمان تصمیم بگیرند. ما کالایمان را می‌دهیم و قیمت آن را به هر ارزی که مایل هستیم دریافت می‌کنیم. ممکن است آن کالا براساس دلار قیمت‌گذاری شده باشد یا به هر ارز دیگری باشد. بانک مرکزی از کار ما راضی بود. این کار سبب شد ما خودمان را در مقابل نوسانات دلار بیمه کنیم. قدرت آن پولی که دریافت کردیم افزایش پیدا کرد. این کار کار خوب، سنجیده و بموقع بود.

ممکن است کشورهای دیگر هم بخواهند تصمیمات سیستماتیک بگیرند و در کل اوپک چنین اتفاقی بیفتد؟

ممکن است، اما من می‌گویم چرا ما تا آن موقع معطل شویم؛ ما منافع ملی خودمان را حتی یک روز هم به خطر نمی‌اندازیم. مطمئنم کشورهای دیگر هم کم و بیش این کارها را کرده‌اند.

منظورم این است که ممکن است اعضای اوپک یک ارز واحد را مبنای معاملات نفتی خود قرار دهند؟

این یک تصمیم جمعی است. شاید بعضی کشورها مایل باشند این کار را انجام دهند اما به هیچ وجه مایل نیستند روی آن تبلیغ‌کنند چون روابط سیاسی و بحث‌های استراستژیک دارند. ممکن است در عمل مثل ما عمل کرده باشند اما سعی می‌کنند بعد تبلیغاتی‌اش را کتمان کنند و با چراغ خاموش این کار را انجام دهند.

مطمئن باشید هیچ کشوری در مورد کم ارزش شدن دارایی خودش ساکت نمی‌نشیند حتما هر کس برای خود کاری کرده است. اما احتمالا بعضی از اینها مایل نیستند کار خود را اعلام کنند.

ما برای رسیدن به وضعیت مطلوب به اوپک چقدر باید تلاش کنیم؟

باید وضعیت مطلوب را تعریف کنیم. ما موقعی که وارد یک سازمان بین‌المللی می‌شویم که با دیگر کشورها دور میز بنشینیم. طبیعتا باید مقداری از مطالبات خودمان را تقلیل دهیم و بپذیریم در یک حرکت گروهی مصالح گروه مطرح است و مصالح ما هم در همان است.

منتها مساله این است که اگر ما به صورت فردی حرکت کنیم بهتر می‌توانیم مصالح‌مان را حداکثر کنیم یا این که اگر در یک گروه حرکت کنیم، منافع مان به حداکثر تبدیل می‌شود؟

این یک سوال جدی است. تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که مصالح خودمان را در یک گروه پیگیری کنیم. به همین سبب نه تنها ما عضو اوپک هستیم بلکه عضو سازمان‌های بین‌المللی دیگر هم هستیم. سعی می‌کنیم در مجامع و محافل حضور فعال داشته باشیم. پس سیاست ما این است که در سازمان‌های بین‌المللی حضور فعال داشته باشیم، برخلاف خواسته دشمنانمان که سعی در منزوی کردن ما در دنیا دارند.

چقدر می‌توانیم در این همگرایی موفق باشیم؟

این به سیاست کلان برمی‌گردد. در کلان مملکت این تصمیم‌گیری شده که ما با دست خودمان، خودمان را از مجامع بین‌المللی کنار نزنیم. طبیعتا آنها که می‌خواهند ما را منزوی کنند از این کار استقبال می‌کنند. الان هم دنیا دنیایی نیست که شما بتوانید با حرکت تکروی منافع خود را به حداکثر برسانید و همه در حال تشکیل بلوک‌های منطقه‌ای هستند؛ هر منطقه‌ای برای خودش تصمیمات و تشکل‌های گروهی به وجود می‌آورد. در چنین فضایی وقتی ما به جمعی اضافه می‌شویم انتظار این که تمام جمع منافع خودشان را فراموش کنند و منافع ما را در نظر بگیرند و صرفا به حرف‌های ما گوش دهند و مطیع ما شوند انتظار سنجیده‌ای نیست. در حرکت گروهی ضمن این‌که باید منافع خودمان را دنبال کنیم سعی می‌کنیم به اهداف برسیم از حرکت‌های فردی پرهیز کنیم. با این دید که ما در یک سازمان بین‌المللی به اسم اوپک عضو هستیم، کشورهای دیگر هم عضو هستند، آنها هم نقطه نظرات و خواسته‌هایی دارند. طبیعتا ما همیشه باید به سمت مطلوبی حرکت کنیم که خیلی بهتر از وضعیت موجود باشد، اما مطلوب باید تعریف شود. اگر مطلوب، همگرایی کامل کشورها باشد طبیعتا خیلی بهتر از وضعیت موجود خواهد بود.

قرار است در 50 سالگی اوپک چه اتفاقی بیفتد؟ پیشنهاد ایران برای این دوره چیست؟

50 سالگی در واقع نوعی گرامیداشت است. در پنجاهمین سال برخی کارها را خود کشورها انجام خواهند داد. ان‌شاءالله ما در کشور خودمان برنامه‌هایی خواهیم داشت.

چه برنامه‌ای؟

اینها باید تنظیم و هماهنگ شود.

زمان آن دقیقا کی است؟

زمانی که اوپک تاسیس شد ماه سپتامبر بود. خود دبیرخانه اوپک در حال تنظیم برنامه‌هایی برای پنجاهمین سال است که اجرا خواهد شد.

در این برنامه‌ها نمایشگاه برگزار خواهد شد. تعدادی سخنرانی ایراد خواهد شد، به کسانی که در سطح دنیا در مورد اوپک مقاله یا کتاب نوشته‌اند جوایزی اعطا خواهد شد. کشورها هم می‌توانند این مطالب را در مورد اوپک ارائه دهند.

ما برای این کار طرح و برنامه‌ای نداریم؟

ما منتظر هستیم که دبیرخانه برنامه‌هایش را نهایی کند؛ هماهنگ با برنامه‌های دبیرخانه ما هم برنامه‌هایمان را ارائه خواهیم داد.

اجلاس آذرماه اوپک در وین برگزار می‌شود؟

روسیه به دنبال بازگشت به قدرت سابق خود در عرصه اقتصاد جهانی است و به همین دلیل علاقه‌مند به حضور در نشست‌های اوپک است

خیر، در آنگولاست. از زمانی که ریاست اجلاس چرخشی شده هر وزیری که رئیس اجلاس می‌شود یک اجلاس فوق‌العاده را در کشور خود برگزار می‌کند مثلا الجزایر در کشور خودش برگزار کرد. آنگولا در دسامبر امسال می‌خواهد در آنگولا برگزار کند. سال آینده وزیر نفت اکوادور رئیس اجلاس است. ایران نایب‌رئیس است. اکوادور هم می‌خواهد برگزار کند و سال بعدش که به ایران رسید ایران هم ...

کشور جدیدی درخواست عضویت نکرده است؟

من خبر جدیدی ندارم. ولی شنیدم بعد از چندین اجلاس که غیراوپکی‌ها را دعوت نکردند، در اجلاس آنگولا قرار شد غیراوپکی‌ها هم حضور داشته باشند.

مثلا کدام کشورها؟

آنهایی که معمولا می‌آیند و در جلسات قبلی هم آمده بودند مثل روسیه.

روسیه چه هدفی را دنبال کرد که در یکی دو تا از اجلاس‌های اوپک شرکت کرد؟

روسیه اعتقاد دارد با اوپک همگرایی زیادی دارد و تمایل دارد به اوپک نزدیک شود.

به این معنا که شاید بخواهد اوپک را به شکلی تحت سیطره خود بگیرد؟

خیر. مایل به عضویت در اوپک نیست. تا این ساعت نشنیدم که درخواست عضویت داده باشد، علی‌رغم این‌که نمی‌خواهد عضو شود و تعهدات داخلی اوپک را بپذیرد، به دلیل منافع مشترکی که با هم داریم بسیار مایل است به اوپک نزدیک شود.

ممکن است این نزدیکی روی تصمیمات و سیاست‌های کشورها اثرات بیرونی داشته باشد؟

برنامه آنها این است که در اقتصاد دنیا نقش فعالی پیدا کنند. برنامه کلانی دارند که در اقتصاد دنیا حالت انفعالی نداشته باشند. در یکی از اجلاس‌هایی که آقای پوتین حضور داشت از خود ایشان شنیدم که گفتند روسیه از این به بعد می‌خواهد در معماری اقتصاد جهانی نقش موثر داشته باشد. به همین سبب بشدت مایل هستند به اوپک نزدیک شوند و با اوپک همگرایی داشته باشند. حتی مایلند نشست‌های مشترک داشته باشند و اوپکی‌ها را دعوت کنند. ولی مایل نیستند عضو اوپک شوند و تعهداتی را بپذیرند.

غیر از روسیه کدام کشورها؟

جمهوری آذربایجان، مکزیک، سودان و قزاقستان معمولا می‌آیند. رئیس اجلاس که وزیر نفت آنگولاست اینها را دعوت کرده است. تعدادی از غیراوپکی‌ها را دعوت کرده ما حدس می‌زنیم همان‌هایی باشند که در گذشته هم بوده‌اند. امیدواریم این باب همکاری جدیدی را باز کند.

مجمع کشورهای صادرکننده‌ گاز در حال شکل‌گیری است. این نهاد چقدر می‌تواند از لحاظ تشکیلاتی و شکلی شبیه اوپک باشد و چه هدفی را دنبال می‌کند؟

سازمان‌های بین‌المللی در این ردیف تقریبا مشابه هم هستند. در اوپک عالی‌ترین سطح اجلاس وزارتی است. تصمیم‌گیری‌ها در آنجا انجام می‌شود. در مجمع کشورهای صادرکننده گاز هم عالی‌ترین مرجع اجلاس وزارتی است. در سازمان‌ها یک هیات وجود دارد که به آن هیات عامل می‌گویند. معمولا در این سازمان‌ها از هر کشوری منتخبینی هستند که کمیته اجرایی یا هیات عامل را تشکیل می‌دهند که طبیعتا کارهای مختلف در دبیرخانه آن برنامه‌ریزی می‌شود. پس در عالی‌ترین سطح یک اجلاس وزارتی‌ داریم، بعد هیات عامل یک کمیته اجرایی است. طبیعتا بعد هم یک دبیرخانه و یک دبیرکل هست و تعدادی پرسنل.

فشار خاص سیاسی برای تشکیل این مجمع به کشورها بخصوص به ایران اعمال نشد. برای تشکیل آن مانعی وجود نداشت یا کشور و قدرتی از این‌که ایران برای تشکیل چنین مجمعی احساس خطر کند؟

شاید به خاطر محوریت ایران نبوده، اما وقتی چنین سازمانی تشکیل شد، ما دیدیم عمده کشورهای غربی استقبال نمی‌کنند. چون در حال حاضر بازار گاز بازاری است که مدیریت نمی‌شود. حتی به دلیل رقابت منفی‌ای که صادرکنندگان گاز با هم دارند مصرف‌کنندگان سود می‌برند و قیمت گاز بسیار نازل است. صادرکنندگان با هم هماهنگی ندارند. به همین سبب همه‌شان ضرر می‌کنند. الان قیمت‌های نفت توانست روند نزولی خود را تغییر دهد و روند صعودی بگیرد، اما در مورد گاز این طور نشد.

فکر می‌کنید چقدر زمان می‌برد تا این مجموعه شکل منسجم و منظم به خود بگیرد و مثل اوپک شود؟

همان طور که گفتم اوپک در طول 10 سال اول خود تقریبا در بازار نقشی نداشت. احتمالا زمانش از زمان اوپک کوتاه‌تر خواهد بود. وقتی بحث این مجمع جدی می‌شود، کشورهای غربی موضع می‌گیرند.

فکر می‌کنم بعد از پیشنهاد رهبر معظم انقلاب در دیداری که با پوتین داشتند مبنی بر تشکیل چنین مجمعی در نهایت 2 یا 3 سال زمان برد که چنین چیزی پیگیری جدی شد و شکل گرفت. چقدر زمان می‌برد که به ثبات برسد و به شکل یک مجمع در بیاید؟

از آن زمان که رهبر معظم انقلاب تاکید کردند ما باید تاسیسات‌مان را جدی بگیریم، در فاصله کمتر از 2 سال اساسنامه مجمع تنظیم شد و روی کلمه به کلمه آن بحث شد. این اساسنامه در زمستان گذشته در مسکو توسط اعضا امضا شد. (در کمتر از 2 سال)‌

این کار طی 8 جلسه که از نمایندگان کشورها تشکیل شده بود روی کمیته عالی‌رتبه‌ای توافق کردند. 2 جلسه اول این کمیته در مسکو بود. جلسه سوم در قطر، جلسه چهارم در قاهره، ششم در مسکو، هفتم در کاراکاس ونزوئلا و هشتم دوباره در مسکو که به وزرا ارائه شد و وزرا امضا کردند. در کمتر از 2 سال این اساسنامه تهیه شد.

غیر از ایده، گفتید 8 جلسه در کمتر از 2 سال برگزار شد و اساسنامه به امضا رسید. بجز ایران آیا کشور دیگری هم بود یا این‌که ایران به‌تنهایی رهبری می‌کرد؟

نقش ایران خیلی برجسته بود. چون از ابتدا پیشنهاد چنین مجمعی پیشنهاد ایران بود. چون در شرایط خاص بین‌المللی که ما داشتیم این پیشنهاد مطرح شد. به همین دلیل عرض می‌کنم. ایران در ایجاد چنین مجمعی نقش اساسی را ایفا کرد. پیشنهاد اولیه اساسنامه به مجمع را ایران ارائه کرد. حتی آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها را ایران به این مجمع ارائه کرد. اما نمی‌خواهیم بگوییم ما نقش رهبری داشتیم. بلکه تمام اعضا در این قضیه همراهی و همکاری کردند. کمک کردند تا این که در نهایت توانستیم در زمستان گذشته این اساسنامه را به امضای وزرا در مسکو برسانیم. کماکان در ادامه نیازمند همکاری همه هستیم.

اجلاس بعدی کی تشکیل می‌شود؟

اجلاس وزارتی بعدی هم بهار امسال در الجزایر خواهد بود، چون سال آینده الجزایر براساس حروف الفبا اولین رئیس اجلاس خواهد بود. تا حالا این طور بوده که در هر کشوری که اجلاس برگزار می‌شد، وزیر نفت آن کشور رئیس اجلاس می‌شد. مثلا وقتی در مسکو جلسه داشتیم، وزیر انرژی روسیه جلسه را اداره می‌کرد و رئیس اجلاس بود. وقتی در قطر تشکیل جلسه دادند، قطر رئیس اجلاس شد.

زیبا اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها